TGViewer
Channel Public Channel
ParaMed Pro🧪

ParaMed Pro🧪

@paramedpro

دانش ، مهارت ، مسیر حرفه‌ای پیراپزشکی
Subscribers
267
Photos
14
Videos
7
Links
17

Showing posts older than #246 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #245 228
"
رفته اید مصاحبه شغلی یا تحصیلی یا اصلا در جلسه اشنایی و خواستگاری.

شما یک مشکل رفتاری دارید که نیاز به اصلاح دارد.
کدام جمله را بکار می برید. 
من ذاتاً این‌طوری هستم"
"من فعلا این طوری هستم
".
 کدامیک یک مسیر تحصیلی یا حرفه‌ای را تسهیل می کنه. و کدامیک فرصت‌های رشد و رقابت را از ما می گیره.

من مسوول فنی هستم و به دانشجو می‌ گویم
: «سرعت عملت را افزایش بده.»
«دقتت را بیشتر کن.»
«مهارت ارتباطی‌ات را تقویت کن.»
اما پاسخ می‌دهد:
«استاد، من ذاتاً کندم.»
«من آدم دقیقی نیستم.»
«روابط عمومی من ذاتاً ضعیف .
از نظر علمی، میان این دو جمله تفاوت زیادی وجود دارد:
«من در حال حاضر در این مهارت ضعیفم.»
و
«من ذاتاً در این مهارت ضعیفم و کاری از دستم برنمی‌آید.»
اولی وضعیت فعلی را توصیف می‌کند؛ دومی امکان تغییر را محدود می‌کند.
بسیاری از مهارت‌های موردنیاز دانشگاه و محیط کار ــ مانند ارتباط مؤثر، مدیریت زمان، دقت، حل مسئله و عملکرد حرفه‌ای ــ قابل یادگیری و تقویت‌اند. البته تفاوت‌های فردی و توانایی‌های اولیه واقعی‌اند، اما این به معنای ثابت و تغییرناپذیر بودن عملکرد انسان نیست.
بنابراین وقتی مسوول فنی یا سوپروایزور می‌گوید:
«سرعت عملت را افزایش بده»
یعنی:
«سطح فعلی عملکردت برای این موقعیت کافی نیست؛ این مهارت را باید تقویت کنی.»
پس به جای اینکه بگوییم:
❌ «من ذاتاً بی‌دقتم.»
بگوییم:
✅ «دقتم در حال حاضر پایین است و روش کار می کنم و اصلاح کنم.»
به جای:
❌ «من روابط عمومی ندارم.»
بگوییم:
✅ «مهارت ارتباطی من نیاز به تمرین دارد.»
و به جای:
❌ «من ذاتاً کندم.»
بگوییم:
✅ «سرعت عملکردم پایین است؛ باید ببینم چگونه می‌توانم آن را بهبود بدهم.»

دانشگاه فقط جای یاد گرفتن مطالب درسی نیست؛ جای ساختن خود حرفه‌ای ما نیز هست.

رشد یعنی وقتی محیط به ما می‌گوید «این مهارت را نیاز داری»، به جای دفاع از ضعف خود بپرسیم:
«چطور می‌توانم این مهارت را یاد بگیرم؟»
  • ❤ 5
Post #244 175
سلام بر همکاران و دانشجویان عزیز.
۳۰ شهریور ۱۴۰۵ و یک نکته جدید خدمت شما
👇.
  • ❤ 2
Post #243 203
مهارت ارتباطی یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که هر دانشجو برای موفقیت در محیط دانشگاه، کار و زندگی به آن نیاز دارد. متن زیر در همین راستا است.

آنچه بعد از یک جمله می‌ماند.

هرکدام از ما خاطرات تلخی داریم که پس از سال‌ها همچنان در ذهن و قلبمان باقی مانده اند.
یک جمله، شوخی، تمسخر یا حتی نگاهی ساده، ممکن است اعتمادبه‌ نفس و احساس ارزشمندی فردی را تحت تأثیر قرار دهد؛ در حالی که گوینده شاید چند لحظه بعد آن را فراموش کرده باشد.

گاهی نیز کسی که این زخم را ایجاد می‌کند، هیچ قصد بدی نداشته است.

اما نکته مهم این است که نیت ما همیشه با نتیجه حرفمان یکسان نیست. ممکن است قصد شوخی یا خیرخواهی داشته باشیم، اما کلاممان برای دیگری سنگین و دردناک باشد.

گاهی بهترین مهارت ارتباطی، خوب حرف زدن نیست؛
بلکه دانستنِ زمانِ حرف نزدن است.


بلوغ ارتباطی شاید همین باشد:

بدانی چه می‌توانی بگویی، اما نگویی.

گاهی یک حرفِ نگفته، می‌تواند یکی از زیباترین کارهایی باشد که در حق خود و دیگری انجام می‌دهیم.
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
  • 👏 11
  • ❤ 1
Post #241 206
هفتاد نوع دیوانه؛ یا هفت میلیارد جور آدم؟ یک تجربه شخصی.
در همسایگی ما زن سالخورده‌ای زندگی می‌کرد که صفای خاصی داشت؛ از آن آدم‌هایی که نگاهشان به زندگی، ساده بود اما در همین سادگی، نکته‌های عمیقی پیدا می‌شد.
مثلاً هر وقت از شور بودن آب یا کوزه‌ای صحبت می‌کردیم، آن را به نوشیدن آب توسط احمد، پسرش، ربط می‌داد. معتقد بود اگر اول یک دختر از کوزه آب بخورد، لب کوزه شیرین می‌شود و اگر یک پسر آب بخورد، لب آن شور می‌شود!
اما جمله‌ای از او شنیدم که با وجود گذشت بیش از چهل سال، هنوز گاهی در موقعیت‌های مختلف به یادش می‌افتم.
وقتی درباره تفاوت رفتار احمد و عنایت، دو پسر آخرش از میان نه پسر، با او صحبت می‌کردیم، با همان سادگی و آرامش می‌گفت:
«مادر، اشکال نداره؛ هفتاد نوع دیوانه داریم. یک نوعش احمده، یکی هم عنایت!»
آن روزها شاید این جمله برایمان فقط یک شوخی شیرین بود، اما امروز که به آن فکر می‌کنم، می‌بینم در پس آن سادگی، نوعی پذیرش عمیق تفاوت‌های انسانی وجود داشت. او تفاوت فرزندانش را می‌دید، آن را پذیرفته بود و ظاهراً ضرورتی نمی‌دید که همه را شبیه هم کند.
حالا هر وقت با تفاوتی در رفتار، شخصیت یا نگاه آدم‌ها روبه‌رو می‌شوم، ناخودآگاه با خودم می‌گویم:
«به قول مادر محمد، هفتاد نوع دیوانه داریم!»
البته نمی‌دانم چرا «هفتاد» را انتخاب کرده بود. شاید خودش از کسی شنیده بود، شاید هم فقط عددی برای بیان «خیلی زیاد» بود. گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر امروز زنده بود، شاید می‌گفت: «هفت میلیارد نوع دیوانه داریم!»
این تفاوت‌ها را که کنار هم می‌گذارم، به محیط دانشگاه و کلاس درس هم فکر می‌کنم. اگر من، به عنوان استاد، تفاوت‌های فردی دانشجویان را واقعاً ببینم و بپذیرم؛ اگر قبول کنم که آدم‌ها الزاماً نباید یک جور فکر کنند، یک جور یاد بگیرند، یک جور پاسخ بدهند یا حتی یک جور واکنش نشان دهند، شاید بتوانیم محیطی آرام‌تر و انسانی‌تر داشته باشیم؛ محیطی که در آن، تفاوت داشتن نه یک اشکال، بلکه بخشی طبیعی از انسان بودن باشد.
این یادآوری، مرا به خاطره دیگری هم می‌برد.
سال‌ها پیش، وقتی کلاس دوم راهنمایی بودم، معلم علوممان در پاسخ به بعضی از سؤال‌ها جمله‌ای کلیشه‌ای داشت که آن روزها برای ما عجیب بود. می‌گفت:
«جواب‌ها متفاوت است.»
ما بچه‌ها آن روزها تصور می‌کردیم او جواب سؤال را نمی‌داند و این جمله را برای فرار از پاسخ دادن می‌گوید!
امروز اما، بعد از سال‌ها، فکر می‌کنم آقای نام‌آور شاید جواب بسیار هوشمندانه‌ای داشته است؛ چون واقعاً بسیاری از سؤال‌ها فقط یک پاسخ ندارند. پاسخ درست گاهی به زاویه نگاه، تجربه، دانش و حتی شرایط انسان‌ها بستگی دارد.
و البته نکته مهم‌تر این است که ممکن است پاسخ‌های متفاوتی داشته باشیم و در عین حال، همه آن پاسخ‌ها هم اشتباه باشند.
شاید یکی از درس‌های مهم آموزش همین باشد:

اینکه به جای اینکه همیشه به دنبال یک پاسخ واحد باشیم، یاد بگیریم تفاوت پاسخ‌ها را ببینیم، دلیل تفاوتشان را بفهمیم و پیش از قضاوت، زاویه نگاه دیگری را هم امتحان کنیم.
شاید در نهایت، همان جمله ساده مادر محمد حرف مهمی برای ما داشته باشد:
ما قرار نیست همه شبیه هم باشیم؛ ما فقط هفتاد نوع نیستیم، میلیاردها جوریم.
و شاید هنر معلم این نباشد که همه این آدم‌های متفاوت را شبیه هم کند؛

هنرش این باشد که کمک کند هر کدام، در تفاوت خودشان، فرصت دیده شدن، فهمیده شدن و رشد کردن پیدا کنند.
شامگاه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
  • ❤ 10
Post #240 185
کارگاه تند خوانی جهت ثبت نام به خانم شبنم رضاپور ورودی ۱۴۰۴ علوم آزمایشگاهی تماس بگیرید.
پوستر تهیه شده توسط شبنم رضاپور. با سپاس فراوان از ایشان.
  • ❤ 8
Post #239 195
  • ❤ 8
Post #238 187
ParaMed Pro🧪 مقاله مفصلی است. و فوق العاده تاثیر گذار. موضوع خوبی برای یک سخنرانی سمینار میز گرد دانشجوبی با حضور اساتید هست. ایا کسی هست ما را یاری کند.
ضمن تشکر و قدردانی از سرکار خانم فاطمه خسروانی ترم سوم علوم ازمایشگاهی دانشجویانی که قصد همکاری دارند با ایشان تماس بگیرند.
  • ❤ 2
Post #237 194
لینک مقاله
Post #235 192
شاید از خودتان بپرسید چرا این قدر روی این موضوعات تاکید می کنید. دلیل اصلی آن تجربه شخصی است.
ما و نسل ما اگر موفقیتی دارد از رعایت ناخودگاه و فقط از سر try and error است که انجام داده است.
و به عکس
هر کجا نقصان وجود داشته ناشی از عدم آگاهی و عدم رعایت این اصول است.
لذا بسیار تاکید دارم که امروز دانستن و آشنایی با توانمندی ها مغز بسیار بسیار در پیشرفت موثر هست.
  • 👏 1
Post #234 189
مقاله مفصلی است. و فوق العاده تاثیر گذار.


موضوع خوبی برای یک سخنرانی سمینار میز گرد دانشجوبی با حضور اساتید هست.
ایا کسی هست ما را یاری کند.
  • ❤ 3
Post #233 205
✓
Jeffrey A. Kleim & Theresa A. Jones
عنوان مقاله:
Principles of Experience-Dependent Neural Plasticity: Implications for Rehabilitation After Brain Damage
ترجمه عنوان:
اصول نوروپلاستیسیته وابسته به تجربه: پیامدهای آن برای توانبخشی پس از آسیب مغزی
مجله: Journal of Speech, Language, and Hearing Research
سال انتشار: 2008
جلد: 51، شماره 1
ایده ده فرمان نوروپلاستیسیته


Use It or Lose It — استفاده کن یا از دستش می‌دهی
اگر یک عملکرد عصبی برای مدت طولانی استفاده نشود، ممکن است ضعیف شود.


Use It and Improve It — استفاده کن تا بهتر شوی
استفاده و تمرین هدفمند می‌تواند عملکرد عصبی را بهبود دهد.


Specificity — اختصاصی بودن
مغز دقیقاً در پاسخ به نوع فعالیتی که انجام می‌دهیم تغییر می‌کند؛ بنابراین تمرین باید متناسب با هدف توانبخشی باشد.


Repetition Matters — تکرار اهمیت دارد
برای ایجاد تغییرات پایدار در مغز، تکرار کافی لازم است.


Intensity Matters — شدت اهمیت دارد
میزان و شدت تمرین می‌تواند بر میزان پلاستیسیته و یادگیری اثر بگذارد.


Time Matters — زمان اهمیت دارد
زمان‌بندی شروع و ادامهٔ تمرین می‌تواند بر تغییرات عصبی تأثیرگذار باشد.


Salience Matters — معناداری اهمیت دارد
فعالیتی که برای فرد مهم و معنادار باشد، ظرفیت بیشتری برای ایجاد تغییرات وابسته به تجربه دارد.


Age Matters — سن اهمیت دارد
پلاستیسیته در سنین مختلف وجود دارد، اما ویژگی‌ها و ظرفیت آن در طول عمر یکسان نیست.


Transference — انتقال
تمرین یک مهارت می‌تواند در بعضی شرایط به عملکردهای مشابه کمک کند، اما این انتقال لزوماً خودکار نیست.


Interference — تداخل
بعضی تغییرات یا یادگیری‌های قبلی می‌توانند با یادگیری یا عملکرد جدید تداخل ایجاد کنند.
.
  • ❤ 5
Post #232 176
امروز ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
درود بر همکاران و دانشجویان عزیز. روزی پر برکتی را برایتان آرزو دارم.
  • ❤ 4
Post #231 195
حرف حساب.
دو راه بیشتر ندارم
۱.زحمت و مشکلات بی پولی را تحمل می کنم.
۲. زحمت و مشکلات پول دار شدن را قبول می کنم.
  • ❤ 15
Post #230 197
امروز ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
درود بر همکاران و دانشجویان عزیز.
شاد و شادی آفرین باشید
Post #228 219
جواب اقای دکتر کشتکار👇
Post #227 219

Forwarded from MohammadAli

سلام استاد شبتون بخیر
اگر امکانش هست این سوالات رو از آقای کشتکار بپرسید ممنون میشم .
حدود درصد ها در آزمون شما چقدر بوده ؟
احتمال ازمون دادن قبل از دریافت مدرک لیسانس هست ؟ ( من ترم ۳ هستم . )
منابع و کتاب تست های شما چی بودن
برای آزمون زبان کتاب خاصی داشتید یا کلاس خاصی رفتید ؟
در مصاحبه چه سوالاتی پرسیدن ؟ سوال درسی هم پرسیدن ؟
آیا ازمونی هست که از لیسانس بشه به رشته داروسازی رفت ؟
پیشاپیش از زمانی که صرف پاسخ به سوالات کردید سپاسگزارم .
  • ❤ 3
Post #226 192
چیزی چدیدی نیست
۸۰۰ سال پیش مولانا هم همین را گفته.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →