کمال همنشینکمال همنشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
«پسر نوح با بدان بنشست، خاندان نبوتش گم شد».
اما چرا همنشین چنین اثری دارد؟جواب ان در این جمله طلایی است:
همنشین فقط کسی نیست که کنار او مینشینی؛
کسی است که کمکم بخشی از نگاه تو به زندگی میشود. مغز انسان برای یادگیری، به شدت از محیط و دیگران استفاده میکند. رفتار اطرافیان را میبینیم و ناخودآگاه الگو میگیریم؛ شیوه حرف زدن، عادتها، نگرشها و حتی واکنشهای عاطفی میتوانند از طریق مشاهده و تکرار در ما شکل بگیرند. از طرفی، وقتی یک رفتار یا باور مرتباً در جمع ما تأیید میشود، برای مغز آشناتر و طبیعیتر به نظر میرسد. تکرار، الگوگیری و تأیید اجتماعی، آرامآرام مسیر فکر و رفتار ما را شکل می دهند.
چند سازوکار مهم وجود دارد:
یادگیری اجتماعی: مغز انسان دائماً رفتار و واکنش دیگران را مشاهده و از آنها یاد میگیرد؛ مخصوصاً از کسانی که زیاد با آنها در ارتباطیم.
تقلید ناخودآگاه: حالت صحبت کردن، لحن، عادتها و رفتارهای افراد نزدیک میتواند بهمرور در ما ظاهر شود.
پاداش و تأیید اجتماعی: وقتی دوستان یا خانواده را تأیید میکنند، مغز آن رفتار را ارزشمندتر تلقی میکند و احتمال تکرارش بیشتر میشود.
عادت و تکرار: چیزی که مرتب میبینیم و میشنویم، برای مغز آشناتر میشود و روی قضاوتها و انتخابهای ما اثر می گذارد.
استرس و هیجان: حالات عاطفی افراد نزدیک روی حالت عاطفی ما اثر می گذارند؛ به همین دلیل گاهی میگوییم «حالِ طرف به من منتقل شد».
شاید به همین دلیل است که می گویند.
کوچکِ جمعِ بزرگان باش،
نه بزرگِ جمعِ کوچکها
.
همنشینی با انسانهای رشدیافته، حتی اگر در آن جمع کوچک باشیم، ما را به رشد وامیدارد؛
و ماندن در جمعی که سقف فکری پایینی دارد، ممکن است همان سقف را برای خودمان هم عادی کند.