TGViewer
Channel Public Channel
ParaMed Pro🧪

ParaMed Pro🧪

@paramedpro

دانش ، مهارت ، مسیر حرفه‌ای پیراپزشکی
Subscribers
267
Photos
15
Videos
7
Links
18

Showing posts older than #204 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #203 175
اولین مطالب امروز از طرف دانشجوی فعال پای کار و علاقمند به پیشرفت خویش و همرا هان تقدیم می گردد.
سرکار خانم فاطمه ابراهیمی ورودی ۱۴۰۴ علوم آزمایشگاهی که شاهد پیشرفت ش در سال گذشته بوده ام و برای خودش در دانشگاه علوم پزشکی شیراز اسم و رسمی پیدا کرده است.

از طرف من تقدیم با ایشان.

چو ابراهیم، بگذر ز خطِّ آتش

چو ققنوس، برخیز از خاکِ آتش

فاطمه، زِ هیچ، جهانی بنا کن

ز خاکِ کمین، آسمانی بنا کن
  • ❤ 10
Post #202 164
درود بر سروران عزیز. اساتید و دانشجویان گرامی کانال ParaMed Pro
امروز پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
روزی همراه با آرامش و تفکرات خوب برای تان ارزومندم. شاد و شادی آفرین باشید.
  • ❤ 2
Post #201 180
هر شب فقط ۵ دقیقه در مورد سه چیز بنویس
۱. امروز چی یاد گرفتم
۲. بزرگترین اشتباهم چی بود.
۳. فردا مهمترین کارم چی هست.

ظرف یک ماه ۳۰ درصد پیشرفت می کنی
و با فقط ۱۰۰ روز ۱۰۰ درصد پیشرفت می کنی.
  • ❤ 2
Post #200 167
راهکارهای مدیریت استرس هنگام ارائه در کلاس
استرس هنگام ارائه در کلاس، به‌ویژه زمانی که قرار است در مقابل استاد و همکلاسی‌ها و یا برای یک مصاحبه شغلی صحبت کنید، تجربه‌ای شایع است. یادم هست از مرحوم دکتر سوزنگر استاد دوره کارشناسی ارشد در سال ۱۳۷۴ که می گفت هنوز هم بعد از ۳۰ سال تدریس صبح که کلاس دارم استرس دارم.

با چند روش علمی و کاربردی، این اضطراب را مدیریت کنید.
۱. مغز خود را با تمرین آماده کنید
راهکار عملی:
ارائه خود را ابتدا به‌تنهایی تمرین کنید.
سپس مقابل آینه یا دوربین صحبت کنید.
در مرحله بعد، برای یک دوست یا یکی از اعضای خانواده ارائه دهید.
در نهایت، شرایط کلاس را شبیه‌سازی کنید.
۲. به‌جای حفظ کردن، مفاهیم را یاد بگیرید
یکی از عوامل افزایش اضطراب، تلاش برای حفظ کردن تک‌تک جملات است.
برای ارائه مطالب علوم آزمایشگاهی، بهتر است محتوای خود را به چند بخش تقسیم کنید.
برای هر بخش، چند کلمه کلیدی روی کاغذ داشته باشید و با زبان خودتان توضیح دهید.
وقتی مفهوم را بدانید، فراموش کردن یک جمله معمولاً مانع ادامه ارائه نمی‌شود.
۳. قبل از ارائه، تنفس آرام‌ساز را امتحان کنید
اضطراب می‌تواند باعث افزایش ضربان قلب و تنش عضلانی شود. یکی از روش‌هایی که ممکن است به کاهش استرس کمک کند، تنفس آهسته و کنترل‌شده است.
۴. نگاه کردن به همه افراد ضروری نیست!
اگر نگاه مستقیم به چشم همکلاسی‌ها اضطرابتان را بیشتر می‌کند:
✅ به پیشانی یا ناحیه نزدیک چشم افراد نگاه کنید.
✅ نگاه خود را به‌صورت طبیعی بین چند نقطه از کلاس جابه‌جا کنید.
✅ ابتدا با فردی که احساس راحتی بیشتری با او دارید، ارتباط چشمی برقرار کنید.
با تمرین، برقراری ارتباط چشمی نیز می‌تواند آسان‌تر شود.
۵. اگر مطلب را فراموش کردید، چه کار کنید؟
این اتفاق برای بسیاری از ارائه‌دهندگان پیش می‌آید.
اگر ذهنتان برای چند ثانیه خالی شد:
🔸 مکث کنید و یک نفس آرام بکشید.
🔸 به کلمات کلیدی اسلاید نگاه کنید.
🔸 از یک جمله پل استفاده کنید:
«خب، حالا می‌رسیم به بخش مهم‌تر این موضوع...»
یا:
«برای درک بهتر این مطلب، اجازه بدهید یک مثال آزمایشگاهی بزنم.»
۶. با افکار اضطراب‌آور منطقی برخورد کنید
گاهی پیش از ارائه با خودمان می‌گوییم:
«حتماً خراب .»
«اگر اشتباه کنم، همه متوجه می‌شوند.»
این افکار می‌توانند اضطراب را تشدید کنند.
آن‌ها را با جملات واقع‌بینانه جایگزین کنید:
✅ «من لازم نیست کامل باشم؛ کافی است مطالب را تا حد توانم به‌خوبی توضیح دهم.»
✅ «اشتباه کردن بخشی از فرایند یادگیری است.»
۷. از موضوع رشته‌ات به‌عنوان نقطه قوت استفاده کن
وقتی ارائه‌ات با تجربه‌های علمی و عملی خودت ارتباط داشته باشد، توضیح دادن آن آسان‌تر می‌شود.
مثلاً اگر درباره یادگیری صحبت می‌کنی، می‌توانی بگویی:
«همان‌طور که ما در آزمایشگاه با تکرار یک تکنیک، مهارت بیشتری پیدا می‌کنیم، مغز نیز در فرایند یادگیری با تغییرات سازشی در شبکه‌های عصبی همراه می‌شود.»
۸. از خودت انتظار ارائه بی‌نقص نداشته باش
هدف نخست تو می‌تواند این باشد:
امروز فقط یک ارائه قابل‌قبول داشته باشم، نه یک ارائه بی‌نقص.
سخن اخر
قرار نیست در اولین ارائه، یک سخنران حرفه‌ای باشی.
قرار است با هر بار صحبت کردن، یک قدم به توانمندی بیشتر نزدیک شوی.
تو برای یاد گرفتن به دانشگاه آمده‌ای، نه برای اثبات بی‌نقص بودن خودت
.
  • ❤ 5
Post #199 152
یادگیری بهتر، از شناخت بهتر مغز آغاز می‌شود.

نوروپلاستیسیتی و نقش آن در یادگیری؛

آیا تاکنون از خود پرسیده‌اید که چرا برخی مطالب را به‌ راحتی به خاطر می‌سپاریم، اما یادگیری بعضی مفاهیم دشوار، به تمرین و تکرار بیشتری نیاز دارد؟
پاسخ بخشی از این پرسش در مفهومی به نام نوروپلاستیسیتی (Neuroplasticity) یا انعطاف‌پذیری عصبی نهفته است.
🔹 نوروپلاستیسیتی چیست؟
نوروپلاستیسیتی به توانایی مغز در تغییر و سازگاری ساختاری و عملکردی در پاسخ به تجربه، یادگیری، تمرین و محیط گفته می‌شود.
هر بار که یک مفهوم علمی را یاد می‌گیریم، یک مهارت آزمایشگاهی را تمرین می‌کنیم یا با تصاویر رادیولوژی جدید مواجه می‌شویم، شبکه‌های عصبی مغز می‌توانند با یکدیگر ارتباطات مؤثرتری برقرار کنند.
🔹 چگونه از نوروپلاستیسیتی برای یادگیری بهتر استفاده کنیم؟
✅ یادگیری فعال: به‌جای مطالعه صرف، از خودتان سؤال بپرسید.
✅ مرور فاصله‌دار: مطالب را در فواصل زمانی مختلف مرور کنید.
✅ تمرین عملی: مهارت‌های آزمایشگاهی و تصویربرداری را به‌صورت هدفمند تمرین کنید.
✅ یادگیری از خطاها: اشتباهات خود را بررسی کنید و علت آن‌ها را بیابید.
✅ ارتباط مفاهیم: دانش آناتومی، فیزیولوژی، پاتولوژی و تکنیک‌های تشخیصی را به یکدیگر مرتبط کنید.
✅ استراحت و خواب کافی: خواب در فرایند تثبیت برخی انواع حافظه و یادگیری نقش مهمی دارد.
سخن پایانی :
هر بار که با دقت مطالعه می‌کنید، یک مهارت را تمرین می‌کنید یا از اشتباه خود درس می‌گیرید، فرصتی برای تقویت مسیرهای یادگیری مغز فراهم می‌کنید.
به یاد داشته باشید:
یادگیری یک فرایند تدریجی است؛ به مغز خود فرصت رشد بدهید.
  • ❤ 5
Post #198 166
عشق ماندگارترین صدا. یک تجربه شخصی

خداحافظ، خداحافظ... آخر هفته خوبی داشته باشید.
ساعت یک و نیم گذشته. وقت اداری تمام شده بود همکاران خداحافظی کرده و رفته بودند. من مانده بودم و چند مطلب که باید برای کانال آماده می‌کردم تا امشب بارگذاری کنم؛
از نوروپلاستیسیته مغز و تأثیر آن بر یادگیری گرفته تا چند مطلب دیگر.

ساعت دو و نیم شده بود که آقای دکتر فرهادی آمدند. حدود نیم ساعت صحبت کردیم؛ درباره برنامه‌هایی که می‌تواند در پیشرفت تحصیلی و اشتغال دانشجویان مؤثر باشند.
صحبت از پیشنهادهای آقای رضایی درباره کارآموزی دانشجویان و آموزش تکنیک‌های آزمایشگاهی شد.
صحبت‌مان تمام شد و آقای دکتر رفتند.
داشتم مطالب جزوه دوم را کامل می‌کردم که آقای دکتر دوباره برگشتند. ساعت سه بعدازظهر بود.
هیجان زده گفتند:
«آقای رضایی در آزمایشگاه است و دارد به بچه‌ها الایزا آموزش می‌دهد.»

خیلی مشتاق شدم ببینمش. به اتفاق رفتیم آزمایشگاه بیوشیمی، طبقه اول.
در راه به دکتر گفتم: «این آدم عاشقه! آخر کدام آدم عاقلی ساعت سه و نیم بعدازظهر ۲۵ شهریور می‌آید و مجانی آموزش می‌دهد؟»
رسیدیم آزمایشگاه. و آقای رضایی ایستاده بود به دو تا از دانشجویان مشغول گذاشتن الیزا بودند.
همان چیزی بود که انتظار داشتم؛ چهره‌ای آرام و قلبی مطمئن.
برای من غریب نبود. از این چهره‌ها در سال‌های جنگ زیاد دیده‌ام.
سلام و احوالپرسی و از این حرف‌ها...
حدسم درست بود. پشت آن چهره ساده، قلب مهربانی بود.
گفت:
«زیاد فرصت نداریم. نمی‌دانیم فردا چه می‌شود. تا دستمان می‌رسد، یک کاری انجام بدهیم.»
در یخچال را باز کرد.
پر از کیت‌های الایزا بود.
فکر کردم فقط آمده آموزش بدهد.
نه!
کیت‌ها را خودش آورده بود.
در تمام صحبت‌هایش عشق به آموزش موج می‌زد. تمام حرفش دانشجویان بودند. می‌گفت:
«نباید انگیزه بچه ها کم بشود.»

و کلی صحبت دیگه که از یک کارشناس خبره آزمایشگاه انتظار داریم.
روحیه گرفتم. راست ش باور نمی کردم هنوز چنین افرادی داشته باشیم
بعضی چیزها را فقط باید ببینی. بعضی آدم‌ها را باید از نزدیک ببینی. با هیچ زبان و قلمی نمی‌شود بعضی صحنه‌ها و آدم‌ها را آن‌طور که باید، توصیف کرد.
یکی از دوستان می‌گفت:
«این روزها هرکس حالش خوب است و انگیزه دارد، باید بهش شک کرد؛ یا دیوانه است یا...»
امروز فهمیدم بعضی‌ها نه دیوانه‌اند و نه...
فقط عاقلانه عاشق‌اند.
  • ❤ 26
Post #197 156
سلام. بر دوستان عزیز. امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵. قلبتان به نور عشق روشن.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گوهر دوار بماند.
  • ❤ 4
Post #196 167
چرا ذهن ما محافظه‌کار است؟
قدیمی ها می گفتند کار را دست انجام می ده چشم می ترسه

.
فکر کنم منظورشون مغز بوده.
ولی چرا ذهن ما محافظه کار هست و چه اثار رفتاری داره.
حفظ بقا: مغز در طول تکامل یاد گرفته تهدیدها را جدی بگیرد. دیدن خطر حتی اگر احتمال آن کم باشد—می‌تواند واکنش احتیاطی ایجاد کند.
ترس از ناشناخته: چیزی که برایمان جدید است، قابل پیش‌بینی نیست؛ بنابراین ذهن ممکن است ابتدا با احتیاط به آن نگاه کند.
زیان‌گریزی: انسان معمولاً از دست دادن یک چیز را شدیدتر از به‌دست‌آوردن چیزی هم‌ارزش تجربه می‌کند. مثلاً ممکن است دانشجو بگوید: «اگر در این آزمون شرکت کنم و قبول نشوم چه؟» و به همین دلیل اصلاً اقدام نکند.
حفظ انرژی ذهنی: مغز همیشه به دنبال ساده‌ترین مسیر نیست، اما تمایل دارد از تصمیم‌گیری‌های پیچیده و تلاش زیاد اجتناب کند. به همین دلیل عادت‌های قدیمی گاهی بر رفتار جدید غلبه می‌کنند.
تجربه‌های قبلی: اگر فرد قبلاً شکست یا انتقاد را تجربه کرده باشد، ذهن ممکن است برای جلوگیری از تکرار آن، او را از موقعیت مشابه دور کند.
ارتباط با اهمال‌کاری دانشجویان
برای مثال، یک دانشجوی پیراپزشکی می‌خواهد در یک ارائه علمی شرکت کند اما می‌گوید:
«اگر خوب صحبت نکنم و بقیه به من بخندند چه؟ پس فعلاً تمرین نمی‌کنم.»

در اینجا ذهن تلاش می‌کند فرد را از احساس ناخوشایند احتمالی محافظت کند. نتیجه این است: فرد برای فرار از اضطراب، کار را عقب می‌اندازد و بعد به دلیل نزدیک‌شدن به انتهای فرصت اضطراب بیشتری پیدا می‌کند.
نکته مهم این است که هدف، حذف ترس نیست؛ یادگیریِ اقدام کردن با وجود ترس است.
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #195 156
معرفی کتاب «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر»

این کتاب نوشته دن آریلی (Dan Ariely) و اثری در حوزه اقتصاد رفتاری، روان‌شناسی تصمیم‌گیری و رفتار انسان است که نخستین‌بار در سال ۲۰۰۸ منتشر شد.

ایده اصلی کتاب این است که انسان‌ها همیشه بر اساس منطق و محاسبه دقیق تصمیم نمی‌گیرند؛ بسیاری از خطاهای تصمیم‌گیری ما تصادفی نیستند، بلکه الگوهایی نسبتاً منظم و قابل پیش‌بینی دارند. آریلی این موضوع را با استفاده از آزمایش‌ها و مثال‌های روزمره توضیح می‌دهد.

چرا این کتاب برای دانشجویان پیراپزشکی مفید است؟

برای دانشجویان رشته‌هایی مانند علوم آزمایشگاهی، رادیولوژی، و سایر رشته‌های پیراپزشکی، آشنایی با خطاهای شناختی و عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری می‌تواند در محیط دانشگاه و آینده شغلی کاربرد داشته باشد.

چند نمونه از کاربردهای کتاب:

- کاهش اهمال‌کاری:یکی از فصل‌های کتاب به مشکل تعلل و کنترل خویشتن می‌پردازد. این موضوع مستقیماً با مطالعه برای امتحانات، انجام پروژه‌ها، کارآموزی و آماده‌شدن برای آزمون‌های حرفه‌ای ارتباط دارد.

- تصمیم‌گیری بهتر: دانشجو می‌تواند متوجه شود که احساسات، انتظارات و شرایط محیطی چگونه بر انتخاب‌های او اثر می‌گذارند.
- مدیریت زمان: شناخت تمایل انسان به عقب‌انداختن کارها می‌تواند به ایجاد برنامه‌های عملی‌تر برای مطالعه و کار کمک کند.
- شناخت تأثیر محیط و دیگران:کتاب درباره نقش هنجارهای اجتماعی در رفتار انسان بحث می‌کند؛ موضوعی که در کار تیمی و محیط‌های درمانی اهمیت دارد.
- شناخت خطاهای ذهنی: دانشجو یاد می‌گیرد همیشه به اولین برداشت یا قضاوت خود اعتماد نکند و در تصمیم‌های مهم، شواهد و گزینه‌های مختلف را بررسی کند.
- آمادگی برای محیط حرفه‌ای: در مشاغل سلامت، تصمیم‌گیری فقط به دانش تخصصی وابسته نیست و عوامل انسانی، ارتباطی و محیطی نیز بر رفتار افراد اثر می‌گذارند.

ارتباط کتاب با پیشرفت تحصیلی

برای مثال، دانشجویی ممکن است تصور کند «وقتی انگیزه پیدا کنم، درس می‌خوانم»، اما بحث آریلی درباره اهمال‌کاری نشان می‌دهد که اتکا به تصمیم‌های لحظه‌ای همیشه کافی نیست. بنابراین می‌توان با ایجاد زمان‌بندی، کاهش عوامل حواس‌پرتی و ایجاد تعهدهای مشخص، محیط را طوری طراحی کرد که انجام کار مطلوب آسان‌تر شود.

ارتباط با پیشرفت شغلی

در محیط کار نیز شناخت این مفاهیم می‌تواند به فرد کمک کند تا:

- در تصمیم‌های شغلی، تحت تأثیر مقایسه‌های سطحی قرار نگیرد؛
- ارزش و هزینه فرصت انتخاب‌های مختلف را بهتر بررسی کند؛
- تأثیر فشار همکاران و هنجارهای محیط کار را بشناسد؛
- در مذاکره و ارتباطات حرفه‌ای آگاهانه‌تر رفتار کند؛
- هنگام تصمیم‌گیری، میان احساس لحظه‌ای و هدف بلندمدت تفاوت بگذارد.

البته این کتاب را نباید به‌عنوان یک کتاب تخصصی پزشکی یا پیراپزشکی در نظر گرفت؛ ارزش آن برای این گروه بیشتر در تقویت سواد تصمیم‌گیری، خودشناسی، تفکر انتقادی و مدیریت رفتار است.

پیام کاربردی کتاب:

برای پیشرفت تحصیلی و شغلی، فقط بیشتر دانستن کافی نیست؛
باید شیوه تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری خود را نیز بشناسیم.
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #192 167
🧪 خود ارزیابی
کمال‌گرا هستم یا عمل‌گرا؟

کمال‌گرا یعنی:
گاهی آن‌قدر درگیر «بی‌نقص انجام دادن» یک کار می‌شویم که اصلاً شروعش نمی‌کنیم!

«باید همه‌چیز کامل و بدون اشتباه باشد؛ وگرنه ارزش انجام دادن ندارد.» مثلاً:

می‌خواهی هماتولوژی را مطالعه کنی، اما چون برنامه‌ی ایده‌آلت را نچیده‌ای، مطالعه را به فردا موکول می‌کنی.

اما .......... اما

عمل‌گرا یعنی: خدا کریمه

« حالا شروع می‌کنم، تو مسیر بهترش می‌کنم.»
مثلاً:

امروز فقط یک ساعت وقت دارم، همان یک ساعت را هماتولوژی مطالعه می‌کنم و منتظر شرایط ایده‌آل نمی‌مانم.

تفاوت اصلی؟

کمال‌گرایی → تمرکز روی «بی‌نقص بودن»

عمل‌گرایی → تمرکز روی «انجام دادن و پیشرفت کردن»
در علوم آزمایشگاهی، دقت و استاندارد اهمیت زیادی دارد؛ اما در مسیر یادگیری، قرار نیست از روز اول همه‌چیز را کامل بلد باشیم.

کامل شروع نکن؛

شروع کن تا کامل‌تر شوی.
  • 👏 6
Post #191 169
امروز ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ . درود گرم من را بپذیرید. روزتان پر از امید پشتکار و تاب آوری. شاد و شادی آفرین باشید
  • ❤ 7
Post #190 174
Photo from .
Post #189 189
عثمان دمبله👆
برنده جایزه توپ طلای ۲۰۲۵
و
کاندیدای امسال توپ طلا
  • ❤ 6
Post #188 193
این جملات از کدام شخص موفق هست؟
من همیشه ته کلاس بودم و در گوشه تاریک بودم و در سکوت فقط سخت کار می کردم. تمام دوران حرفه ای ام حتی یک کلمه ادعا نکردم فقط با جان کندن جلو رفتم. و سال گذشته پاداش آن را گرفتم.
من هرگز برگزیده نبودم اما بی اندازه تلاش کردم.
  • ❤ 7
Post #187 184
حتی اکر مطمئن هستی که صد در صد قبول نمی شوی باز هم در امتحان ثبت نام و شرکت کن.
این برای مغز پیام داره.

یعنی من اینو می خوام.

باید بگیرمش.

برای من رزروش کن.

این ها را تو کتاب نخوندم.

این ها را زندگی کرده ام.

خود دانید.
  • ❤ 9
  • 👍 2
  • 👏 1
Post #186 166
عزیزانم امتحان هایی که شما در ان شرکت می کنید حفظی هست در چنین درس هایی مرور سریع در زمان نزذیک به امتحان بسیار ضروری هست.
من از اون دسته افرادی هستم که تا لحظه ورود به سالن امتحان می خونم و از ان نتیجه گرفتم .
در امتحانات چهار گزینه ای بسیار موثر هستند وقتی شما نکته ای را در اخرین لحظه می بینی و جواب می دهید همان نمره ای را می گیرید که یک فرد با تلاش زیاد گرفته. بنابراین تا لحظه آحر بجنگ.

البته البته البته ...
این تصمیم برای شرایط اضطرار است. دقیقه ۹۰ هست و ۵ دقیقه وقت اضافی داری
می توانی ورق را برگردونی.
چکار می خوای بکنی.
تسلیم یا ازمودن شانس.
نظرم من همیشه دومی هست.
چیزی از دست نمی دهی
ولی ممکنه همه چیز را بدست بیاری
  • ❤ 8
  • 👍 1
  • 👏 1
Post #185 160
دقیقه نود. یک تجربه شخصی
«دقیقه نودی هست در زبان عامیانه،  یعنی کسی که کارها را آن‌قدر به تأخیر می اندازه که فرصت‌ها محدود و مشکلات، بزرگ‌تر و جدی‌تر می شوند.
دانشجویی که درس خواندن را تا شب امتحان عقب می‌اندازد، پروژه‌ای را تا چند ساعت مانده به تحویل شروع نمی‌کند، یا تصمیم مهمی را آن‌قدر به تعویق می‌اندازد تا مجبور شود در شرایط فشار تصمیم بگیرد، در واقع زندگی خود را وارد «دقیقه ۹۰» کرده است.
این نوع رفتار معمولاً با استرس، عجله، اشتباه و کاهش کیفیت همراه است.
پس دقیقه ۹۰ را نباید به یک سبک زندگی تبدیل کرد.
اگر امروز می‌توان کاری را انجام داد، بهتر است آن را به فردا و فرداها موکول نکنیم.
اما «دقیقه ۹۰» معنای دیگری هم دارد؛ معنایی زیبا و امیدبخش:
تا وقتی بازی تمام

نشده، نباید تسلیم شد

.
در فوتبال بارها دیده‌ایم تیمی که تا دقایق پایانی بازنده بوده، در آخرین لحظات نتیجه را تغییر داده است. یکی از مشهورترین نمونه‌ها، فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۹۹ است؛ جایی که منچستر یونایتد در برابر بایر مونیخ تا لحظات پایانی عقب بود، اما در وقت‌های تلف‌شده دو گل زد و قهرمان شد.
این اتفاق فقط یک داستان فوتبالی نیست؛ یک نگرش به زندگی است.
ممکن است در زندگی احساس کنیم دیر شده است.
ممکن است در درس‌ها عقب افتاده باشیم.
ممکن است یک فرصت را از دست داده باشیم.
ممکن است اشتباهی کرده باشیم و فکر کنیم دیگر نمی‌توان جبران کرد.
اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد:
اگر دیر شروع کرده‌ای، تسلیم نشو.
اگر عقب افتاده‌ای، متوقف نشو.
اگر فقط چند قدم تا پایان فرصت داری، همان چند قدم را با تمام توان بردار.
البته «تا دقیقه ۹۰ جنگیدن» با «کارها را تا دقیقه ۹۰ عقب انداختن» یکی نیست.
اولی یعنی:
«من دیر شروع کردم، اما هنوز تسلیم نشده‌ام.»
دومی یعنی:
«من می‌توانستم زودتر شروع کنم، اما صبر کردم تا کار به بحران برسد.»
پس پیام من به شما  دانشجویان این است که:
کارها را به دقیقه ۹۰ موکول نکن؛ اما اگر به دقیقه ۹۰ رسیدی، هرگز تصور نکن که دیگر همه‌چیز تمام شده است.
گاهی زندگی فرصت زیادی به ما نمی‌دهد؛ اما همان فرصت اندک، اگر با تمرکز، اراده و تلاش همراه شود، می‌تواند نتیجه را تغییر دهد.
زود شروع کن، هوشمندانه پیش برو؛ اما اگر دیر شد، دست از جنگیدن برندار.
چون تا وقتی سوت پایان زده نشده،
هنوز امکان تغییر نتیجه وجود دارد.
و شاید مهم‌ترین درس «دقیقه ۹۰» همین باشد:
برای شروع کردن هیچ‌وقت دیر نیست؛
اما برای تسلیم شدن، همیشه زود است.
  • ❤ 13
  • 👏 1
Post #184 156
جواب. به داستان دقیقه ۹۰ یک تجربه شخصی توجه بفرمایید. من خودم دقیقه نودی هستم.😊
  • ❤ 5
Post #183 158
سوال: استاد تا امتحان کارشناسی ارشد امسال یک ماه و نیم بیشتر نمونده نظرتان در مورد شرکت در امتحان امسال چی هست. خودم فکر می کنن بگذارم برای سال بعد.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →