قدیمی ها می گفتند کار را دست انجام می ده چشم می ترسه
.
فکر کنم منظورشون مغز بوده.
ولی چرا ذهن ما محافظه کار هست و چه اثار رفتاری داره.
حفظ بقا: مغز در طول تکامل یاد گرفته تهدیدها را جدی بگیرد. دیدن خطر حتی اگر احتمال آن کم باشد—میتواند واکنش احتیاطی ایجاد کند.
ترس از ناشناخته: چیزی که برایمان جدید است، قابل پیشبینی نیست؛ بنابراین ذهن ممکن است ابتدا با احتیاط به آن نگاه کند.
زیانگریزی: انسان معمولاً از دست دادن یک چیز را شدیدتر از بهدستآوردن چیزی همارزش تجربه میکند. مثلاً ممکن است دانشجو بگوید: «اگر در این آزمون شرکت کنم و قبول نشوم چه؟» و به همین دلیل اصلاً اقدام نکند.
حفظ انرژی ذهنی: مغز همیشه به دنبال سادهترین مسیر نیست، اما تمایل دارد از تصمیمگیریهای پیچیده و تلاش زیاد اجتناب کند. به همین دلیل عادتهای قدیمی گاهی بر رفتار جدید غلبه میکنند.
تجربههای قبلی: اگر فرد قبلاً شکست یا انتقاد را تجربه کرده باشد، ذهن ممکن است برای جلوگیری از تکرار آن، او را از موقعیت مشابه دور کند.
ارتباط با اهمالکاری دانشجویان
برای مثال، یک دانشجوی پیراپزشکی میخواهد در یک ارائه علمی شرکت کند اما میگوید:
«اگر خوب صحبت نکنم و بقیه به من بخندند چه؟ پس فعلاً تمرین نمیکنم.»
در اینجا ذهن تلاش میکند فرد را از احساس ناخوشایند احتمالی محافظت کند. نتیجه این است: فرد برای فرار از اضطراب، کار را عقب میاندازد و بعد به دلیل نزدیکشدن به انتهای فرصت اضطراب بیشتری پیدا میکند.
نکته مهم این است که هدف، حذف ترس نیست؛ یادگیریِ اقدام کردن با وجود ترس است.