TGViewer
Channel Public Channel
افــــــق رویـــــداد

افــــــق رویـــــداد

@ofoghroydad

#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن_آبادی

صفحه رسمی کانال افق رویداد
تاسیس ۲۰۱۵

کانال دیگر ما:

@ofoghroydadd

آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب:

@ofoghclip
Subscribers
16.5K
Photos
6.5K
Videos
2K
Links
4.7K
Recent Posts 20 shown
Post #40918 192
🧠خاطرات چگونه در مغز ذخیره می‌شوند؟

هر خاطره‌ای که در ذهن داریم، حاصل تغییراتی واقعی در شبکه‌های عصبی مغز است. اما این فرایند دقیقا چگونه اتفاق می‌افتد؟ مغز چگونه یک تجربه را ثبت می‌کند، آن را به خاطره تبدیل می‌کند و بعد از گذشت سال‌ها دوباره به یاد می‌آورد؟
در این ویدئو، با سازوکارهای عصبی شکل‌گیری و ذخیره #خاطرات آشنا می‌شویم و می‌بینیم چرا #حافظه چیزی شبیه یک فایل ذخیره‌شده در مغز نیست، بلکه فرایندی پویا و پیچیده است.

🚀 @ofoghroydad
زیرنویس: sylphy

مرتبط:

🎥 خاطرات چطور ایجاد میشوند و چطور از بین‌ میروند؟

🎥 اگر هرگز نتوانید حتی یک خاطره جدید بسازید، زندگیتان چگونه میشود؟

🎥 تثبیت حافظه: ماشین زمان مغز
از آرتم کیرسانف، دانشجو و محققِ علومِ اعصابِ محاسباتی


🎥 ارتباط شگفت انگیز بین استرس و حافظه

🎥 شکست انسان از شامپانزه در حافظه کوتاه مدت

#علوم_اعصاب #نوروساینس #یادگیری #عصب‌شناسی #روانشناسی #علوم_شناختی #Neuroscience #خاطره
Post #40917 998
اگر گرانش واقعا ماهیتی هولوگرافیک داشته باشد، آیا آنچه ما فضا و جهان سه‌بعدی می‌نامیم، بنیادی است یا چیزی است که از ساختاری عمیق‌تر پدیدار می‌شود؟

گرانش؛ جایی که حجم و سطح دیگر کاملا متفاوت نیستند

یکی از عجیب‌ترین سرنخ‌ها از سیاه‌چاله‌ها آمد. در دهه‌های ۱۹۷۰، جیکوب بکنشتاین و استیون هاوکینگ نشان دادند که آنتروپی سیاه‌چاله با مساحت افق رویداد متناسب است، نه با حجم درون آن.

این نتیجه عجیب است، چون معمولا انتظار داریم مقدار اطلاعاتی که می‌توان در یک ناحیه جای داد، به حجم آن وابسته باشد. اما برای سیاه‌چاله، ظاهرا سقف اطلاعات با سطح مرزی تعیین می‌شود!

این ایده در دهه ۱۹۹۰ به شکل اصل هولوگرافیک صورت‌بندی شد؛ به این شکل که شاید اطلاعات مربوط به یک ناحیه سه‌بعدی از فضا بتواند به‌طور کامل با درجات آزادی روی یک سطح دوبعدی توصیف شود.
تشبیه هولوگرام هم از همین‌جا می‌آید؛ اما نکته مهم این است که بحث بر سر یک تصویر دوبعدی نیست که صرفا ظاهر سه‌بعدی ایجاد کند.
در نسخه جدی فیزیکی آن، دو توصیف می‌توانند از نظر اطلاعات فیزیکی کاملا معادل باشند!

اما #سیاه_چاله به‌تنهایی کافی نیست
از اینجا یک اختلاف تفسیری مهم شروع می‌شود.

برخی فیزیک‌دانان، از جمله لثام بویل، معتقدند نتیجه بکنشتاین‌‌ـ‌هاوکینگ الزاما به این معنا نیست که «داخل» فضا واقعا یک هولوگرام است. ممکن است دو نوع آنتروپی در مسئله دخیل باشند؛
یکی مربوط به تعداد حالت‌هایی که می‌توانند در حجم قرار بگیرند و دیگری #آنتروپی #درهم‌تنیدگی_کوانتومی که به ارتباط میان درجات آزادی دو سوی یک مرز مربوط است و با مساحت آن مرز ارتباط پیدا می‌کند.

بنابراین از آنتروپی متناسب با مساحت نمی‌توان به‌سادگی نتیجه گرفت که کل واقعیت سه‌بعدی روی یک سطح دوبعدی ذخیره شده است.

این تمایز مهم است؛ چون اصل هولوگرافیک هنوز یک واقعیت تجربی تایید شده درباره جهان ما نیست.

شاهد بسیار قوی‌تر یعنی هم‌ارزی AdS/CFT

دلیل مهم‌تر برای جدی گرفتن هولوگرافی، چیزی است که به تناظر AdS/CFT معروف است.

در یک فضای فرضی به نام فضای ضد دوسیتر یا AdS، می‌توان جهانی دارای گرانش را در نظر گرفت که مرزی در #بی‌نهایت دارد. در طرف دیگر این مرز، نظریه‌ای کوانتومی به نام نظریه میدان همدیس یا CFT قرار می‌گیرد که فاقد #گرانش است.

نکته خارق‌العاده این است که در چارچوب AdS/CFT، این دو توصیف از نظر ریاضی دو نظریه مستقل نیستند؛ بلکه دو توصیف معادل از یک سیستم فیزیکی‌اند.

یعنی یک نظریه شامل فضای سه‌بعدی + گرانش است که می‌تواند دقیقا با نظریه‌ای توصیف شود که، روی مرز دوبعدی + بدون گرانش تعریف شده است.

این دیگر صرفا یک تشبیه هولوگرافیک نیست. یک دوگانگی ریاضی بسیار دقیق است؛ و همین‌جا یکی از عمیق‌ترین نتایج این برنامه پژوهشی ظاهر می‌شود؛
شاید فضا و گرانش خودشان پدیده‌های بنیادی نباشند، بلکه از درجات آزادی کوانتومی عمیق‌تری پدیدار شوند.

آیا این یعنی جهان واقعا #دوبعدی است؟

نه. باید مراقب یک سوبرداشت بسیار رایج باشیم. ما در جهانی با انبساط شتاب‌دار زندگی می‌کنیم و هندسه کیهان‌شناختی جهان ما به فضای دوسیتر (de Sitter) نزدیک‌تر است، نه فضای ضد دوسیتر. AdS مرزی طبیعی دارد که در آن نظریه CFT تعریف می‌شود؛ اما فضای دوسیتر چنین مرز ساده‌ای ندارد.

بنابراین AdS/CFT به‌خودی‌خود تایید نمی‌کند که جهان واقعی ما هولوگرافیک است.

برخی پژوهشگران معتقدند شاید هولوگرافی ویژگی عمومی گرانش کوانتومی باشد و تفاوت میان AdS و جهان ما مانع اساسی نباشد.

برخی دیگر محتاط‌ترند و می‌گویند هنوز فاصله بزرگی میان یک دوگانگی دقیق در فضای AdS و نظریه‌ای برای کیهان واقعی وجود دارد.

اگر هولوگرافی واقعا بنیادی باشد، #واقعیت چه می‌شود؟

فیزیک وارد قلمرو فلسفه می‌شود.

سه امکان اصلی مطرح است.

نخست: درجات آزادی کوانتومی بنیادی‌اند و فضا از آنها پدیدار می‌شود. در این نگاه، جهان سه‌بعدی چیزی شبیه سطحی پدیدارشده از شبکه‌ای عمیق‌تر از اطلاعات کوانتومی است.
این ایده با برنامه‌ای که گاهی it from qubit نامیده می‌شود ارتباط دارد؛ چیز یا it، یعنی واقعیت فیزیکی، از واحدهای اطلاعات کوانتومی یا qubit پدیدار می‌شود.
در چنین تصویری حتی مفهوم فاصله ممکن است بنیادی نباشد.
یعنی شاید این‌طور نباشد که دو چیز چون از هم دورند، کمتر با هم برهم‌کنش می‌کنند؛
بلکه برعکس دو چیز چون درجات آزادی‌شان کمتر با هم درهم‌تنیده یا مرتبط‌اند، در توصیف پدیدارشده ما دور به نظر می‌رسند!
این ایده از نظر مفهومی واقعا تکان‌دهنده است، زیرا رابطه علت و معلولی میان فاصله و ارتباط را وارونه می‌کند.

امکان دوم: فضا واقعا بنیادی است؛ یعنی تناظر هولوگرافیک الزاما نمی‌گوید کدام توصیف واقعی‌تر است. ممکن است فضای سه‌بعدی و گرانش واقعا وجود داشته باشند و توصیف هولوگرافیک فقط یک بازنویسی کاملا معادل ریاضی از همان فیزیک باشد. در این حالت، جهان سه‌بعدی #توهم نیست. فقط می‌توان همان فیزیک را به زبان دیگری، روی سطحی با بُعد کمتر، بیان کرد. این تمایز بسیار مهم است؛
معادل بودن دو توصیف ریاضی برابر نیست با اثبات اینکه یکی از آنها توهم است.

امکان سوم؛ شاید هر دو توصیف بنیادی نباشند
و این شاید فلسفی‌ترین گزینه باشد.
ممکن است نه فضای سه‌بعدی گرانشی بنیادی باشد و نه گسطح کوانتومی؛ هر دوی آنها شاید توصیف‌های موثر یک نظریه عمیق‌ تر باشند که هنوز آن را نمی‌شناسیم.
مثل اینکه هم دنیای داخل یک بازی و هم تصویر روی صفحه، توصیف‌های متفاوتی از فرآیندهای بنیادی‌تر داخل سخت‌افزار باشند.

در این صورت هولوگرافی به ما نمی‌گوید واقعیت چیست؛ فقط رابطه دقیق میان دو توصیف غیر‌بنیادی را نشان می‌دهد.

عجیب‌ترین پیشنهاد است که شاید حتی فضا و زمان از هیچ‌گونه فضایی پدیدار شوند

چون برخی مدل‌های جدیدتر تلاش کرده‌اند ایده هولوگرافیک را برای فضای دوسیتر گسترش دهند.
در بعضی از این ایده‌ها، دیگر حتی یک سطح دوبعدی مناسب برای قرار دادن اطلاعات وجود ندارد و تمام درجات آزادی کوانتومی ممکن است به شکلی بسیار رادیکال‌تر در یک ساختار بدون بُعد فضایی ظاهر شوند. اما این بخش کاملا در قلمرو نظریه‌های در حال توسعه است.

فعلا نه نظریه‌ای کامل برای جهان واقعی در اختیار داریم و نه شواهد تجربی مستقیمی که نشان دهد جهان ما واقعا چنین ساختاری دارد.
و اگر فضا از چیزی غیر‌فضایی پدیدار شود، مسئله #زمان نیز بلافاصله مطرح می‌شود.

#نسبیت عام فضا و زمان را به یک ساختار واحد تبدیل کرده است؛ بنابراین اگر فضا پدیدارشونده باشد، طبیعی است که بپرسیم
آیا زمان هم پدیدارشونده است؟

در آن صورت احتمالا بنیادی‌ترین سطح واقعیت اصلا نه فضا داشته باشد و نه زمان! اما این فعلا یک پرسش باز است، نه یک نتیجه علمی.

➖➖
به نظر من(سام) ارزشمندترین قسمت این مقاله بالا جاییست که نویسنده بین فیزیک و ادعای هستی‌ شناختی فاصله می‌گذارد.
فیزیک الزاما نمی‌گوید آنچه واقعا وجود دارد چیست؟ بلکه می‌پرسد چه ساختار ریاضی‌ای می‌تواند رفتار مشاهده‌شده را با دقت پیش‌بینی کند؟

چون فکر می‌کنم این تمایز بالا، جلوی یک پرش فلسفی بسیار رایج را می‌گیرد؛ یعنی اینکه باعث می‌شود از این‌که یک نظریه کوانتومی دوبعدی دقیقا معادل یک نظریه گرانشی سه‌بعدی است، فورا نتیجه گرفته نشود که پس جهان واقعا دوبعدی است.

یعنی جلوی مغالطه انتقال از هم‌ارزی توصیف‌ها به واقعیت هستی‌شناختی را می‌گیرد.

حتی اگر روزی هولوگرافی برای جهان ما به‌طور کامل تایید تجربی شود، هنوز باید جداگانه توضیح دهیم که این هم‌ارزی درباره واقعیت بنیادی چه چیزی می‌گوید.

روی هم رفته، اصل هولوگرافیک از یک مشاهده عجیب درباره سیاه‌چاله‌ها آغاز شده. آنتروپی سیاه‌چاله با مساحت افق آن متناسب است.

سپس AdS/CFT نشان داده که در یک فضای خاص، این ایده بسیار عمیق‌تر است؛ یک نظریه گرانشی در یک حجم می‌تواند دقیقا با یک نظریه کوانتومی روی مرز آن معادل باشد.

از اینجا یک احتمال بسیار بزرگ شکل گرفته؛ اینکه شاید فضا و حتی گرانش چیزهای بنیادی نباشند، بلکه از ساختاری کوانتومی عمیق‌تر پدیدار شوند.

اما واقعا هنوز نمی‌دانیم این اصل برای جهان واقعی ما صادق است یا نه.
جهان ما از نظر هندسی شبیه فضای AdS نیست و هنوز نظریه هولوگرافیک کاملی برای کیهان دوسیتر در اختیار نداریم؛ و حتی اگر چنین نظریه‌ای ساخته شود، از نظر من هم باز یک سوال فلسفی باقی می‌ماند؛ اینکه آیا توصیف کوانتومی بنیادی‌تر از فضای سه‌بعدی است، یا فقط توصیف دیگری از همان واقعیت است؟

در عمیق‌ترین سطح، مسئله شاید دیگر این نباشد که جهان چندبعدی است؟ بلکه این باشد که خود مفهوم بُعد، فضا و زمان آیا ویژگی‌های بنیادی واقعیت‌اند یا ویژگی‌های emergentِ یا #برآمده یک ساختار عمیق‌تر؟

در همین نقطه است که این موضوع از یک مسئله فیزیک نظری به یکی از جدی‌ترین پرسش‌های فلسفه طبیعت تبدیل شده.


🔗Quantamagazine

🚀 @ofoghroydad

#هولوگرافی #اصل_هولوگرافیک #فیزیک_کوانتومی #گرانش_کوانتومی #فضا_زمان  #نظریه_ریسمان #درهم_تنیدگی_کوانتومی #اطلاعات_کوانتومی #کیوبیت #هستی_شناسی #فلسفه_فیزیک #فیزیک_نظری #فضای_دوسیتر #کیهانشناسی
Post #40916 1.91K
🇺🇸 دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره ایران:

ایران یک انتخابات درون‌حزبی کوچک برای تعیین رئیس‌ برگزار کرد، اما هیچ شرکت‌کننده‌ای نداشت. همه گفتند: «من نمی‌خواهم.»این بخشی از مشکل ماست. نمی‌دانم با چه کسی باید طرف حساب باشم. هیچ‌کس نیست که با او درباره ایران مذاکره کنیم. هیچ‌کس نمی‌خواهد رئیس‌ باشد[کسی مسئولیت ایران را برعهده نمی‌گیرد]. من می‌گویم: «با چه کسی در ایران صحبت کنم؟» تق‌تق. هیچ‌کس خانه نیست.📞
I say, “Who do I speak to in Iran?” Knock, knock. Nobody home.


🚀 @ofoghroydad

داره میگه کشور ایران بی‌صاحبه و کاملا هم درست میگه. تحقیرش کاملا بجاست.

#موقت

➕ کلی اخبار از رویترز و آکسیوس از دیروز تا امروز: عربستان از چند هفته پیش آماده شده تا با ۱۰۰ هزار یمنی، ضد حمله بزنه به تروریست‌های حوثی‌؛ و همچنین ۴۰ هزار نفر از ارتش پاکستان ـ که نیمی از آنها از ۱۹۸۲ تا امروز در عربستان بودند ـ برای دفاع از عربستان (هنوز گزارشی و شواهدی از اینکه قراره پاکستانی ‌ها وارد یمن بشن وجود نداره) به مرز عربستان و یمن رفتند ـ قرار نیست وارد یمن شوند، فعلا هیچ گزارشی از تهاجم نیروهای پاکستانی نیست.

مشخص نیست این ضد‌حمله بزرگ موفقیت آمیز باشه یا نه، اما از پشتیبانی اطلاعاتی و تجهیزاتی اسرائیل و آمریکا و ترکیه نیز برخوردار خواهند بود. تمرکز پاکستان هنوز روی مذاکره با حوثی‌هاست ـ دستکم خودشان اینگونه میگویند.
Post #40913 2.75K
😂 چطور این ترکیب‌ها به ذهنتون میرسه
Post #40910 2.55K
با این شرح پخش شده:

تلاش برای انجام عملیات انتحاری در محل نماز کعبه، در مسجدالحرام، مکه، عربستان سعودی. این عملیات انتحاری خنثی شد.

🚀 @ofoghroydad

نکته: فکر می‌کنم یکی از دشواری‌های پلیس بودن در چنین مکان‌هایی این باشه که هنگام مقابله با یک مظنون به حمله انتحاری، هر طرف که نگاه می‌کنی یکی داره می‌گه: الله‌اکبر!
یعنی همون نشونه‌ای که در بیشتر موقعیت‌ها می‌تونه یک هشدار امنیتی جدی باشه، اینجا تقریبا بخشی از صدای عادی محیطه.
این یعنی سیستم تشخیص تهدید یک پلیس در این مکان‌ها با یک مشکل کوچیک مواجهه:
مظنون کدام است؟
همه!
در نتیجه، آمیگدال پلیس احتمالا درخواست مرخصی استعلاجی می‌کنه.
Post #40908 2.87K
آیا مردان دارک برای زنان جذاب‌ ترند؟

گاهی در پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی با یافته‌ای مواجه می‌شویم که در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد(کم هم نیست، اتفاقا این یکی زیاد است.).

بعضی از مردانی که ویژگی‌های موسوم به سه‌گانه تاریک شخصیت را بیشتر دارند، در برخی موقعیت‌ها جذاب‌تر ارزیابی می‌شوند.

سه‌گانه تاریک شامل خودشیفتگی، ماکیاولیسم و سایکوپاتی است؛ سه ویژگی مرتبط اما متفاوت که به‌ترتیب با احساس برجستگی و اهمیت شخصی، گرایش به دستکاری و محاسبه‌گری، و ویژگی‌هایی مانند بی‌همدلی و تکانشگری ارتباط دارند.

اما آیا واقعا زنان به «مردان بد» علاقه بیشتری دارند؟

ماجرا پیچیده‌تر است.

در پژوهش‌های مربوط به جذابیت اولیه، خودشیفتگی بیش از دو ویژگی دیگر با جذابیت ارتباط نشان داده است. یکی از توضیحات این است که برخی جلوه‌های رفتاری همراه با خودشیفتگی، مانند اعتمادبه‌نفس، جسارت، برون‌گرایی و نمایش اجتماعی، می‌توانند در نخستین برخورد جذاب باشند(در جذب اولیه ـ نه در طول رابطه).

در مقابل، درباره ماکیاولیسم و سایکوپاتی رابطه بسیار یکدست نیست و نمی‌توان گفت فریبکاری، بی‌رحمی یا فقدان همدلی به‌خودی‌خود جذابیت ایجاد می‌کنند.

پس شاید آنچه جذاب است، درواقع تاریکی شخصیت نباشد.

ممکن است بخشی از جذابیت از ویژگی‌هایی بیاید که گاهی در کنار صفات تاریک دیده می‌شوند؛ مثلا اینکه فردی که راحت‌تر خود را نشان می‌دهد، اعتمادبه‌نفس بیشتری بروز می‌دهد، ریسک می‌کند، در تعامل اجتماعی مسلط‌تر است و از ابراز علاقه یا پیش‌قدم شدن نمی‌ترسد.

از طرف دیگر، چیزی که در یک برخورد کوتاه جذاب به نظر می‌رسد الزاما همان چیزی نیست که برای یک رابطه بلندمدت مطلوب است(همانگونه که نوشتم طبق پژوهش‌های زیاد، در جذب اولیه، یک سطح از خوشیفتگی، نسبتا خوب عمل می‌کند و نتیجه می‌دهد، اما در طول رابطه نه).

پژوهش‌ها نیز نشان می‌دهند رابطه میان سه‌گانه تاریک و جذابیت به عواملی مانند نوع رابطه، شدت صفات، جذابیت ظاهری و زمینه تعامل وابسته است.

بنابراین جمله زنان عاشق مردان بد هستند عامه‌پسند است تا نتیجه‌ای که بتوان مستقیما از پژوهش‌ها گرفت.

شاید پرسش علمی جالب‌تر این باشد که
اگر اعتمادبه‌نفس، جسارت و قاطعیت می‌توانند جذاب باشند، مرز میان این ویژگی‌ها و شکل ناسالم آن‌ها دقیقا کجاست؟

سام آریامنش

برگرفته از پژوهش‌های منتشرشده در Personality and Individual Differences و European Journal of Personality.

🚀 @ofoghroydad
مرتبط:

چه چیزی باعث می‌شود کسی خودشیفته شود؟ دانشمندان به سرنخ بزرگی دست یافته‌اند

تأثیر شخصیت‌های تاریک سیاستمداران بر دوقطبی‌سازی سیاسی

عامل تاریک شخصیت (D-Factor) چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟(پایه آموزشی)

زبان روزمره می‌تواند نشانه‌های پنهان اختلالات شخصیتی را آشکار کند ـ این باحاله

نکته: تقریبا همه انسان‌ها درجه‌ای از ویژگی‌های خودشیفتگی دارند؛ چیزی که بین افراد متفاوت است، شدت و شکل بروز این ویژگی‌هاست. این را با «اختلال شخصیت خودشیفته» یکی نگیرید. ✅
Post #40906 3.01K
شاید ما تمدن‌های خداگونه را اشتباه تصور می‌کنیم

ما معمولاً تمدن‌های پیشرفته را با مقیاس و گسترش بیشتر تصور می‌کنیم: مصرف انرژی عظیم، سفر میان‌ستاره‌ای، ساخت ابرسازه‌ها و حتی تسخیر کهکشان‌ها. اما اگر مسیر پیشرفت الزاماً به سمت «بزرگ‌تر شدن» نباشد چه؟
این ویدئو با مقایسهٔ مقیاس کارداشف و ایدهٔ «مقیاس بارو» این پرسش را مطرح می‌کند که شاید تمدن‌های بسیار پیشرفته، به‌جای گسترش در جهان، به سمت کنترل هرچه عمیق‌تر ماده، زیست‌شناسی و در نهایت بنیادی‌ترین لایه‌های واقعیت حرکت کنند.

🚀 @ofoghroydad

زیرنویس: sylphy

خلاء کاذب، کارآمدترین راه برای نابودی جهان

آیا تمدن بشری می‌تواند در سرتاسر کهکشان راه شیری گسترده شود؟

چه می‌شود اگر تمدنِ بشری اولین تمدنِ زمین نباشد؟ از دکتر مَت اوداو

تمدن سطح دو چه توانایی‌هایی خواهد داشت؟

آیا تمدن‌های بیگانه گمشده‌ای در گذشته ما وجود دارند؟

تمدن‌های بیگانه چه‌شکلی خواهند بود: «مقیاس کارداشف»

#تمدن_های_بیگانه #تمدن_پیشرفته #مقیاس_کارداشف #مقیاس_بارو #تمدن_فرازمینی #حیات_فرازمینی #هوش_فرازمینی
Post #40905 2.48K
کمک به افراد «بد» در برخی از ۲۱ مدل هوش مصنوعی با مخالفت روبه‌رو شد

هرچه افراد بیشتری برای دریافت توصیه درباره روابط و مسائل میان‌فردی به مدل‌های زبانی بزرگ متوسل می‌شوند، مبانی اخلاقی پاسخ‌های این ابزارها می‌تواند بیش از پیش بر زندگی افراد و، در مقیاس بزرگ‌تر، بر بافت اجتماعی تأثیر بگذارد.

الکساندر اس. پیرِس و همکارانش هنجارهای اجتماعی ۲۱ مدل زبانی بزرگ را بررسی کردند. آنها از مدل‌ها خواستند پس از آگاهی از مجموعه‌ای از تصمیم‌های میان‌فردی افراد خیالی، درباره «خوب» یا «بد» بودن آنها قضاوت کنند؛ تصمیم‌هایی مانند اینکه آیا فرد باید برای کمک به شخصی که با مشکلی روبه‌رو شده وقت و انرژی صرف کند یا به فرد دیگری غذا یا پول بدهد.


تقریبا همه مدل‌ها، کمک کردن و به اشتراک گذاشتن منابع با افرادی را که پیش‌تر رفتار خوبی از خود نشان داده بودند، تأیید کردند. اما هنگامی که پای تعامل با افرادی با شهرت بد به میان آمد، قضاوت مدل‌ها با یکدیگر تفاوت داشت.

بیشتر مدل‌های بررسی‌شده ـ اما نه همه آنها ـ به افرادی که با دریافت‌کنندگان «بد» همکاری می‌کردند، اعتبار اخلاقی مثبت می‌دادند. در مقابل، Gemma 2 27B IT و Llama 3.1 8B بیشتر تمایل داشتند دوری کردن از افراد بد را تأیید کنند و بنابراین همکاری با آنها را رفتاری بد ارزیابی می‌کردند.

مدل‌ها درباره تصمیم به کمک نکردن یا چیزی را با افراد بد به اشتراک نگذاشتن نیز با یکدیگر اختلاف داشتند. GPT-4o معمولاً افرادی را که از همکاری با افراد بد خودداری می‌کردند، منفی ارزیابی می‌کرد. در مقابل، Llama 3.3 70B معمولاً چنین رفتاری را محکوم نمی‌کرد و استدلالش این بود که افراد بد به دلیل همکاری نکردن قبلی خود مستحق مجازات هستند؛ بنابراین خودداری از کمک به آنها اشکالی ندارد. Gemini 1.5 Pro و Grok 2 نیز در قضاوت‌هایشان الگوی ثابتی نشان ندادند.

به نظر می‌رسد بیشتر خانواده‌های مدل‌های زبانی به سمت هنجاری حرکت می‌کنند که پژوهشگران آن را «موضع‌گیری ساده» (Simple Standing) می‌نامند. بر اساس این هنجار، همکاری کردن همیشه رفتاری خوب تلقی می‌شود و خودداری از همکاری با افراد بد نیز می‌تواند رفتاری خوب محسوب شود.

پژوهشگران سپس پیامدهای اعمال همگانی فلسفه‌های اخلاقی مختلفی را که زیربنای قضاوت‌های مدل‌ها بود، شبیه‌سازی کردند.
اگر همه افراد بر اساس قواعد «موضع‌گیری ساده» رفتار کنند، همکاری در جامعه شکل می‌گیرد؛ اما میزان همکاری به اندازه حالتی نخواهد بود که در یک چارچوب سخت‌گیرانه‌تر، افراد ملزم باشند از کمک به افراد بد خودداری کنند و در غیر این صورت خودشان نیز بد تلقی شوند.

ارزیابی‌های مدل‌های زبانی همچنین تحت تأثیر جنسیت و پیشینه فرهنگیِ ادراک‌شده افرادی قرار می‌گرفت که در سناریوها دریافت‌کننده کمک بودند؛ علاوه بر این، زمینه کلی هر موقعیت داستانی نیز بر قضاوت مدل‌ها اثر داشت.

پژوهشگران می‌گویند تلاش برای تغییر این قضاوت‌ها از طریق دستورهای مستقیم به مدل، برای مثال درخواست از آن برای پیروی از هنجارهایی که همکاری عمومی را افزایش می‌دهند، تأثیری محدود و ناپایدار در میان مدل‌های مختلف داشت.

🚀 @ofoghroydad

🔗 PNAS Nexus

#هوش_مصنوعی
#اخلاق_هوش_مصنوعی
#اخلاق_ماشین
#هنجارهای_اجتماعی
#فلسفه_اخلاق
#علوم_شناختی
Post #40904 2.86K
بیا پایین میفتی بچه
بیا آ آها آ باریکلا
و آغوش مادرش...

نگرانش بود؟
در آغوشش گرفت؟
یا این نگاه انسانی ما به قضیه است!

🚀 @ofoghroydad

همچنین ببینید:

• درون ذهن حیوانات چه میگذرد

• ربات هایی که شاید زبان حیوانات را میفهمند

• آیا حیوانات(به جز انسان) با یکدیگر حرف میزنند؟
Post #40897 3.57K
شانس و بدشانسی؛ واقعا وجود دارند؟

گاهی اتفاقی خوب برایمان می‌افتد و می‌گوییم چه آدم خوش‌شانسی هستم.
گاهی چند اتفاق ناخوشایند پشت سر هم رخ می‌دهد و با خودمان فکر می‌کنیم: امروز واقعا بدشانسی آوردم.

این احساس کاملا واقعی است؛ اما لزوما به این معنا نیست که چیزی به نام شانس در جهان وجود دارد.

جهان مجموعه‌ای از علت‌ها، شرایط و رخدادهای احتمالی است. بعضی اتفاقات را می‌توانیم پیش‌بینی کنیم، برخی را فقط می‌توانیم احتمال‌سنجی کنیم و بعضی را نمی‌توانیم از قبل بدانیم.

ممکن است فردی در یک روز برنده شود، تصادف کند، شغل خوبی پیدا کند یا با یک فرصت غیرمنتظره روبه‌رو شود. این رخدادها واقعی‌اند؛ اما از آن‌ها لزوما نمی‌توان نتیجه گرفت که خودِ آن فرد دارای یک ویژگی نامرئی به نام خوش‌شانسی بوده است.

ما معمولا بعد از رخدادها به آن‌ها معنا می‌دهیم.
اگر چند اتفاق بد پشت سر هم رخ دهد، ذهن انسان به‌ سرعت میان آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند و یک داستان می‌سازد؛ یک دوره بدشانسی شروع شده!

اگر چند اتفاق خوب اتفاق بیفتد، داستان برعکس می‌شود؛ شانس با من یار است!

اما جهان الزاما چنین داستانی ندارد.

ممکن است ده بار پشت سر هم اتفاق نامطلوبی برای کسی رخ دهد، بدون اینکه احتمال رخداد یازدهم به‌خاطر بدشانس بودن او افزایش پیدا کرده باشد.
همان‌طور که رخ دادن چند اتفاق خوب پشت سر هم، لزوما نشان نمی‌دهد که فرد وارد یک دوره خوش‌شانسی شده است.

این نکته حتی درباره چیزهایی که به‌نظر عجیب و معنادار می‌رسند هم صادق است. تصادف‌های نادر، هم‌زمانی‌های عجیب و زنجیره‌ای از اتفاقات غیرمنتظره می‌توانند بسیار چشمگیر باشند؛ اما عجیب بودن یک رخداد با ماورایی بودن یا وجود یک نیروی پنهان تفاوت دارد.

این به معنای انکار تصادف یا احتمال نیست.

رندوم وجود دارد. عدم‌قطعیت وجود دارد. اتفاقاتی وجود دارند که نمی‌توانیم از قبل پیش‌بینی‌شان کنیم. حتی شرایط زندگی، انتخاب‌ها، محیط، مهارت، منابع و هزاران عامل دیگر می‌توانند احتمال رسیدن به یک نتیجه را تغییر دهند.

اما این‌ها با شانس به معنای یک نیروی نامرئی که بعضی انسان‌ها را خوش‌شانس و بعضی دیگر را بدشانس می‌کند، فرق دارند.
شاید دقیق‌تر باشد بگویم آدم‌ها شانس نمی‌آورند؛ آدم‌ها با مجموعه‌ای از احتمالات و شرایط روبه‌رو می‌شوند.

و ذهن انسان، وقتی با عدم‌قطعیت مواجه می‌شود، دوست دارد برای آن یک اسم و یک داستان پیدا کند.

شاید یکی از مهم‌ترین کارهای تفکر علمی همین باشد؛ اینکه بین چیزی که واقعا اتفاق افتاده و داستانی که ذهن ما درباره علت آن ساخته است، تفاوت بگذاریم.
اگر اتفاق بدی افتاد، لازم نیست جهان علیه ما باشد. اگر اتفاق خوبی افتاد، لازم نیست جهان طرف ما را گرفته باشد. گاهی یک اتفاق فقط یک اتفاق است.

🚀 @ofoghroydad
Post #40894 3.81K
پایان بشریت؟ اگر یلواستون فوران کند چه اتفاقی می‌افتد؟

اگر ابرآتشفشان یلواستون وارد یک ابرفوران شود، پیامد آن فقط نابودی مناطق اطراف آتشفشان نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به بحرانی در مقیاس قاره‌ای و حتی جهانی تبدیل شود.
پیش از فوران، احتمالا نشانه‌هایی مانند افزایش زمین‌لرزه‌ها، بالا آمدن سطح زمین و تغییر در ترکیب گازها و آب‌های گرم ظاهر می‌شود. اما در سناریوی یک ابرفوران، حجم عظیمی خاکستر وارد جو خواهد شد؛ خاکستری که می‌تواند شبکه برق، حمل‌ونقل، ارتباطات، کشاورزی و تأمین آب را مختل کند.

در مقیاس جهانی، ورود دی‌اکسید گوگرد به استراتوسفر و تشکیل ذرات سولفات می‌تواند برای چند سال باعث سردشدن اقلیم شود و اختلال در کشاورزی و زنجیره‌های تأمین، بحران را به نقاط بسیار دور از یلواستون منتقل کند.

اما یک نکته مهم وجود دارد؛ اینکه ابر‌فوران یلواستون به‌معنای پایان قطعی بشریت نیست. این سناریو یک آزمایش فکری درباره بدترین پیامدهای ممکن است، نه پیش‌بینی فوران قریب‌الوقوع.

شاید مهم‌ترین درس این سناریو این باشد که آسیب‌پذیری تمدن مدرن فقط به قدرت طبیعت مربوط نیست؛ بلکه به وابستگی شدید ما به شبکه‌های پیچیده برق، حمل‌ونقل، کشاورزی و تجارت جهانی نیز مربوط است.

گزارش کامل پایان بشریت؟ اگر ابرآتشفشان یلواستون همین امروز فوران کند چه اتفاقی می‌افتد؟

🚀 @Ofoghroydad

🔗ScienceDaily
Post #40893 4.45K
⬆️خلاصهٔ ۱۲ فصل کتاب «سگ‌های آزادگرد و حفاظت از حیات‌وحش» به ترتیب در ۱۲ ویدئوی کوتاه فرستاده شد.✅

🐲🐲🐲🐲🐲🐲🐲🐲
Post #40892 4.75K
کتاب سگ‌های آزادگرد و حفاظت از حیات‌وحش

خلاصه فصل ۱۲ یا فصل پایانی: ابعاد انسانی تعاملات سگ‌ها

نویسنده: متیو گامپر

کتاب به یکی از موضوعات کمتر دیده‌شده در حفاظت از حیات‌وحش می‌پردازد: تأثیر سگ‌های آزادگرد و بدون صاحب یا نظارت مستقیم بر محیط‌زیست. نویسنده بررسی می‌کند که حضور این سگ‌ها در طبیعت چگونه می‌تواند بر جمعیت حیات‌وحش، انتقال بیماری‌ها، شکار و رقابت بر سر منابع اثر بگذارد. کتاب همچنین به رابطه میان سگ‌های خانگی، سگ‌های ولگرد و اکوسیستم‌های طبیعی می‌پردازد و نشان می‌دهد که مدیریت این جمعیت‌ها فقط یک مسئله شهری یا حیوانی نیست، بلکه می‌تواند با حفاظت از گونه‌های وحشی و سلامت اکوسیستم‌ها ارتباط داشته باشد. گامپر در کنار بررسی شواهد علمی، چالش‌های مدیریت سگ‌های آزادگرد را هم مطرح می‌کند.
اگر به بوم‌شناسی و حفاظت از حیات‌وحش علاقه دارید، این کتاب را بخوانید.

🚀 @ofoghroydad

خلاصهٔ کتاب می‌تواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمی‌گیرد
‌

کنفرانس گونه مهاجم
کنفرانس گونه مهاجم

قسمت قبلی ➡️
Post #40891 3.17K
کتاب سگ‌های آزادگرد و حفاظت از حیات‌وحش

خلاصه فصل ۱۱: تاثیر پنهان سگ‌های شکاری

نویسنده: متیو گامپر

🚀 @ofoghroydad

قسمت قبلی ➡️
قسمت بعدی ⬅️
Post #40889 2.84K
کتاب سگ‌های آزادگرد و حفاظت از حیات‌وحش

خلاصه فصل ۹: سگ‌ها و حفاظت از حیات‌وحش

نویسنده: متیو گامپر

🚀 @ofoghroydad

قسمت قبلی ➡️
قسمت بعدی ⬅️
Post #40888 2.6K
کتاب سگ‌های آزادگرد و حفاظت از حیات‌وحش

خلاصه فصل ۸: ژنتیک پنهان سگ‌ها

نویسنده: متیو گامپر

🚀 @ofoghroydad

خلاصهٔ کتاب می‌تواند تصویری از آن به دست دهد، اما هرگز جای خواندن خودِ کتاب را نمی‌گیرد
‌

قسمت قبلی ➡️
قسمت بعدی ⬅️
Older posts →

About this channel

How can I read @ofoghroydad without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for افــــــق رویـــــداد: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does افــــــق رویـــــداد have?
افــــــق رویـــــداد (@ofoghroydad) has 16.5K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does افــــــق رویـــــداد know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →