نکته اصلی اینه که ناشنوایی فقط مشکل شنیدن نیست، یک مشکل ارتباطی بالقوه است و اگر درست مدیریت نشه، میتونه مستقیماً روی ایمنی بیمار اثر بذاره.
اولین اصل اینه که قبل از هر اقدامی مشخص کنیم بیمار دقیقاً چه نوع ارتباطی رو ترجیح میده. بعضی بیماران از گفتار و لب خوانی استفاده میکنن، بعضی زبان اشاره، بعضی نوشتار، بعضی سمعک یا کاشت حلزون و بعضی ترکیبی از این روشها. بنابراین پرستار نباید صرفاً با دیدن ناشنوایی تصمیم بگیره که چطور با بیمار ارتباط برقرار کنه.انجمن علمی دانشجویان پرستاری ایران
مهمترین اقدام، تأمین ارتباط مؤثر قبل از مراقبت بالینیه. قبل از توضیح دارو، رضایت آگاهانه، آموزش ترخیص یا گرفتن شرح حال باید مطمئن بشیم بیمار واقعاً پیام رو دریافت کرده. صرفاً بلندتر صحبت کردن راهحل نیست. اگر مشکل حسی عصبی وجود داشته باشه، افزایش شدت صدا لزوماً باعث افزایش وضوح گفتار نمیشه و حتی ممکنه صدا رو ناخوشایندتر کنه.
پرستار باید رو به روی بیمار قرار بگیره، صورت کاملاً قابل مشاهده باشه، نور از رو به رو تأمین بشه و هنگام صحبت کردن صورت پوشانده نشه. این موضوع مخصوصاً برای بیماری که از لب خوانی استفاده میکنه اهمیت داره. همزمان نباید اغراق آمیز لبها رو حرکت داد، چون لب خوانی به تنهایی اطلاعات کامل گفتار رو منتقل نمیکنه.
یک اشتباه رایج اینه که پرستار با همراه بیمار صحبت کنه و از همراه بخواد برای بیمار ترجمه کنه. این کار در شرایطی که بیمار توانایی ارتباط مستقیم داره، از نظر استقلال بیمار و محرمانگی اطلاعات مناسب نیست. برای اطلاعات مهم بالینی، رضایت آگاهانه و تصمیم گیری درمانی، باید از مترجم حرفهای زبان اشاره یا روش ارتباطی مورد تأیید خود بیمار استفاده بشه.
در شرایط اورژانسی، موضوع حتی جدیتره. بیمار ناشنوا ممکنه متوجه آلارم مانیتور، صدای پمپ انفوزیون، صدای فراخوان پرستار یا دستور کلامی نشه. بنابراین سیستم هشدار باید تا حد امکان به سیگنالهای دیداری یا لرزشی تبدیل بشه. در محیط بیمارستان، استفاده از چراغ هشدار، نمایشگر، پیام متنی یا سیستمهای هشدار لرزشی میتونه بخشی از برنامه ایمنی بیمار باشه.
در مورد سمعک و کاشت حلزون هم پرستار باید مثل یک وسیله پزشکی معمولی با اون برخورد نکنه. باید بررسی بشه که بیمار وسیله رو همراه خودش داره، روشنه، باتری داره و درست کار میکنه. اما نکته مهم اینه که سمعک را نباید به عنوان وسیلهای برای حل کردن ارتباط در نظر گرفت سمعک صدا رو تقویت میکنه، ولی الزاماً کیفیت تمام اطلاعات گفتاری رو به حالت طبیعی برنمیگردونه.
در بیمار دارای ایمپلنت حلزونی هم باید مراقب اجزای خارجی و داخلی دستگاه بود. بخش خارجی مثل پردازنده صدا باید طبق دستورالعمل بیمار نگهداری بشه و در صورت نیاز هنگام بعضی اقدامات پزشکی، تصویربرداری یا جراحی، محدودیتهای اختصاصی دستگاه بررسی بشه. پرستار نباید بدون اطلاع از نوع دستگاه آن را جدا یا دستکاری کنه.
در گرفتن شرح حال، روش خیلی ساده ولی مؤثر اینه که سؤالها رو کوتاه و واضح مطرح کنیم و اجازه بدیم بیمار پاسخ بده. به جای اینکه چند سؤال پشت سر هم پرسیده بشه، هر بار یک مفهوم منتقل بشه. برای اطلاعات مهم، Teach back بسیار مفیده یعنی از بیمار بخوایم با زبان خودش توضیح بده چه چیزی فهمیده. این روش فقط برای بیمار ناشنوا نیست، ولی در این گروه اهمیت بیشتری پیدا میکنه چون ممکنه بیمار ظاهراً سر تکون بده ولی پیام را کامل دریافت نکرده باشه.
مثلاً به جای اینکه بگیم
فردا صبح ناشتا باشید و بعد از انجام آزمایش داروی فشار خونتون رو طبق دستور مصرف کنید.
میتونیم اطلاعات رو مرحلهای منتقل کنیم و بعد بپرسیم:
برای اینکه مطمئن بشم توضیحاتم واضح بوده، میشه بگی فردا صبح قبل از آزمایش چه کار میکنی؟
این سؤال بیمار را امتحان نمیکند، کیفیت ارتباط پرستار را ارزیابی میکند.
در آموزش دارویی هم باید تا حد امکان از دستورهای نوشتاری واضح، تصاویر، نمودارهای ساده و پیامهای دیجیتال استفاده بشه. مخصوصاً برای داروهایی که زمان مصرف، دوز یا محدودیت خاص دارند.
یک مسئله مهم دیگر، درد و ارزیابی علائمه. نباید تصور کنیم چون بیمار ارتباط کلامی متفاوتی داره، ارزیابی درد هم دشواره. میتوان از مقیاسهای بصری و عددی، تصاویر، نوشتار یا زبان اشاره استفاده کرد. در بیماری که همزمان اختلال شناختی یا اختلال ارتباطی دارد، باید روش ارزیابی متناسب با وضعیت شناختی او انتخاب بشه.
از نظر روانی اجتماعی هم یک نکته مهم وجود داره. پرستار نباید ناشنوایی رو با ناتوانی ذهنی یا اختلال شناختی اشتباه بگیره. بیماری که به سؤال کلامی پاسخ نمیده ممکنه اصلاً سوال رو نشنیده باشه. بنابراین قبل از اینکه به کاهش سطح هوشیاری، گیجی یا عدم همکاری فکر کنیم، باید ببینیم آیا کانال ارتباطی مناسب برقرار شده یا نه.
https://t.me/NSA_IUMS