حتما حکایت معروف غذای کوشر در کنفرانس را شنیده اید که باعث شد دو ترم رفتارشناسی:
جمعیت حداقلی متعصب
مقابل
جمعیت حداکثری تطبیقدهنده
مطرح شوند.
در این مثال، چند نفر معدود شرکت کننده در کنفرانسی، اعلام کرده بودند که فقط میتوانند غذای کوشر مصرف کنند! برگزار کنندگان کنفرانس که برای چند روز، سرو وعده های اصلی و میان وعده های مختلف خوراک و نوشیدنی در برنامه داشتند، بخاطر پیچیدگی مدیریت این موضوع، تصمیم گرفتند یکهو برای تمام افراد غذای کوشر سرو کنند. گروه بزرگتر، فرقی برایشان نداشت که غذایشان از چه قانون بسته بندی مذهبی و سنتی پیروی کند. صرفا میخواستند امکان خوراک داشته باشند. و اینجور شد که بخاطر یک گروه حداقلی متعصب، تمام افراد مجبور به اطاعت از قوانین موهوم و مبهم مصرف کوشر شدند در حالیکه اعتراضی هم نداشتند.
میخواهم این دو مفهوم را کمی تغییر بدهم. گروه اول را اقلیت متعصب معتقد به اصول و باورشان باقی میگذارم.
گروه دوم را ولی نه جمعیت بزرگتر تطبیق دهنده، که اکثریت پرهیزکننده و تنسپارنده نام میدهم که پرهیزشان هم به دلیل حذر از مواجهه با آلودگی های صوتی و بصری است که حاصل مغز و فعل گروه اول است.
دوستان خوب زیادی در همین فضای تلگرام دارم. اینها بخاطر آزارهای کوچک ولی پیوسته یک اقلیتی، اول شروع کردند به محدود کردن امکان کامنتهایشان. بعد به حذف امکان استفاده از اسمایلی ها. بعد رسیدند به حذف کلمات و تصاویر و مطالبشان. کمتر نوشتند تا کمتر مورد واکنشهای اینچنینی قرار بگیرند در حالیکه بازخورد مخاطب اکثریت، همیشه اقبال و تشویق بود.
چرا؟ چون دیده شده که مثلا کسی واقعا حال و حوصله دارد که از امکان ناشناس بودن استفاده کند و برای یک اثر نقاشی سلف پرتره، بگردد تا اسمایلی گه پیدا کند و بفرستد ! دائم و مستمر.
برای دلنوشته یکی در مورد خاطره دردناکش، با نام نامعلومی مثل ویرگول یا نقطه، فحش بنویسد. همواره.
برای کسی که شجاعت کرده و عکسی از خود واقعی اش منتشر کرده، شکلک خنده و مسخره بفرستد. او حتی اگر از عزا بگوید، این دارد شکلک روده بر شدن از خنده میفرستد. داریم در مورد یک انسان بزرگسال حرف میزنیم که احتمالا آن بیرون دلش میخواهد محترم باشد و بهش بگویند شما و دوستش داشته باشند ولی اینجا، اینجور. خیلی هم پیگیر و حاضر در صحنه.
همانا ما ایشان را ولنکننده ترین سریش دوران نامیدیم. و تو چه میدانی سریش دوران چیست؟
ولی من میخواهم به دوستانم بگویم که درست است سلامت اعصاب و روان شما ارجح به هر چیز دیگری است و باید که از خودتان محافظت کنید در مقابل انواع نصایح و اظهار فضل و فضولی و آماج از همه جا بیخبر خشمی عجیب از سوی عده ای ناشناس نباشید و هدف نفرت آدمهایی که نمی دانند یا نمی توانند تیر نفرتشان را جای درستی خالی کنند قرار نگیرید، و خلاصه سموم ناشی از تعصب، تحجر و خشکمغزی لاعلاجشان شما را آلوده نکند.
ولی!
این را هم گاهی نگاه کنید که اقلیت متعصب، آزادی و امکان حضور و بروز و فضای شما را بیش و بیشتر نگیرند و جای شما را کوچک و محدود و مینیمال نکنند. چون اکثریت مشتاق، از شما اثر بهتری میگیرند تا از واکنش و بازخورد و نقد اقلیت دگم.
دقیقا به همین دلیل، با تمام احترامی که برای انتخاب شخصی شما در چگونگی محافظت از روان و کلام و تصاویرتان قایلم، به شخصه به سریشهای چسبناک کلماتم، توجه نخواهم کرد و بخاطر مخالف بودن اینها با هر چه زیبایی و رهایی و برهنگی بی انقیاد عقاید مختلف، بخاطر موافق بودن اینها با اعدام و شکنجه و قتل و رواج خشونت، بخاطر خوشحالی شان از اخبار تحقیرآمیزی چون ورود نامجو و مرتضوی و فلان دلقک به خاک وطن، و بخاطر بلاهت بی مرزشان در همه امور بخصوص امور مربوط به ایران، کامنت ها را باز میگذارم و اجازه میدهم تا جان در بدن دارند از امکان دیسلایک من استفاده کنند. باشد که آبی خنک باشد بر ماتحتهای میخ شده بر آتش
سر شما عزیزان؛ این اکثریت نازنین سلامت
@November25th
Post #1796
1.17K
- ❤ 67
- 👍 14
- 🕊 3
- 🏆 2
- 👎 1
- 👌 1
- 🤷 1