فلسفی و انتزاعی نیز برآمده از همین نقطه قوت است، در حوزه جهان ماده و شناسایی درست واقعیتهای عینی و زمینی ضعف داریم. به بیان بهتر، بخش بزرگی از انرژی ما ایرانیها صرف پرداختن به امور ذهنی میشود، بیآنکه دستاورد ملموسی به همراه داشته باشد و کیفیت زندگی عملی -و نه آرمانی- ما را ارتقا دهد. این در حالی است که ژاپنیها علیرغم جدیت در انجام کارها که همان «جدیگرفتن زندگی بدون جدیگرفتن معنای زندگی» است، نسبت به مسائل فکری و عقیدتی بیعار هستند. این روحیه «بیعاری»، هم مانع از افتادن ژاپنیها در دام بنیادگرایی میشود و هم حکایت از نگرش واقعگرایانه آنها نسبت به امور دارد؛ نگرشی که به ژاپنیها کمک میکند در یافتن راهحل مناسب در قبال مشکلات از انعطاف لازم برخوردار باشند. در واقع همین «انعطاف» در کنار «جدیت» بود که موجب شد ژاپنیها در جذب جنبههای مثبت فرهنگ غرب موفق عمل کنند و علیرغم جنگ جانانهای که با آمریکا داشتند، به محض اتمام جنگ، زندگی به سبک آمریکایی را شروع کنند؛ وگرنه بدون انعطاف مگر امکان داشت ژاپن مدرنیزه شود و بدون جدیت مگر امکان داشت ژاپنیها به این حد از توسعه برسند. برای تبیین تفاوتهای فکری مردم ژاپن و مردم ایران از منظر «واقعیت» نمونههای متعدد دیگری نیز میتوان برشمرد؛ که شرح مبسوط آنها را به انتشار کتاب موکول میکنیم.
منبع
روزنامه شرق
https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-100/1131676-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1
#در_راه_آموختن #دکتر_سرکارآرانی #نوکیشانه
نوکیشانه https://eitaa.com/nokishanehttp://t.me/nokishane
Post #3410
82