آیا بذل جان، کاری افراطی و زیادهروانه نیست؟شاید در نگاه ابتدایی به نظریه حد وسط ارسطو که فضیلت را حد وسط دو رذیلت افراط و تفریط میداند، فداکاری تا حد بذل جان، عملی افراطی به نظر برسد. ولی واقع مطلب این است که دستکم خود ارسطو چنین نمیاندیشید.
او که نظریه حد وسط خود را در اخلاق نیکوماخوس مطرح کرده، اولاً به این مطلب اشاره میکند که منظور از حد وسط، حد وسط ریاضی و فینفسه نیست، بلکه حد وسط نسبت به ما و در واقع «حد وسط درست» است (۱۱۰۶b). بنابراین معیارهای حد وسط را نباید کمّی و مطلق در نظر گرفت.
دوم اینکه کمی جلوتر تصریح میکند که درباره برخی اعمال و عواطف نمیتوان قائل به حد وسط شد؛ چراکه فینفسه بد یا خوباند. از جمله اعمال شرّی همچون زنا، دزدی و آدمکشی و نیکوییهایی همچون خویشتنداری و شجاعت. میگوید هرچند شجاعت، حد وسط خوانده میشود، در حد کمال و نهایت قرار دارند (۱۱۰۷a). پس شجاعت را میتوان در حد کمال پیگیری کرد.
سوم اینکه ارسطو در بحث شجاعت، به عنوان نخستین فضیلتی که بررسیاش میکند، معنای عالی شجاعت را پایداری در برابر هولناکترین خطرات میداند و هولناکترین خطر ممکن، مرگ است. اما نه شجاعت در برابر هر مرگی، همچون وضع خطیر توفان دریا؛ بلکه برابر شریفترین انواع مرگ. یعنی دلاوری در میدانهای نبرد (۱۱۱۵b). این صرفا به معنای جنگجویی نیست؛ چرا؟ در نکته چهارم روشن خواهد شد.
نکته چهارم و در واقع جای دیگری که ارسطو از بذل جان سخن میگوید، تعارض صیانت ذات و خوددوستی با فداکاری است. او به طرز جالب توجهی نشان میدهد که فداکاری شرافتمندانه، عین خوددوستی است. در همین جا منظورش را از مرگ شریف را نیز بیان میکند و آن را مرگی میداند که در خدمت «دوستان و وطن» باشد:
«مرد شریف همیشه خود را در خدمت دوستان و وطن قرار میدهد و در صورت ضرورت، جان خود را نیز فدای آنها میکند؛ از پول و مقام و همه چیزهایی که مردمان برای آنها رقابت و نزاع میکنند، چشم میپوشد و تنها شرافت را برای خود میخواهد.
زندگی کوتاه و پر از شادمانی عمیق، در نظر او بهتر از عمر دراز همراه با لذات کوچک است و یک سال همراه با شرافت، بهتر از سالیانی دراز، خالی و یکنواخت است و یک عمل بزرگ و شریف، پرارجتر از بسیاری اعمال جزئی و حقیر. مردی که زندگی خویش را فدای دیگران میکند، بدون شک بدین نتیجه دست مییابد و بدینسان، بزرگترین افتخار و پاداش را برای خویشتن انتخاب میکند... پس آدمی باید بدین معنا خودخواه باشد، نه بدان معنا که دیگران خودخواهاند» (
اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمدحسن لطفی، نشر طرح نو، ۱۳۸۵، ص ۳۵۴).
تولدت مبارک،
بزرگمرد.
@negarestan_taba