🕯شمس تبریزی شخصیتی بیپرده و بیپرواست؛
در باطنش چیزی نیست جز آنچه بر ظاهرش جاری میشود.
یکتا و یکتو و یکدله است.
مرغِ تعلقش بر بامی لانه نمیکند؛
و خوف و حُزن و واهمه وجودش را فرا نمیگیرد.
شمس دلیر است و غنی.
رخ در رخ عدم دارد و از آن روی برنمیتابد.
در برابر نفاق، قهّار است و میسوزاند؛ و در برابر یکدلی لطیف است و میپروراند.
شمس شیخگیر است اما بر همگان نیز مشفق است.
گویی مولانا روی یار را در روی او دیده بود که شمس تبریزی در کلامش، هم شمس است هم عشق است و هم خدا.
هفتم مهرماه، روز شمس تبریزی مبارک
گفت: خدا یکی است.
گفتم: اکنون تو را چه؟!
چون تو در عالَم تفرقهای، صدهزاران ذره، هر ذره در عالَمها پراکنده و پژمرده و فروفسرده.
او خود هست، وجود قدیم او هست. تو را چه؟! چون تو نیستی...
(مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد، ص ۲۸۰)
او یکی است. تو کیستی؟! تو شش هزار بیشی! تو یکتا شو، وگرنه از یکیِ او تو را چه؟ تو صدهزار ذره، هر ذره به هوایی بُرده، هر ذره به خیالی بُرده!
(همان، ص ۲۵۹)
@mehrdad_rahmani4
Post #65376
20
