کینهورزی در تفکر، قطعیترین نشانهٔ توحّش و بربریّت است. من تحصیلات فلسفه کردهام و این تحصیلات ذهن مرا بسیار تربیت کرده است، چرا که ساعتها و ساعتها به خواندن آثارِ کییِرکگارد پرداختهام، هنگام مطالعه نوشتههای افلاطون گریستهام، برابر زیبایی متن آنگاه که رساله دفاع از سقراط را میخواندم. پس از مطالعه میل داشتم درباره کتاب حرف بزنم، اما نمیتوانستم و این میرساند که چقدر تحصیلاتم بد آغاز شد! من غالبا به آنچه از سیمون وِی در یاد دارم تکیه میکنم. بعضی از چیزهایی که درباره توجه به دنیا میگویم یا احساس میکنم، از او الهام گرفتهام، از راه مطالعه در زندگی و آثار او. من اندیشهای را که ساخته و پرداخته نظام و محیط خود است برنمیتابم. اما هیچ کینهای از اشخاص در دل ندارم، حتی اگر این اشخاص دچار چنین خطای شومی شوند که خویشتن را با محیط خود یکی سازند و این کاری است که برخی از روشنفکران انجام میدهند و مبدّل به عامل یک دوره یا یک محیط میشوند. اصطلاحا دربارهٔ این روشنفکران میگویند که ترشّح محیط خود میشوند.
▫️رفیق اعلی: کریستیان بوبَن، ترجمهٔ پیروز سیار، ص ۱۹۴
@irajrezaie
Post #65389
10
Forwarded from از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی
