🔸اَدبیَّـتِ نَحْــوِ سعدی (۲)
نشست دوم:
تفسیر نحوی غزل و بحث از پادگزاره
۱. به حسن دلبر من هیچ درنمیباید
جز این دقیقه که با دوستان نمیپاید
۲. حلاوتیست لب لعل آبدارش را
که در حدیث نیاید چو در حدیث آید
۳. ز چشم غمزده خون میرود به حسرت آن
که او به گوشۀ چشم التفات فرماید
۴. بیا که دم به دمت یاد میرود هر چند
که یاد آب به جز تشنگی نیفزاید
۵. امیدوارِ تو جمعی که روی بنمایی
اگر چه فتنه نشاید که روی بنماید
۶. نخست خونم اگر میروی به قتل بریز
که گر نریزی از دیدهام بپالاید
۷. به انتظار تو آبی که میرود از چشم
به آب چشم نماند که چشمه میزاید
۸. کنند هر کسی از حضرتت تمنایی
خلافِ همت من کز تواَم تو میباید
۹. شکر به دست ترشروی خادمم مفرست
و گر به دست خودم زهر میدهی شاید
۱۰. تو همچو کعبه عزیز اوفتادهای در اصل
که هر که وصل تو خواهد جهان بپیماید
۱۱. من آن قیاس نکردم که زور بازوی عشق
عنانِ عقل ز دست حکیم برباید
۱۲. نگفتمت که به ترکان نظر مکن سعدی
چو تَرکِ تُرک نگفتی تحملّت باید
۱۳. در سرای در این شهر اگر کسی خواهد
که روی خوب نبیند به گل براَنداید
ادبیت نحو سعدی (۱)
ادبیت نحو سعدی (2)
Post #65385
22
Forwarded from کاروند پارسی || محمودفتوحیرودمعجنی (Mahmood Fotoohi)
Audio