#غزل
برق سپیده سر زد و این شب سحر نشد
بانگ خروس برشد و کس باخبر نشد
برخاست گرد راه و بسی کاروان گذشت
ما را ولی به قافله کس راهبر نشد
ره شد کمین رهزن و شب شد رفیق دزد
بانکی ز نایِ قافله سالار بر نشد
کو عارفی که بر سرِ دریای ننگ و نام
از موجخیز حادثه بگذشت و تر نشد؟
از دور روزگار چه گویم کزین گذر
جز غم نصیبِ مردم صاحب نظر نشد
سنگ آب شد ز سوزِ دل ناشکیب ما
شکر خدا که نالۀ ما بیاثر نشد
کو گلبنی که تیر بلایش به دل نزد
کو گلشنی که زخمی تیغ تبر نشد
پاییز 1386
#اقبال_مظفری
https://t.me/joinchat/AAAAAEKCF61dHmskkML-UA
Post #142
892