TGViewer
سارا و باران‌های مشرقی سارا و باران‌های مشرقی @mozaffari_e · 72 subscribers
Post #142 892
#غزل

برق سپیده سر زد و این شب سحر نشد
بانگ خروس برشد و کس باخبر نشد
برخاست گرد راه و بسی کاروان گذشت
ما را ولی به قافله کس راهبر نشد
ره شد کمین رهزن و شب شد رفیق دزد
بانکی ز نایِ قافله سالار بر نشد
کو عارفی که بر سرِ دریای ننگ و نام
از موج‌خیز حادثه بگذشت و تر نشد؟
از دور روزگار چه گویم کزین گذر
جز غم نصیبِ مردم صاحب نظر نشد
سنگ آب شد ز سوزِ دل ناشکیب ما
شکر خدا که نالۀ ما بی‌اثر نشد
کو گلبنی که تیر بلایش به دل نزد
کو گلشنی که زخمی تیغ تبر نشد

پاییز 1386
#اقبال_مظفری

https://t.me/joinchat/AAAAAEKCF61dHmskkML-UA
Telegram سارا و باران‌های مشرقی اشعار اقبال_مظفری
More from @mozaffari_e
  1. Sep 20, 2026جمعه جمعه با تمامِ دلتنگی‌هایش آسمان را بغل کرده و پشتِ درها پرسه می‌گردد دو پردۀ دلچرکین…
  2. Jun 4, 2024خواب: به خوابِ اسب و پرنده سفر نکرده به مشرقِ زمینِ رؤیایی چه رنگ‌های شگرفی به دیده می‌آمد…
  3. May 2, 2024آب: سوار ایستاد و چشم در پیِ دیدارِ چشمه‌ای گرداند تمامِ دشت پُر از خارزارِ قحطی بود. دوبا…
  4. Sep 13, 2023#نیمایی در پس دیوارهای شب می‌شکند بغض سیاه کسی که سینه‌اش مدفن آوازهای قدیمی‌ست می‌خواند ب…
  5. Aug 20, 2023#قصیده به احترام نام مادر، برای مادرم، محترم بنی‌عامریان گریه می‌گیردم از حالِ نزاری که تو…
  6. Aug 16, 2023#غزل هر چه از وهم حضور خویش می‌کاوم غیابی در حضورم می‌دَوَم هرچند با حسرت پیِ خود باز هم ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →