#غزل
به شادی گل رویت غم فراق سرآمد
ببین که در شبِ وصلت مه از محاق درآمد
فغان که در طلبِ یک دوروز شوقِ رهایی
هزار سرو سرفراز فدیۀ ظفر آمد
مقیمِ حلقۀ مویش شدیم و تاری از آن مو
به کف نیامده عمرِ عزیز ما به سر آمد
هنوز کامِ دلافسردگان نکرده لبی تر
که شامِ تیرۀ هجران به صورتی دگر آمد
دریغ و درد ز سودای عشق و ذوق رهایی
که در خیال چه نقشی زد و چه در نظر آمد
ز عمر کوته آزادی و وصال تو ای جان!
چه جویها که ز خون دلم به چشمِ تر آمد
نفس برآمد و کس دم نزد به مظلمه آری
ببین ز خونِ سیاوش هزار لاله برآمد
زمستان 1362
#اقبال_مظفری
https://t.me/joinchat/AAAAAEKCF61dHmskkML-UA
Post #130
1.53K