TGViewer
Channel Public Channel
سیدابوالحسن مختاباد/سربانگ

سیدابوالحسن مختاباد/سربانگ

@mokhtabad

About Iranian Music and cultural
درباره موسيقي، فرهنگ و اندكي سياست
Subscribers
196
Photos
25
Videos
21
Links
139
Recent Posts 20 shown
Post #332
The owner of this channel has been inactive for the last 5 months. If they remain inactive for the next 27 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
Post #331
The owner of this channel has been inactive for the last 5 months. If they remain inactive for the next 30 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
Post #330 4.62K
Audio
🌳به یاد کاسعلی اکبرپور اسطلخی که هفته گذشته به دیار باقی شتافت.

هنرمندی بی‌ادعا اما پرکار با بیشتر پانصد آهنگ و ترانه و نغمه در انواع سنتی و مدرن و کلاسیک با خوانندگان زن و مرد معروف و کمتر معروف در قبل و بعد از انقلاب از ایرج، نادر گلچین، مازیار تا سیما مافی‌ها و سیمین غانم و …؛ از آثار کلاسیک و سمفونیک تا آثار بی‌کلام و….
زندگی سختی داشت در کودکی بی‌پدر شد اما استعداد موسیقی بالایش سبب شد در ۱۴ سالگی به عنوان نوازنده به رادیو رشت دعوت و اجرای مستقیم داشته باشد.
سال‌ها قبل دوست اهل ادب و موسیقی ، علیرضا پورامید بانی خیری شد و اسباب گفت و گویی نسبتا خوب با ایشان را فراهم کرد که در نشریه اینترنتی خروس جنگی منتشر شد به آدرس زیر:

http://www.iranmemusic.com/گفت-و-گو-با-کاسعلی-اکبرپور-اسطلخی-۵%DB%B0%DB%B0-اث/
از جمله کارهای زیبای ایشان تصنیفی است در بیات ترک با صدای گوشنواز همولایتی او نادر گلچین که در همین پست بشنوید.
Post #329 3.99K

Forwarded from هم‌میهن

وقت آزمون

خانه موسیقی در پی‌گیری مطالبات اهالی موسیقی چقدر جدی و صادق است؟
 
✍️ سید ابوالحسن مختاباد

♦️پس از اعتراضات اخیر و دستگیری و بازداشت برخی از اهالی موسیقی، نهاد خانه موسیقی به‌عنوان نهادی که مدعی دفاع از حقوق اهالی موسیقی است و می‌خواهد کار صنفی انجام دهد، تلاش‌هایی را صورت داد تا این ادعا را در عمل هم اثبات کند. فهرستی از افراد بازداشتی منتشر کرد و در کنار آن روی سایت خود نوشت که کمیته‌ای به همراه اهالی سینما و تئاتر در خانه هنرمندان تشکیل دادند و از وکلای مبرز هم دعوت کردند که این فعالیت را به پیش ببرند.

♦️گذشته خانه موسیقی نشان داده است که نه با اعضای خود صادق بودند و نه در کار خود جدی، تقاضاهای مکرر منتقدان و برخی از اعضا در انتشار گزارش مالی سالانه (برابر قانون حق دسترسی آزاد به اطلاعات) و نیز برخی ابهامات نسبت به فعالیت‌های آنها، که هیچ‌گاه شفاف نشد، نمونه‌ای از کم‌صداقتی آنهاست. درباره جدیت هم تقریبا ماجرا بسی آشکارتر از آن است که بتوان حتی اثباتش کرد.

♦️انتقادات بالا و تاثیر خانه موسیقی و فعالیت‌هایش در زمینه آزادی زندانیان مورد تردید‌های جدی قرار گرفت، ‌آنها فراخوانی دادند تا منتقدان با آنها به گفت‌وگو بنشینند و دیدگاه‌هایشان را مطرح کنند.

♦️اکنون اما یک آزمون تازه پیش روی خانه موسیقی نهاده شده است. آزمون شرکت اهالی موسیقی در جشنواره موسیقی فجر که با دعوت وزیر ارشاد وارد مرحله‌ تازه‌ای شده است. طبیعی است که عده‌ای از اهالی موسیقی مخالف شرکت در این جشنواره‌ امسال‌اند و فضا نیز به اندازه‌ای رادیکال است که در عمل کسی را یارای مخالفت نیست. پرسش اینجاست که خانه موسیقی در این وضعیت چه واکنشی نشان خواهد داد؟ آیا راهی در پیش خواهد گرفت كه در این بین ضامن رشد وتوسعه موسیقی كشور باشد؟

متن کامل یادداشت سیدابوالحسن مختاباد، روزنامه‌نگار و مورخ تاریخ موسیقی معاصر ایران را در لینک زیر بخوانید:
https://b2n.ir/t50472
#هم‌میهن
@hammihanonline
 
Post #328 4.32K
❇️ اطلاعیه خانه موسیقی و گمشده‌ای به نام شجاعت نهاد مدنی

🖌️سیدابوالحسن مختاباد

خانه موسیقی در اطلاعیه‌ای و با انتشار نام ۲۱ اهل موسیقی در زندان، از پی‌گیری‌های خود درباره اهالی موسیقی سخن‌ رانده است اما مشخص است که این اطلاعیه جدای از آنکه به دانشجویان و استادان موسیقی که در این ایام تحت فشار بوده‌اند اشاره‌ای نکرده، حتی حداقل‌های یک اطلاعیه را در همین شرایط خطرخیز ندارد و نشان می‌دهد شجاعت یک نهاد صنفی مدنی در چنین اوضاعی باید بیش از این‌ها باشد. سخن از این نیست که با ادبیات تند با نهادهای حاکمیتی برخورد شود. نه. نهاد صنفی باید واسط میان دولت و ملت باشد و دور از جار و جنجال‌های رسانه‌ای، سعی کند آلام و رنج‌های اعضایش و تمامی موزیسین‌ها را کاهش دهد، اما این به آن معنا نیست که از تذکر همان قواعد حقوقی به نهادی که موزیسین‌ها را به بند کشیده خودداری کند. لذا باید ادبیاتی که انتخاب می‌کند به گونه‌ای باشد که هم صراحت داشته باشد و هم حقوقی باشد. جدای از آن با اطلاع‌رسانی مستمر جامعه و اعضای خود را در جریان جزییات قرار دهد. حتی اگر نامه‌ای می‌نویسد که تمایلی به انتشار عمومی آن ندارد، می‌تواند اعلام کند در فلان تاریخ نامه‌ای به ریاست قوه قضاییه،‌معاون و یا روابط عمومی کمیسیون قضایی مجلس و وزارت ارشاد و دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و … نوشته و پی‌گیر ماجراست.
خانه موسیقی می‌توانست حداقل به نهادی همانند انجمن صنفی روزنامه‌نگاران نظر افکند که سابقه‌ای دو سه ساله دارد در برابر آنها که سابقه‌‌ای بیش از ۲۰ سال دارند و نامه آنها به ریاست قوه قضاییه را دستمایه نامه‌ خود قرار دهد.
می‌توانست ضمن اطلاع‌رسانی به نهادهای حاکمیتی از جمله قوه قضایی و وزارت ارشاد و مجلس وظایف قانونی آنها را یادآوری کند که: برابر قانون آیین‌دادرسی کیفری و قانون حقوق شهروندی که مصوب همین حاکمیت است و اصول مصرح قانون اساسی درباره جرم سیاسی رفتار کنند.
ـ چرا باید پرونده یک معترضی که سیاسی است انگ امنیتی بخورد و چرا برای و به رغم تصویب دیرهنگام قانون جرم سیاسی هیچکدام از این زندانیان به عنوان جرم سیاسی به زندان برده نشده‌اند؟
چرا باید بازدداشت موقت بیش از ۴۸ ساعت باشد؟
چرا زندانیان از حق داشتن وکیل محرومند؟ و چرا وکلا به پرونده‌های‌ آنها دسترسی ندارند و حتی به عنوان نماینده صنف تقاضای ملاقات با زندانیان را طرح کنند.
چرا باید پروند‌های این چنینی به قضاتی سپرده‌ شود که بفرموده عمل می‌کنند و جای قضات با انصاف و مستقل در چنین پرونده‌هایی غایب است؟
چرا زندانیان نباید از حق یک تماس عادی برخوردار باشند و خانواده‌های‌ آنها سرگردان در بازداشت‌گاه‌‌ها باشند؟
چرا قوانین آیین‌دادرسی درباره این افراد رعایت نمی‌شود و مواردی از این دست که می‌تواند با صراحت و جسارت مطرح شود.
فهرست الفبایی هنرمندان زندانی در اینستاگرام ⬅️ Link

پی‌نوشت: پس از این یادداشت سایت خانه موسیقی این گزارش را بروز کرد, نام دو نفر تازه (محمد متین جعفری و مانی لطفی) را اضافه کرده‌است بدون آنکه نام پنج نفر دیگر را به فهرست اضافه کند.
https://www.instagram.com/p/Clca2c5v2vE/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
Instagram Instagram
Post #327 3.8K
✅در دفاع از احمد زید‌آبادی؛ گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

**سید‌ابوالحسن مختاباد

📌 تازه‌ترین یادداشت دوست خوب و قدیمی‌ام، دکتر #احمد_زید‌آبادی متاثرم کرد. اویی که از سال ۷۳ که پای به روزنامه‌ همشهری گذاشتم می‌شناسمش و در تمامی این سال‌ها این دوستی پابرجا بود. اویی که در تمامی زیستش نه خود را فریب داد و نه دیگران را و در کار و زندگی‌اش صادق و جدی بود. نوشته‌های او همیشه برایم جذابیت داشت و درس آموز بود. چه مطالب بلندش که در سال‌هایی در ایران فردا با نام پویا احمدزاده می‌نوشت و چه ستون کوتاه صفحه آخر #همشهری.
چندین سال در هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، در ظهرهای روز شنبه با دیگر اعضای هیات مدیره سر میزی می‌نشستیم. حتی روزی که می‌خواست برای پایان‌نامه دکتری‌اش برود خبرم کرد و با هم به یکی از اتاق‌های طبقه دوم دانشکده حقوق و علوم سیاسی رفتیم و آنجا با دکتر #حسین_بشیریه، دکتر #حمید_احمدی و چند تن دیگر از اساتید نشستیم و او از پایان‌نامه‌اش دفاع کرد؛ "دین و دولت در اسراییل" که بلافاصله دوست مشترک دیگرمان(ایرج اسلامی) در انتشار روزنگار منتشرش کرد. تحسین و تقدیر از کارش را در نگاه تک تک اساتید می‌‌دیدم. آن سال او تازه از زندان اولش بیرون آمده بود.
گفت و گویی مفصل و بیش از ۲۰ جلسه‌ای با او درباره شرایط زندان داشتم. روزهایی که در تراس همشهری این گفت و گوها انجام شد. بعدها به من گفت آن‌ها را استفاده نکن چون می‌خواهم در جلدهای بعدی خاطراتم بیاورم.
وقتی در سال ۸۸ به شکلی ناجوانمردانه به زندانش افکندند، حقیقاتا ناراحت شدم و شنیدن اعتصاب غذا و دیدن پیکر رنجورش در لباس زندان و تماشای آن از تلویزیون آه از نهادم برمی‌آورد. خبر آزادی‌اش از زندان از خوش‌ترین خبرها بود و پس از آن به شکلی مرتب ارتباط مجازی و گپ و گفت برقرار شد.
سال گذشته درهمین روزها بود که به ایران آمدم و وقتی با او تماس گرفتم و برای یک مهمانی دوستانه دعوتش کردم به رغم آنهمه گرفتاری آمد و دیداری بعد از نزدیک به ۱۲ سال دست داد.
احمد و سختی‌ای که از دوران کودکی و تا این همه سال‌ها کشید، همیشه مرا به یاد این بیت حافظ می‌اندازد:
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود

و واقعا در کوره‌راه حوادث گویی تبدیل به لعل بدخشان شد، بی‌کینه‌ترین‌ آدمی که در زندگی شخصی دیدمش او بود و تقریبا کسی را ندیدم که این سطح از رضایت درونی را در خود جای داده باشد.
من به صفت روزنامه‌گاری با کثیری از آدمیان از طیف‌های مختلف روبرو بودم. آدم‌هایی بسیار معروف که در خلوت چیزی بودند و در جلوت چیزی دیگر. زید اما خلوت و جلوتش هم یکی بود.
در یادداشت آخر، او نوشت که صحنه سیاست داخلی ایران را بوسیده و کنار گذاشته است. من امیدوار بودم متن محترمانه وهمدلانه‌اش به حامد اسماعیلیون پاسخی یابد. چرا که اگر او دردکشیده‌ است و زن و فرزندش را در آن حادثه ناجوانمردانه از دست داده‌ است،احمد زیدابادی نیز هزینه‌های بسیاری برای اعتقادات سیاسی‌اش داد. سال‌ها زندان و شکنجه و تبعید و محرومیت از حتی نوشتن و حرف‌زدن، برای دکتری علوم سیاسی معتبرترین دانشگاه کشور که می‌توانست خطر نکند، ننویسد،‌انتقاد نکند تا همانند بسیاری دیگر، از امکانات استادی همان دانشگاه بهره‌مند شود. این انسداد و بی‌گفت و گویی بین نیروهای منتقد و معترض و حتی برانداز، فضایی سرشار از سوء تفاهم به وجود آورده است و برچسب‌هایی ناجوانمردانه که آدمی به شگفت می‌اید و همه البته ریشه در کج‌فهمی ناشی‌ از دو قطبی به وجود آمده است که تقریبا بوی خون و جنون می‌دهد. اگر ما در سطح نخبگان نتوانیم با هم گفت وگو و به رفع سوء تفاهم بپردازیم از جوانان و نوجوانان چه انتظاری است؟ همه ما می‌دانیم عامل اصلی این دوقطبی وریشه آن حاکمیت جمهوری اسلامی و ندانم‌کاری‌های هسته سخت قدرت در طی به خصوص یک و نیم دهه اخیر است، اما پرتاب تیرهای زهرآگین دشنام و توهین به امثال زید‌آبادی، تنها خاصیتش دادن صحنه به دست تندروان هر دو سواست و مخالف همان شعاری است که از آن به نام شعار محوری «زن زندگی آزادی» یاد می‌کنیم. کجای این توهین‌و محتسب‌مزاجی‌ها با نیروهای مدنی و فعالی چون زیدآبادی، بویی از زندگی و طراوت و لطفی و حتی آزادی و‌آزادگی‌ای دارد که در این سه عبارت کلیدی است؟
امیدوارم خداحافظی آقای زید‌آبادی همانند اعتصاب غذایش موقتی باشد و با انرژی‌ای افزونتر به صحنه بازگردد. او به نوعی پرچمدار مبارزه خشونت‌پرهیز بود و قرار بود برای ایده راه چهارمش هم فعالیت‌هایی انجام دهد و در این زمینه هم گفت و گوهایی داشتیم که امیدوارم اگر به استراحت و دوری از جار و جنجال منتقدان و مخالفان محتسب‌مزاج می‌پردازد، به فکر ایده‌های اصلی و از جمله ایده راه چهارم و نیز تدوین یک راهنمای عملی برای جنبش خشونت‌پرهیز باشد.

https://www.instagram.com/p/ClOopHSp07m/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
Post #326 2.8K
❇️ سخنرانی درباره آثار اعتراض استاد شجریان
ساعت ۴:۳۰ عصر جمعه ۱۸ نوامبر( امروز) به وقت کالیفرنیا و ۷:۳۰ عصر به وقت شرق آمریکا و ۴صبح شنبه به وقت ایران
لینک زووم در نشانی‌های زیر:
تلگرام :
سایت انجمن فرهنگی ایرانیان آتلانتا

https://atlantapcc.com/events/سیدابوالحسن-مختاباد/

———————————————————
اگر چه این روزها و با شرایطی که در ایران به وجود آمده دل و دماغ سخنرانی نمانده است اما به درخواست انجمن فرهنگی ایرانیان آتلانتا قرار است درباره تصانیف و آوازها و ترانه‌های اعتراضی در آثار استاد شجریان سخنی بگویم و به پرسش‌هایی که احتمالا انجام می‌شود پاسخ دهم.
قرار بود این سخنرانی همزمان با سالروز درگذشت استاد شجریان انجام شود که به تعویق افتاد.
سخنرانی از طریق پلتفرم زووم انجام می‌شود که در استوری و نیز کانال تلگرام سربانگ ونیز سایت انجمن فرهنگی ایرانیان آتلانتا در دسترس است.
لینک سخنرانی از طریق زووم⬅️ link
Post #324 1.18K

Forwarded from سیدابوالحسن مختاباد/سربانگ (hassan Mo)

❇️ گونه‌شناسی موسیقی‌های مرتبط با شاهنامه فردوسی/ سخنرانی در انجمن ایرانشناسی آتلانتا

نام شاهنامه و حکیم توس مرا به یاد پدرم می‌اندازد که
شاهنامه‌خوان قهاری بود و شاهنامه را به صورت آوازی در مثنوی سوز و گداز نغمه اصفهان می‌خواند اما با همان شیوه شاهنامه‌خوانان منطقه ما.
انجمن ایرانیان آتلانتا از من دعوت کرده بودند که یک سخنرانی با مضمونی موسیقایی برای آنها انجام دهم که به ذهنم رسید گونه‌شناسی موسیقی و ربط آن با شاهنامه برای چنین #باهمستان ایرانی مناسب باشد.
ساعت ۴ ونیم عصر روز سه‌شنبه ۲۱ ژوئن به وقت کالیفرنیا و ۷ و نیم عصر به وقت آتلانتا و شرق آمریکا و کانادا این سخنرانی که همراه با نمونه‌های صوتی و تصویری است را از طریق زووم انجام خواهم داد.

لینک زوم این سخنرانی :

https://us06web.zoom.us/j/81579048073?pwd=aHB6cFZ1NU8zNkFYS1dFek5JdWJIQT09
Post #323 3.1K
❇️ گونه‌شناسی موسیقی‌های مرتبط با شاهنامه فردوسی/ سخنرانی در انجمن ایرانشناسی آتلانتا

نام شاهنامه و حکیم توس مرا به یاد پدرم می‌اندازد که
شاهنامه‌خوان قهاری بود و شاهنامه را به صورت آوازی در مثنوی سوز و گداز نغمه اصفهان می‌خواند اما با همان شیوه شاهنامه‌خوانان منطقه ما.
انجمن ایرانیان آتلانتا از من دعوت کرده بودند که یک سخنرانی با مضمونی موسیقایی برای آنها انجام دهم که به ذهنم رسید گونه‌شناسی موسیقی و ربط آن با شاهنامه برای چنین #باهمستان ایرانی مناسب باشد.
ساعت ۴ ونیم عصر روز سه‌شنبه ۲۱ ژوئن به وقت کالیفرنیا و ۷ و نیم عصر به وقت آتلانتا و شرق آمریکا و کانادا این سخنرانی که همراه با نمونه‌های صوتی و تصویری است را از طریق زووم انجام خواهم داد.

لینک زوم این سخنرانی :

https://us06web.zoom.us/j/81579048073?pwd=aHB6cFZ1NU8zNkFYS1dFek5JdWJIQT09
Post #322 2.39K
گونه‌شناسی موسیقی‌های مرتبط با شاهنامه فردوسی/ سخنرانی در انجمن ایرانشناسی آتلانتا
———-/———————/——————

نام شاهنامه و حکیم توس مرا به یاد پدرم می‌اندازد که
شاهنامه‌خوان قهاری بود و شاهنامه را به صورت آوازی در مثنوی سوز و گداز نغمه اصفهان می‌خواند اما با همان شیوه شاهنامه‌خوانان منطقه ما.
در کودکی کتابی بود به نام رستم نامه که شاید اغراق نباشد، ده‌باری خواندمش.کتابی به نثر که شرح دلاوری‌های رستم بود. بعدها که بزرگتر شدم اصل کتاب شاهنامه را خواندم و از اشعار فردوسی لذت برده و هنوز هم لذت می‌برم. از چند سال قبل به صرافت افتادم که یک بررسی انجام دهم درباره آثاری که در نسبت با شاهنامه در سپهر موسیقی ایران و در انواع و گونه‌های مختلف آن خلق شده‌اند. حتی خودم هم به صرافت افتاده بودم که با دو تن از دوستان موزیسینم در این منطقه بر اساس داستان فریدون و پسرانش اثری موسیقایی به صحنه ببریم و من تقریبا آن داستان تراژیک را با محوریت حسادت تنظیم و برایش متن و نثر هم نوشتم اما در نهایت به دلیل نبود پشتیبان مالی کار معلق ماند.
انجمن ایرانیان آتلانتا از من دعوت کرده بودند که یک سخنرانی با مضمونی موسیقایی برای آنها انجام دهم که به ذهنم رسید گونه‌شناسی موسیقی و ربط آن با شاهنامه برای چنین #باهمستان ایرانی مناسب باشد.
ساعت ۴ ونیم عصر روز سه‌شنبه ۲۱ ژوئن به وقت کالیفرنیا و ۷ و نیم عصر به وقت آتلانتا و شرق آمریکا و کانادا این سخنرانی که همراه با نمونه‌های صوتی و تصویری است را از طریق زووم انجام خواهم داد.
#شاهنانه_خوانی #شاهنامه_فردوسی #شاهنانه_کُردی #فردوسی #ابوالحسن_مختاباد #انجمن_ایرانشناسی_آتلانتا

https://us06web.zoom.us/j/81579048073?pwd=aHB6cFZ1NU8zNkFYS1dFek5JdWJIQT09
Zoom Video Join our Cloud HD Video Meeting Zoom is the leader in modern enterprise video communications, with an easy, reliable cloud platform for video and audio conferencing, chat, and webinars across mobile, desktop, and room systems. Zoom Rooms is the original software-based conference room solution…
Post #321 2.17K
❇️یادت گرامی باد همسفر

به گمانم بهار ۲۰ سال قبل بود که فرصت سفری به ژاپن دست داد و در آن سفر جدای از گروه دلنوازی و آقایان مجید مجیدی،کمال تبریزی، آقای آقامیری خوشنویس و نقاش،غلامعلی حداد عادل که هنوز رئییس مجلس نشده بود، سعادت همراهی با استاد #عثمان_محمد_پرست هم نصیبم شد و نکته جالب اینکه من و او هم اتاق شدیم برای حدود ۱۱ روز. پیرمردی طرب‌خو و بذله گو که طراوت و شادابی از همه وجناتش می‌بارید. من با ساز او حال می‌کردم اما از نظر تکنیک‌های نوازندگی و اصالت‌هایی که در موسیقی منطقه او بود ، نه، به خودش هم گفتم، اما روحیه و شادابی و صفا و نوعی رندی حافظانه که در رفتار و گفتار داشت بسیار برایم خوشایند بود. شب‌ها تا پاسی از شب و حتی صبحگاه بیدار می‌ماندیم و از هر دری سخن می‌راندیم و توی سر و کله هم می‌زدیم. شاید بیش از آنکه از ساززدنش لذت ببرم از همنشینی و همصحبتی با او لذت می‌بردم، در همین فیلم کوتاه و به رغم ضعف حافظه مجلس را به دست گرفته‌ام با همه شوخی می‌کند. به گمانم در همان سفر بود که این فیلمساز ژاپنی شیفته ساده‌زیستی او شد و به همراه زنده‌یاد کیارستمی فیلمی با نقش آفرینی او می سازند که عثمان پیشه دوران جوانی‌اش، رانندگی کامیون، را اینجا تکرار می کند اما در فیلم.
به باور من شاید عثمان از نظر دانش موسیقی منطقه خود به پایه کسانی چون حاج حسین یگانه، حاج قربان سلیمانی و عبدالله سرور احمدی و نورمحمد درپور نرسد اما اجرای او یک حالی داشت که همان هم به آدمی می‌چسبید. بی‌جهت نبود که چهره‌هایی چون استادان #حسن_کسایی و #جلیل_شهناز از او و حال سازش گفته‌اند. او از معدون نوازندگانی بود که به گفته خودش در جلوی شاه ایران اجرای برنامه داشت و در سال‌های پس از انقلاب هم از سوی نهادهای هنری بیشترین سفرها را به خارج از ایران برای معرفی دو تار خودش و موسیقی‌ای که می‌نواخت انجام داد. یادش گرامی باد و روحش شاد.
@osman.mohammadparast @osman_khafi307

https://www.instagram.com/tv/CdwtHIWp5To/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
Post #320 1.95K
12.pdf180.9 KB
فایل پی‌دی اف یادداشتی که روز یکشنبه در روزنامه شرق منتشر شد.
Post #318 2.11K
سال و قرنِ نوی ما دلبستگانِ کتاب
———————
هر دو کتاب #قرآن و #حافظ حاصل هدیه دوستانی است در سال گذشته که یکی از ایران و دیگری از سن‌حوزه به دستم رسید.
قرآن را دوست فرهیخته و گرامی و ناشر خوشفکر و اهل اندیشه، آقای #محمدرضا_جعفری(مدیر#نشرنو )هدیه داد. قرآنی با چهار ترجمه کهن برگرفته از #تفسیر_طبری، #تفسیر_سورآبادی، #تفسیر_ابوالفتوح_رازی و #تفسیر_کشف‌الاسرار_میبدی که هر چهار اثر نماد درخشانی از فخامت، وزانت و دیرندگی زبان فارسی‌اند.
کتاب حافظ، دکتر #احمد_مجاهد را پس از فوت آقای #درودیان در سن حوزه از کتابخانه به جای مانده ایشان و از طرف فرزندش هدیه گرفتم.
شعر انتخابی از دیوان را هم از حافظ برگ‌نیسی گرفته‌ام که چند روزی قبل انتشار عمومی، در دفتر کار نشر فکر روز (اسفند ۱۳۷۹)و از سوی زنده یاد #کاظم_برگ_نیسی و محمد مقدم‌فر هدیه گرفته بودم.
وقتی مریم گفت کتاب‌ها در #هفت_سین سفره کوچک ما، خیلی گنده‌اند، با خودم اندیشیدم، در واقع ماجرا هم همین است و سهم کتاب در زندگی من بسیار زیاد است و لذا جای آن در سفره هفت‌سین باید بزرگ باشد و بشکوه.
این نکته را هم اضافه کنم که چند مدتی است با اشعار حافظ درپیچیده‌ام. دلیلش را زودتر باشد که بنویسم.
غزل نوروزی حافظ:

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید
شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام
بار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشید
قحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروخت
باده و گل از بهای خرقه می‌باید خرید
گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش
من همی‌کردم دعا و صبح صادق می‌دمید
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنید
دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامه‌ای در نیک نامی نیز می‌باید درید
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید
تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
این قدر دانم که از شعر ترش خون می‌چکید
@nashrenow
عکس‌ها در اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/CbVNwr_F90g/?utm_medium=copy_link
Post #317 2.58K
هفتاد و پنجمین سالروز تولد استاد هوشنگ کامکار
——————-/—///—————————————
۷ اسفند با ۷۵ سالگی استاد هوشنگ کامکار همزمان است، در سال‌هایی که ایده برنامه #نقد_نغمه را با همراهی دوست روزنامه‌نگارم، #آرش‌_نصیری به سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و مدیر وقت بخش موسیقی آن، سیدعباس سجادی پیشنهاد دادم و ایشان هم بسیار همراهی و حمایت کردند، پیدا کردن آهنگساز و موزیسینی که بیاید در اولین برنامه و جلوی منتقد(منتقد اولین برنامه آقای #مهران_مهرنیا بودند) بنشیند بسیار سخت بود، اما استاد کامکار نه تنها از این ایده استقبال کرد که بعدها هم جزو حامیان معنوی این برنامه شد و در دو برنامه دیگر(با استادان #احمد_پژمان و #لوریس_چکناواریان) نیز به عنوان منتقد حضور پیدا کرد و به بررسی و نقد آن آثار پرداخت.
بی‌تردید بخشی از حافظه شنیداری من و نسل من، با آثاری که از ذهن خلاق ایشان تراوید عجین شده است.
آثاری چون کجایید ای شهیدان خدایی، در گلستانی ، بهاران آبیدر، پوئم سمفونی خرمشهر و حلبچه و …
آخرین دیدار ما ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ بود که من برنامه نقد نغمه با حضور استاد زنده‌یاد #محمدرضا_لطفی و #میرعلیرضا_میرعلینقی، برگزار کردم و آنجا استاد کامکار هم حضور یافتند و نقدی هم ابراز فرمودند.
دو گفت و گوی بلند هم با ایشان انجام دادم؛ یکی در همشهری و دیگری با درخواست دوست و استادم در روزنامه‌نگاری، #علی_میرزایی(سردبیر نگاه نو) که به اتفاق به دفتر آقای کامکار در نزدیکی‌های سهروردی رفتیم که در #نگاه_نو پاییز ۸۸ منتشر شد.
گفت و گوی دیگر در ۷ اسفند ۸۵ و همزمان با شصتمین سال تولد استاد در همشهری منتشر شد و الان هم در همشهری آنلاین در دسترس است. آن هم به نظرم گفت و گوی خوبی شده بود.
برای استاد هوشنگ کامکار طول عمر با عزت نفس آرزو دارم و امیدوارم شرایطی فراهم شود که ایشان بتوانند آثار تازه‌اشان را هم منتشر کنند. شرایطی که او سخت از آن گله‌مند است که آثار او و دیگر آهنگسازان مجالی برای عرضه عمومی پیدا نمی‌کنند، اگر چه استاد کامکار در این سال‌ها از بختیاران این عرصه بود که چه با سماجت خودشان و چه با همت برخی ناشران و نهادها، بعضی کارهایشان را اجرا کردند و یا انتشار دادند.

@hooshangkamkar
@negahenou_magazine @abbassajjadi @arashnasiri777 @ostadlotfi @alireza_miralinaghi @mehrnia.mehran__
Post #316 1.82K
بکتاش آبتین درگذشت🌹

وقتی این عکس از بکتاش آبتین(مهدی کاظمی) منتشر شد،(عکس کند و زنجیر در بیمارستان در اینستاگرام در لینک )بی‌اختیار به یاد این شعر استاد#هوشنگ_ابتهاج سایه افتادم در مثنوی بلند بانگ نی که در زمان حیات دوستم، زنده‌یاد #محمد_زهرایی، چاپ شد اما به دلیل همین بیت،جلوی توزیع آن را برای چند سال گرفتند. بیت این بود:
هر کجا فریاد آزادی زدید
فرصتی کردید زندانبان شدید
خطاب شاعر به کسانی است که سال‌ها در رژیم گذشته از آزادی بیان و قلم و اظهار عقیده سخن می‌گفتند و به محض آنکه خودشان قدرت را به دست گرفتند، به همان شیوه‌هایی برای سرکوب مخالفان متوسل شدند، که سخت به آن شیوه‌ها انتقاد می‌کردند.
در چند روز گذشته و قبل از درگذشت تلخ و اندوهناک #بکتاش_آبتین ، به دنبال این بودم که اتهام و جرم انتسابی به او را دریابم و واقعا چیزی دستگیرم نشد.

دو اتهام کلی «تبلیغ علیه نظام» و « اقدام علیه امنیت ملی» متوجه او بود اما آنگونه که من دریافتم مصادیق این اتهام صحبت‌ها و نوشته‌ها علیه سانسور، حضور در برخی مراسم‌ها، همانند مراسم، سالگرد #احمد_شاملو یادبود #پوینده_مختاری ، بود که خود جمهوری اسلامی، کشتن این دو را قتل و عاملان را محاکمه کرد!! و جالب است که بخشی دیگر از نظام آن را اقدام
علیه امنیت ملی یا تبلیغ علیه نظام می‌داند؟ و شش سال زندان برای آنها مقرر می‌کند؟ با این حساب مخالفان چه حقی دارند؟
حتی اگر ملاک را #قانون_آیین_دادرسی در دادگاه‌های ایران هم قرار دهیم، چنین رفتاری با فردی که هیچ ابزاری به جز قلم و اندیشه و شعر و سخن ندارد، غیرقانونی و بسیار زشت و زننده و نفرت‌انگیز است.
این عکس آن اندک تلاشی را که قوه قضاییه در صدد جلب اعتماد افکار عمومی بوده است را زایل می‌کند و خواهد کرد.
یاد بکتاش آبتین را به همه اهل ادب و فرهنگ و هنر تسلیت می‌گوییم.
امید که این مرگ بنایی شود در تغییر رویکرد بنیادین قوه قضاییه به #حقوق_زندانی و زندانیان و به خصوص زندانیانی که به هر دلیلی، عقیده‌ای مخالف عقیده حاکمیت فعلی دارند. آنها باید آزاد شوند و اگر هم قرار است دادگاهی برای آنان تشکیل شود، اجازه داشتن وکیل و برگزاری دادگاه علنی و با حضور رسانه‌ها را داشته باشند.
در کنار آن خوب است تیمی مستقل درباره دلایل تعلل در ارسال بکتاش به بیمارستان برای معالجه را پی‌گیری و گزارش منصفانه‌ای ارایه دهند تا در آینده پیکر نیمه‌جان زندانیان به بیمارستان منتقل نشود!


https://www.instagram.com/p/CYeJ_mEr_ZH/?utm_medium=copy_link
Post #315 1.59K
Post #314 1.66K
کرونا جان یکی از استعدادهای کم نظیر عرصه کاریکاتور را از please ما گرفت. استاد کامبیز درمبخش. هنرمندی که با چند خط ساده می‌توانست مهمترین مفاهیم انسانی را به مخاطب انتقال دهد.

من اگر چه با نام استاد#کامبیز_درمبخش آشنا بودم، اما دقت و اشتیاق به دنبال‌کردن آثارش زمانی فزونی گرفت و به یکی از طرفداران سرسخت و مشتاق آثارش بدل شدم که در یکی از نمایشگاه‌های کتاب تهران، چهار طرح از او را در زمینه کتاب دیدم، که مرحوم # محمد_زهرایی در نمایشگاه عرضه کرد و من از او اجازه گرفتم که در بولتن نمایشگاه بازنشرش کنم. چون واقعا پرمعنا بود و البته مرتبط با کتاب، با همان تصویر آشنا از انسانی که بعدها وقتی با او در کافه نشر ثالث در خیابان کریم‌خان صحبت می‌کردم، می‌گفت او از سال‌های دهه پنجاه این تصویر از انسان را کشف کرد که تا امروز به سمبل(نماد) کارهای او و شخصیت دائمی کاریکاتورهایش بدل شد؛ انسانی که چهره ندارد و بی‌مرز و وطن است و غمگینی و شادی و اندوه و طرب و طنز را می‌توانستی در همین انسان بی‌صورت ببینی و با اعماق وجودت حسش کنی. با کاریکاتور‌های بی‌صورت او یاد این شعر مولانا می‌افتادم:

تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم
تو عاشق خندان لبی من بی‌دهان خندیده‌ام
و انصافا هم کاریکاتورهای او بی‌صورت بودند و این بی‌صورتی همان تجلی ناب هنر است که فرد می‌تواند مفهومی را که در ذهن دارد به مخاطب انتقال دهد بی هیچ مرز و خطی. انسان درمبخش جهانی بود و دقیقا نوع انسان بود و به منطقه و‌جغرافیای خاصی تعلق نداشت.
درمبخش به تعبیر من در کارش نابغه بود
هم هنرمندی صاحب ایده بود ‌هم دستی روان در طراحی داشت و این دو ویژگی کمتر در هنرمند طراحی جمع می‌شود و وقتی که جمع شد به قول حافظ گوی بیان توان زد و همین نبوغش او را کارتونیستی در طرازهای جهانی نشان داد.انبان ذهنش هنوز سرحال بود و از این بابت واقعا مرگ او صدافسوس دارد، چرا که او حداقل برای پنج سال بعد هم می‌توانست کار خلاقه انجام دهد.
خودش می‌گفت برای بیست سال بعد کار در ذهن و آستین دارد و جالب اینکه پرکاریش از کیفیت کارش نمی‌کاست. حتی برخی روزها تا ۲۵ کارتون را تمام می‌کرد که نشان می‌داد این ذهن همانند اقیانوسی بی‌پایان سرشار از سوژه و‌موضوع است و تمامی ندارد.
من این بختیاری را داشتم که برای روزهایی که به دفتر آقای #محمد_علی_جعفریه می‌رفتم، لحظاتی را پای صحبت او در کافه نشر ثالث بنشینم.
بادش گرامی باد و البته که هنرش و کارتون‌هایش با آن رگه‌های ظریف و کم نظیر طنز نهفته در آن همیشه ماندگار .
@ali_jafarieh @kambizderambakhshofficial @makanzahraei

https://www.instagram.com/p/CV76cGgJcPO/?utm_medium=copy_link
Post #313 1.45K
در خود دوره‌ای که استاد #گلپایگانی از آن سخن می‌گویند و قبل از پاگیری برنامه #گلچین_هفته و روی کار آمدن استاد #هوشنگ_ابتهاج_سایه، گروه استادان #تجویدی و #کسایی و اصولا #حلقه_اصفهان مجال نفس کشیدن به جوانترها را نمی‌دادند. استاد #محمد_موسوی برایم تعریف می‌کردند و در جایی هم نوشتم که وقتی به رادیو برای تست نوازندگی رفتند، به رغم آنکه عالی نواختند، آقای تجویدی به ایشان گفتند تا زمانی که کسایی زنده است ما نی‌زن دیگری را در رادیو نمی‌خواهیم و آقای موسوی بعدها با وساطت مرحوم استاد #احمد_عبادی به رادیو راه یافتند. یا خود استاد #شجریان در امتحانی و به رغم صدای فوق العاده‌ای که داشتند، رد شدند، یعنی همین استاد تجویدی نمی‌خواستند به کارش بگیرند با این بهانه که بودجه نداریم که به گفته آقای شجریان مرحوم #بدیع_زاده به ایشان (آقای تجویدی)گفتند شما مسئول تامین بودجه نیستی؟ شما قرار است فقط تشخیص بدهی که فردی خوب می‌خواند و یا خوب نمی‌خواند و به ما گزارش بدهی( آن زمان ایشان معاونت مرحوم #پیرنیا را بر عهده داشتند) و اگر پادرمیانی مرحوم بدیع زاده نبود، ایشان باید به مشهد بازمی‌گشتند.

یا مرحوم #خالقی در کتابش و نیز برخی نامه‌های اعتراضی که به شورای وقت موسیقی رادیو نوشتند، عملا به #باند_بازی در این شورا معترض بودند. حتی در کتاب مرحوم ادیب خوانساری آمده که آقای #مشیر_همایون_شهردار وقتی سمتی در رادیو گرفتند، تمامی آوازهای قدیمی مرحوم ادیب را از بین برد.

در چنین فضایی بر مخاطب موسیقی است که بی اعتنا به این گونه مجادلات و اتفاقات از هنر افراد هنرمند لذت ببرد و اخلاق و چپ و راست شدن آنها در سیاست وامور دیگر اجتماعی را با لذت هنری در نیامیزد. چرا که به قول حافظ:

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت و وز نو آدمی

و اصولا و به قول بزرگی، ما نیابد دنبال #انسان_کامل باشیم( در هر حیطه‌ای و از جمله موسیقی و‌ آواز) و بلکه باید به دنبال افراد #کاملا_انسان باشیم با همان خصایل انسانی و زشت و زیبایی‌های‌ آنها.

شخص نگارنده که چنین توفیقی را نصیب برده است که ساز و نواپردازی و آوازخوانی یک استاد موسیقی را از کارکرد‌های اجتماعی‌، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی‌اش جدا می‌بینم. به همین دلیل با توجه به این که شاید در برخی دیدگاه‌ها با استاد گلپایگانی سر مرافقت داشته باشم، اما از تک تک آوازهای استاد شجریان لذتی بی حد و حصر می‌برم و کار او در آواز را تقریبا بی‌نظیر می‌دانم و اینکه شاگردانش نتوانستند( حتی فرزند گرامیشان همایون) به گرد پای آوازهای ایشان( از زاویه تکنیکی و نه سبکی) برسند و به تقلید صرف از صدای ایشان می‌پردازند ،دلیل بر کم انگاشت هنر استاد شجریان نیست.

در هفته گذشته اتفاقا سه آواز بسیار زیبا از این سه بزرگ موسیقی شنیدم( #گلپا، #ایرج و #شجریان) که هر کدام طعم و رنگی متفاوت داشتند و لذت هنری وافر به آدمی می‌بخشند. به مخاطبان هم توصیه می‌کنم اگر دنبال هنرمند پاک‌نهاد می‌گردید، در زمین دنبالش نباشید. اما هنر پاکیزه که روح را جلا می بخشد را تا بخواهید می‌توانید بشنوید و نظاره کنید. #سید_ابوالحسن_مختاباد #سربانگ #تاریخ_موسیقی_ایران #انستیتو_موسیقی_کلاسیک_ایران_و_خاورمیانه #

اصل این یادداشت در روز سه شنبه ۲۸ شهریور در روزنامه شرق منتشر شد و توسعه یافته آن در سایت خبر‌آنلاین:

http://www.khabaronline.ir/detail/708982/weblog/mokhtabad
خبرآنلاین حاشیه‌ای بر سخنان اکبر گلپایگانی و گلایه‌هایش از شجریان سخنان استاد اکبر گلپایگانی و گله‌هایش از استاد شجریان و گروهی دیگر از موزیسین‌ها بازتاب بسیاری داشت و محل بحث و نزاع مخالفان و موافقان قرار گرفته است.
Post #312 1.29K
🌾حاشیه‌ای بر سخنان استاد اکبر گلپایگانی و گلایه‌هایش از استاد شجریان🌾

سخنان استاد#اکبر_گلپایگانی و گله‌هایش از استاد #شجریان و گروهی دیگر از موزیسین‌ها بازتاب بسیاری داشت و محل بحث و نزاع مخالفان و موافقان قرار گرفته است.

لب کلام ایشان این است که در دوره‌ای که جریان #مرکز_حفظ_و_اشاعه و #چاووش، سردمدار موسیقی در کشور بود و حتی نهادهای دولتی به نوعی در سیطره آنها قرار داشتند و گفتمان آنها گفتمان مسلط بود، جفاهایی بر او و گروهی از اهل موسیقی رفت. در این میانه چهره‌هایی چون استادان شجریان، #هوشنگ_ابتهاج، #لطفی و #علیزاده، یا سکوت کردند و یا به تایید این رفتار پرداختند و با عنوان‌هایی چون موسیقی درباری و کاباره‌ای و ... آنها را از ادامه فعالیت باز داشتند و یا این که حرکتی در دفاع از همکاران سابق خود صورت ندادند.

نتیجه سخنان استاد گلپا این است که این گروه از اهل موسیقی خود انحصارگر بودند. به قول خود استاد هوشنگ ابتهاج:
آن همه فریاد آزادی زدید
فرصتی افتاد و زندانبان شدید
راه می‌جستید و در خود گم شدید
مردمید، اما چه نامردم شدید
این سخنان البته از جهاتی در درازمدت به نفع موسیقی است و سبب می‌شود تا از فرد هنرمند، و نه خود هنر، #قدسیت_‌زدایی شود و بازار مرید و #مراد_بازی و شمع و قبله جمع بودن برچیده شود. تبعات دنیای مدرن یکی اش همین است که به قول #مارکس« هر‌آنچه را که سخت و استوار است دود می‌کند و به هوا می‌فرستد» از جمله این سختی و استواری، داشتن #نگاه_اخلاقی_به_هنرمند است. یعنی هنرمندی که در بعد زیبایی شناسی، اثرش ، روح‌ها را به نوازش و خلجان وامی‌دارد، می‌تواند لزوما فرد منصفی نباشد، حقوق دیگران را نادیده بگیرد، دچار عجب و غرور و خودپسندی شود، آدم دهان بین و دمدمی مزاجی باشد و ثبات رای نداشته باشد، به دنبال منافع شخصی باشد و در کار صنفی و جمعی نظر و منافع خود را بر دیگران ترجیح دهد. تمامی این خصایل انسانی‌آند و همه ما با و کم و زیاد و کاست و فزود‌هایی به آن دچاریم و باید موقعیت و فرصتش فراهم شود تا مورد محک و سنجش قرار گیریم. چه گروه‌های هنری و به خصوص موسیقی که در سه چهار دهه اخیر بابت همین رفتارها و تبعیض‌ها برهم خورد و از هم پاشیده شد. البته این اطلاعات کمتر به بیرون و میان افکار عمومی درز کرده است، اما در میان خود هنرمندان به صورت شایعه و خبر دست به دست می‌شود و همین مسئله روابط میان هنرمندان موسیقی را بسیار متزلزل،ترد و شیشه‌ای کرده است. بخش‌هایی از این روابط از سوی استاد محمدرضا لطفی بر روزن افتاد و البته دیگرانی هم پاسخ‌هایی دادند، اما هنور تاریخ معاصر موسیقی ما( به خصوص در دو دهه قبل از انقلاب و سه و نیم دهه اخیر)، پازل‌های تکمیل نشده فراوانی دارد و قطعا هنگامی که اسناد و گفتنی ها فزونی یابد، نقاب از روی بسیاری از کار و کردارها برگرفته می‌شود و به قول حافظ:
روزی که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
از سوی دیگر هنرمندان به دلیل آنکه زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار دارند، کوچکترین خطای اخلاقی آنها نادیده گرفته نمی‌شود.
این البته در هنر شرقی بروز و ظهور دارد که هنر فرد، هنگامی متعالی می‌شود که فرد از منظر اخلاقی نیز دارای توازن باشد، یعنی قول و فعلش با یکدیگر سازگاری داشته باشد و بر اساس شرایط سیاسی روزگار موضع عوض نکند. اما تاریخ نشان داده که این گونه نیست و هنرمندانی بودند که رفتار و اخلاق آنها ربطی به کیفیت کار هنری آنها نداشت. این به این معناست که شما می‌توانی هنرمندی درجه یک و ممتاز باشی و هنرت هوش از سر همه برباید و از سوی دیگر #قواعد_اخلاقی را در برخورد با همنوعان رعایت نکنی. نمونه‌اش در همین ایران معاصر خودمان می‌توان به #رکن_الدین_خان_مختاری اشاره کرد که موزیسین قهاری بود و آثارش هنوز بازنوازی و اجرا و حتی در هنرستان موسیقی درس داده می‌شود. او همان #سرپاس_مختاری است که در دوره رضاشاه ریس پلیس پایتخت بود و جان‌های بسیاری را ستاند و اتفاقا بسیار به گل و گیاه هم علاقه‌مند بود و البته از سوی دیگر اهل رشوه گرفتن نبود. شخصیتی آهنین مزاج داشت و خشونت او سبب شد تا بزرگی همانند روح‌الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی از وجه شخصیتی او به نیکی یاد نکند. اما با این همه معایب کمتر کسی است که از ساخته‌‌های رکن‌الدین خان مختاری لذت نبرد.

اتفاقا در همان اوایل انقلاب از یکی از بزرگان موسیقی با عنوان #راسپوتین یاد می‌شد به دلیل برخورد‌های قهری که با موزیسین‌های قبل انقلاب و تسویه آنها داشت. یا بعدها در قهر و‌آشتی‌هایی که در گروه‌های بزرگ موسیقی صورت گرفت، رفتارهای نامتوازن بزرگان موسیقی سبب شد تا این گروه‌ها نوازنده‌های بزرگی را از دست بدهند و اصولا رمز تشکیل گروه‌های تازه‌تر و جوانتر همین مرید و مرادبازی و انحصارگرایی برخی بزرگان و تضییع حقوق آنان بود.
Older posts →

About this channel

How can I read @mokhtabad without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for سیدابوالحسن مختاباد/سربانگ: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does سیدابوالحسن مختاباد/سربانگ have?
سیدابوالحسن مختاباد/سربانگ (@mokhtabad) has 196 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does سیدابوالحسن مختاباد/سربانگ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →