سال و قرنِ نوی ما دلبستگانِ کتاب
———————
هر دو کتاب #قرآن و #حافظ حاصل هدیه دوستانی است در سال گذشته که یکی از ایران و دیگری از سنحوزه به دستم رسید.
قرآن را دوست فرهیخته و گرامی و ناشر خوشفکر و اهل اندیشه، آقای #محمدرضا_جعفری(مدیر#نشرنو )هدیه داد. قرآنی با چهار ترجمه کهن برگرفته از #تفسیر_طبری، #تفسیر_سورآبادی، #تفسیر_ابوالفتوح_رازی و #تفسیر_کشفالاسرار_میبدی که هر چهار اثر نماد درخشانی از فخامت، وزانت و دیرندگی زبان فارسیاند.
کتاب حافظ، دکتر #احمد_مجاهد را پس از فوت آقای #درودیان در سن حوزه از کتابخانه به جای مانده ایشان و از طرف فرزندش هدیه گرفتم.
شعر انتخابی از دیوان را هم از حافظ برگنیسی گرفتهام که چند روزی قبل انتشار عمومی، در دفتر کار نشر فکر روز (اسفند ۱۳۷۹)و از سوی زنده یاد #کاظم_برگ_نیسی و محمد مقدمفر هدیه گرفته بودم.
وقتی مریم گفت کتابها در #هفت_سین سفره کوچک ما، خیلی گندهاند، با خودم اندیشیدم، در واقع ماجرا هم همین است و سهم کتاب در زندگی من بسیار زیاد است و لذا جای آن در سفره هفتسین باید بزرگ باشد و بشکوه.
این نکته را هم اضافه کنم که چند مدتی است با اشعار حافظ درپیچیدهام. دلیلش را زودتر باشد که بنویسم.
غزل نوروزی حافظ:
ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه می میخواهم و مطرب که میگوید رسید
شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسهام
بار عشق و مفلسی صعب است میباید کشید
قحط جود است آبروی خود نمیباید فروخت
باده و گل از بهای خرقه میباید خرید
گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش
من همیکردم دعا و صبح صادق میدمید
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشهای بویی شنید
دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامهای در نیک نامی نیز میباید درید
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید
تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
این قدر دانم که از شعر ترش خون میچکید
@nashrenow
عکسها در اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/CbVNwr_F90g/?utm_medium=copy_link
Post #318
2.11K