این اپیزود 2See دو بخش جدا ولی مرتبط داشت، اول درباره Supercell و منطق پشت موفقیت Clash of Clans، بعد هم درباره کلاس Paths to Power در استنفورد و اینکه قدرت در محیطهای کاری و اجتماعی چطور ساخته میشه.
🔻 شرکت Supercell از این جهت جالبه که با حدود ۳۰۰ نفر نیرو، میلیاردها دلار درآمد ساخته. ایده اصلیشون هم ساختار وارونه بود. مدیرعامل میگفت میخواد ضعیفترین آدم شرکت باشه، یعنی تصمیم واقعی دست تیمهای کوچک ۱۰ تا ۱۷ نفره باشه، همون تیمهایی که بهشون Cell میگفتن. مدیرعامل قرار نبود هر بار از بالا بگه این بازی ساخته بشه یا نشه.
تو کلاس، این را با دو مفهوم توضیح میدادن، Exploration و Exploitation. بعضی سازمانها باید دنبال کشف ایده تازه باشن، بعضیها باید از چیزی که جواب داده بهتر بهرهبرداری کنن. چارچوبش هم VSR بود، Variation برای تولید ایدههای متنوع، Selection برای انتخاب ایده بهتر، Retention برای اینکه دانستههای خوب در سازمان پخش بشه.
📊 حالا شرکت Supercell عمدا طرف Variation رو سنگین گرفته بود. تیمها مستقل بودن، شکستها رو بدون مقصر پیدا کردن مرور میکردن، پاداش افراد به سود کل شرکت وصل بود و حتی اگر اکثریت با یک بازی مخالف بودن، یک نظر اقلیت میتونست پروژه رو زنده نگه داره. Boom Beach یکی از همین مثالها بود، بازیای که شاید در یک شرکت معمولی کنسل میشد، ولی اونجا فرصت گرفت و موفق شد.
💬 بخش دوم اپیزود درباره قدرت بود، اما نه از جنس سیاستبازی کثیف. تعریف کلاس این بود که قدرت یعنی توانایی پیش بردن کارها از طریق دیگران و همراه با دیگران. از این زاویه، دوری از قدرت همیشه نشانه اخلاقی بودن نیست، گاهی فقط یعنی آدم بلد نیست اثر بذاره.
چند بخشش به نظرم کاربردی بود. اول اینکه قدرت از خودشناسی شروع میشه، باید بدونی کی هستی، چی میخوای و چه چیزی سر میز میاری. دوم اینکه فقط شغل خوب کافی نیست، باید در میدان بازی درست باشی. محیطی که توانایی تو رو ارزشگذاری نکنه، آدم رو فرسوده میکنه.
یک بخش مهم دیگر هم منابع قدرت بود. پول فقط یکی از منابع قدرته. دانش خاص، دسترسی، ارتباط، یا مهارتی که ارزشمند باشه، دست خودت باشه و جایگزین کردنش سخت باشه، میتونه برای قدرت بسازه. حتی یک پادکست، اگر واقعا نقطه اتصال آدمها به یک شبکه کمیاب باشد، میتونه منبع قدرت بشه.
از اون طرف، فقط خوب کار کردن کافی نیست. باید کار دیده بشع. عملکردی که هیچکس نمیبینه، خیلی وقتها فقط زحمت پنهانه. شبکه روابط هم حاشیه زندگی نیست، زیرساخت پیشرفته. منتها شبکهسازی هم قرار نیست فقط وقتی کاری گیرمون افتاد شروع بشه. باید روتین داشته باشه، مثل ورزش.
یکی از بخشهای خوبش هم ارتباط بود. آدمی که میتونه چیز پیچیده رو ساده و روشن توضیح بده، قدرت میسازه. لازم نیست باهوشترین به نظر برسه، کافیه کاری کنه بقیه واضحتر ببینن. بعد هم برند شخصی، یعنی داستانی که دیگران وقتی نیستی دربارت تعریف میکنن. این اگر دست خودت نباشه، باز هم ساخته میشه، فقط بیاجازه تو.
و خلاصه که قدرت فقط مقام و پول نیست. ترکیبیه از خودشناسی، محیط درست، منابع کمیاب، دیده شدن، رابطه ساختن و روایتی که از خودت در ذهن دیگران میکاری.
🔗 https://www.youtube.com/watch?v=QvOZgBdubMQ
✈️ @Mirage_Notes