تاریخ: ۷ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۵۰
برای: یونآ
خیلی ممنون از جواب
پر از قافیه و زیبات.
ممنونم.
جانمان به لب رسید و زبانمان نجنبید
حوصلمان به سر رسید چشمانمان نخندید
هر چه بگفتم به همه حال مرا بفهمید
تیشه زدند به ریشه زدند
ریشهام قطع نشد
اما میوههایم، بگندید!.
امضا: گورکن بهشت
وضعیت نامه: نمناک
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #878
95
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۲۳:۱۹ برای: گورکن بهشت تنم تابوت غمگینی که جانم را نمی فهمد دل تنگم حصار استخوانم را نمی فهمد شبیه بغض نوزادی که ساعتهاست می گرید پر از حرفم کسی اما زبانم را نمیفهمد انارم دانه دانه دانه غم دارم کسی تا نشکنم راز نهانم را نمیفهمد…
- ❤ 1