TGViewer
پست‌خانهٔ نیمه‌شب پست‌خانهٔ نیمه‌شب @midnight_post · 2.54K subscribers
Post #844 139
تاریخ: ۶ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۰:۳۶
برای: هانا + اهالی پست‌خونه

این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…

سلام هانا؟ این اولین باریه که برات نامه می‌نویسم، درسته؟
حقیقتش خیلی خوشحالم که می‌بینم پست‌خونه باز شده. متأسفانه من دیگه تو پست‌خونه نیستم، خیلی وقته که رفتم، اما وقتی نامه‌ت به دستم رسید واقعاً خوشحال شدم. اینکه بعد از گذشت این همه وقت ببینم هنوزم ردی ازم هست، واقعاً خوشحال‌کننده بود. بیشتر از اینکه ببینم هنوز کسی رهگذر رو یادشه، چیزی که راجع به نامه‌هام گفتی رو دوست داشتم.

قلم نوشتاریت رو دوست دارم. هرچند این تنها متنیه که از تو دیدم، اما این نامه اضافه‌گویی نداره، قلم صیقل‌داده‌شده نداره؛ این نامه مثل صاحبش ساده و بی‌آلایشه. واقعاً نامه‌هایی که لحن محاوره‌ای دارن رو بیشتر دوست دارم. این مدل نامه‌ها صدا دارن، انگار نویسنده‌ش داره افکارش رو برام تعریف می‌کنه و چشمام موقع دنبال کردن کلماتش نیازی به مکث کردن نداره؛ با خود کلمات جریان پیدا می‌کنه.

امیدوارم بیشتر بنویسی. هرچند مدت زمان حضور من تو پست‌خونه واقعاً تموم شده، البته که در آینده رهگذرهای بیشتری وارد اونجا می‌شن. رسم رهگذر بودن همینه دیگه. امیدوارم رهگذر بعدی از من موندگارتر باشه و همون‌طور که به من کنار خودتون یه صندلی دادین، به اونم بدین.

و اما دخترک آبی؛ یه نامه قبلاً برام نوشته بودی. باید بگم من خیلی قبل‌تر از اینکه پست‌خونه رو ترک کنم به اون جواب دادم. متأسفانه اون نامه هیچ‌وقت پست نشد و خب ترجیح می‌دم تو همین وضعیت بمونه. اما حس کردم این بخشش رو باید بهت بگم:

من هیچ‌وقت نگران نامه‌هایی که اینجا نوشتم نبودم؛ نه به خاطر اینکه من ناشناس بودم، به خاطر اینکه وقتی برای کسی نامه می‌نویسم حس می‌کنم نامه لطفِ متعلق به من و شخص گیرنده‌ست. درسته که افراد دیگه‌ای هم اون نامه رو می‌خونن، اما موقع نوشتنش، ارسالش و دریافت جوابش، هیچ‌کس دیگه‌ای رو جز خودم و گیرنده نمی‌بینم.

خود پست‌خونه هیچ‌وقت برام جادویی نبود، اما این بخشش حداقل برای خودم جادویی بود؛ که واقعاً عجیبه، چون حتی همین الان هم همین حسی که گفتم رو دارم.

می‌دونم پست‌خونه ساخته شده که حرفایی که تو دلمون مونده رو بگیم؛ غم، ناامیدی، حسرت، دل‌شکستگی. ولی حقیقتاً از ته دل امیدوارم نامه‌هایی از جنس شادی، کنجکاوی، دوستی و آشنایی هم رد و بدل بشه. قدیمی‌ها اگه هنوز باشن، ممکنه یاد اون موقع که یه اتصال این‌شکلی ایجاد شده بود بیفتن؛ موقعی که با هم کنار حالت‌های نامه، معطر رو هم ایجاد کردیم. اون موقع پست‌خونه زنده بود.

برای همه‌تون، چه اونایی که شناختم و چه اونایی که فرصت نشد بشناسم، امیدوارم نامه‌هاتون عطرهای جدیدی پیدا کنه؛ عطرهایی که با حس کردنش خودتون رو فقط شکسته نبینید. به هر حال، یه عطر وقتی حس می‌شه که شیشه‌ش ترک برداره.

موفق باشین.

اولین نامه‌ی من اینجا با مچاله‌شده ارسال شد و یه‌ جورایی خوشحالم که آخرین نامه‌م معطره.

_ رهگذر


امضا: رهگذر قدیمی‌ پست‌خونه
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
  • ❤ 1
More from @midnight_post
  1. Sep 29, 2026آخرین پاکت امشب هم به راه افتاد… چراغ‌های پست‌خانه خاموش شدند؛ اما نامه‌هایی که هنوز در را…
  2. Sep 29, 2026تاریخ: ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۱۱ برای: Cloud این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… سلام🤍🦋 راست…
  3. Sep 29, 2026تاریخ: ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۱۶ برای: ویران من هم به اندازه ریگ های بیابان ، روزهایی گذرانده…
  4. Sep 29, 2026تاریخ: ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۴۴ برای: برای آفرینش و غریب آشنا این نامه، کمی بیشتر از یک نفس…
  5. Sep 29, 2026تاریخ: ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۴۲ برای: نم این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… از خود و هرچه هس…
  6. Sep 29, 2026تاریخ: ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۳۱ برای: Cloud سلام ، راستش من دارم این روزا تجربه میکنم قبلا خ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →