تاریخ: ۵ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۴۶
برای: هاشم
اوقات نیک بخیر، دوستِ غریب.
امیدوارم چرخِ روزگار به کامت بگذرد.
سپاسگزارم بابت لطف و مهری که به بنده و نوشتههایم داری. باید بگویم برایت که صداقت در سطر به سطر و کلمه به کلمهٔ شما انباشته است و نیازی به غبطه نیست در باب نوشتن نامه؛ همان که صادقانه و حسی باشد، کافیست.
من با چند خطِ شما واقعاً حس کردم بر روی کاغذی کاهی، با خطی شکستهنستعلیق و خودکاری آبی که تا نقطهگذاری آخرِ نامه جان داشت، بر روی میزی قدیمی از چوب بلوط نامه نوشتهام.
و بگذار بگویم باعث افتخارمه دوستی با شما و نوشتن هر از چند گاهی از روزگار معمولی و رنگیام. و هرگاه خُرده داستانی، حسی، هرچه برای تعریف باشد را مینگارم و به دست پستچی میدهم تا به مقصد برساند.
من هم زندگی را از دیدِ معنا و حواسِ پنجگانه دوست دارم. همین که آدمی با دیدنِ سبزیِ برگی، بویِ خاکِ بارانخوردهای، زندگی را لمس کند و معنا را ببیند، با وجود سختیها، یعنی میفهمد زندگی چیست و با تضادها زیستن چگونه است.
دوستِ عزیز و غریب، امید است، در پناهِ مهرِ ایزدِ منّان، بهروز و خُرّم بمانی.
امضا: اِبهام
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #808
148
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۵۵ برای: اِبهام سلام امیدوارم خوب باشی خب! شما نامه نوشتن رو برای من سخت کردی دوست من!!! شاعرانه مینویسی و کاشکی منم به این خوبی میشد که بنویسم برات:) لذت میبرم از تصاویری که میسازی و کلمه های متنوعی که جمله هاتو میسازن. خیلی…
- ❤ 1