تاریخ: ۴ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۵۹
برای: آنکه جان به بودنش گره خورده
من، تابآوری درد خویش را آموختهام؛
اما دیدن رنج آنان که جان به بودنشان گره خورده است
هنوز؛
برای قلبم حادثهایست بیتکرار.
چه جانفرساست
تماشای فروپاشی کسی
که تمنایت، آن است که جهان از شانههایش فرو نریزد؛
و تلختر، اینکه دستهایت
جز نیایش هیچ تمهیدی
برای رهایی در اختیار ندارند.
و ای کاش میشد؛
درد را از شانههایشان برگرفت
و خاموش،
به نام خویش زد؛ و ای کاش
گاه توان آن داشت که رنج دیگری را؛
بر جان خویش متحمل شود.
امضا: S
وضعیت نامه: مچاله
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #799
153