تاریخ: ۳ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۱:۲۵
برای: سپیده دم
چراغی روشن است اما در خانهی تو
غذایی سرو شده است برای شکم تو
بالشی هموار است برای سر تو
قلبی میتپد در سینهی تو
پایی میجنبد در دامان تو
دستی مینویسد با بازوی تو
چشمی میبیند بر روی صورت تو
صدایی از تو بیرون میآید از گلوی تو
همهی اینها را بقیه هم دارند
اما آنها برای آنها هستند
و تو برای تو.
امیدوارم درکش کنی.❤️
امضا: گورکن بهشت
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #779
155
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۰۷ برای: اهالی پست خانه این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… بعضی وقتها هست که فکر میکنم بینقصم؛ ولی فقط بعضی وقتها، و خیلی کوتاه. چون خیلی زود، تند و سریع، مغزم تمام روزها، دفعهها، آدمها و اتفاقات و کلا هر سند و مدرکی که بتواند…