تاریخ: ۳ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۵۵
برای: اِبهام
سلام
امیدوارم خوب باشی
خب! شما نامه نوشتن رو برای من سخت کردی دوست من!!! شاعرانه مینویسی و
کاشکی منم به این خوبی میشد که بنویسم برات:)
لذت میبرم از تصاویری که میسازی و کلمه های متنوعی که جمله هاتو میسازن.
خیلی قشنگه که آدم این وقت شب که یه نامه میخونه، اون نامه عطر و بو داشته باشه، رنگ داشته باشه، طعم داشته باشه و حتی حس کنی که کاغذش توی دستته.
نامه های شما پشت یه میز چوبی، روی کاغذ کاهی نوشته شده، خطتم خوبه، خودکارتم بیک آبیه.
بعد وقتی از ارزش زبان فارسی حرف میزنی، آدم خوشش میاد و باهات موافقه.
اونجا که گفتی دوست داری واسه یه دوست تعریف کنی که امروز در بازار تره بار سیب های قرمز خوش بویی خریدم... گفتم ای کاش من دوستت بودم.
خیلی لذت بردم
من زندگی رو هینجوری دوست دارم که شما گفتی...
که آدم ها جدی جدی با هم از قرمزی و بوی سیب ها و حرف بزنن و روزهاشون پرتقالی باشه.
بازم بنویس برای من و این پستخونه که با نامه های شما قشنگ تر میشه.
با مهر فراوان
امضا: هاشم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #760
160
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۱۴:۰۰ برای: هاشم این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… درود و مهر، دوست عزیز و غریب. نامهی شما به وقت اولین نیمروز پاییزی سال به دستم رسید و اکنون که این نامه را مینگارم، باد خنک پاییزی میان شاخههای خمیدهی درخت بید کنار پنجره، با…
- ❤ 3
- 👍 1