تاریخ: ۲ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۵۲
برای: ماه
دیشب نبودی
ولی دیدی دیشب چیشد نه؟
چجوری هم هستی و هم نیستی؟
دیشب دیدی گریه هام رو
شنیدی هق هق هام رو
دردم رو دیدی
ولی نبودی...
تا کی باید ادامه بدم؟
چرا خسته نمیشی:)
من چرا انقدر خسته شدم:)
همونقدر که نامه ها و جمله هام نامرتب و بهم ریختهست، احساسات و افکارم هم پر از بهم ریختگی و پارادوکس هستش و همش تقصیر تو و خودمه.
بیا پیشم و ولم کن، ماه؛
امضا: بیگانه
وضعیت نامه: سوخته
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #749
145
- ❤ 1