تاریخ: ۲ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۲۱
برای: برای قلب کوچکم
سلام"
نایی دیگر در بدنم نمانده مثل شمع کوچکی که دیگر در حالی که نفس های اخرش رامیزند هنوز روشن میماند
دل کندن برایم سخت بود او مکانی بود برای من پر از رنگ های مختلف و موجی از گرما گرمایی مثل همان گرما که در شب های زمستان از زیر پتو بودن میگیری
حال او نیست این را بفهم
تو دیگر از امواج گرم ورنگی به دنیای تاریک و سرد منتقل شدی
همیچی تمام از حال باید بسوزی و اخرین نفس هایت رو بکشی
او رفت. امواج گرم رفت. دنیای رنگی وپرعروسکم رفت. سردی امد. تاریکی امد.) "
امضا: تنهای کوچولو
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #743
145
- 🕊 1