تاریخ: ۱ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۱:۳۰
برای: فصل خورشید
تابستان به اخرین مرز خاطره شدن رسیده است
امشب؛ اخرین شب تابستان است
فصل زرین تاب و روز های بلند
و زمان،
بیآنکه حتی مکثی کند، و پشت سرش را نگاه کند
از کنار ما میگذرد.
سه ماه گذشت؛
با خندههایی که در حافظه جا ماندند،
اشکهایی که در سکوت فرو خوردیم،
آدمهایی که از تقویم زندگیمان عبور کردند،
و خاطراتی که در عمق جان،
هنوز بیصدا نفس میکشند.
چه چیزهایی
در این تابستان به پایان رسید،
و چه چیزهایی
بیآنکه بدانیم، در خاموشی روزها آغاز شدند.
حالا، این فصل اخرین سطر خودش را مینویسد
و من،
میان خاکستر آنچه بود و افقِ آنچه خواهد آمد،
ایستادهام؛
کمی خستهتر، کمی پختهتر، و لبریز از خاطراتی
که میدانم
هیچ تابستانی
دیگر به این شکل تکرارشان نخواهد کرد.
امضا: S
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #717
197
- ❤ 5