تاریخ: ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۱۶:۲۳
برای: تاسیان به سبک ایران
امروز 1405/6/31 از اخرین روز تابستون 1405،شاید این اخرین روز تابستون عمر ما نباشه ولی قطعا اخرین روز تابستونه 1405.و خب بدبختی چیزی بود که از همون اول ما باهاش بزرگ شدیم ولی بدبختی واقعی از حادثه تلخ تابستون 1401بود:)))
1404تا1405به اوج خودش رسیده، شده زندگی تو کشوری که اصلا زندگی نبود زندان بود...چیزایی تجربه کردیم که توی بقیه کشورا ازش فیلم و کتاب میسازن و مردم میگن این موضوعات تخیلیه و غیر واقعیه چون اصلا فکر نمیکنن بشه چنین چیزی اتفاقی بیوفته در حالی که ما باهاش زندگی کردیم:)))
توی نوجونی در حالی که بقیه جاها داشتن بهشون یاد میدادن چطور به رویاهاشون برسن به ما یادن دادن رویا فقط رویاست، و فقط رویا میمونه، چون ما تو ایران زندگی میکنیم:))
زندگی باهامون بازی کرد، ایران مون رو نابود کردن، رویاهامون رو کشتن، عزیزهای دلمون رو ازمون گرفتن،جوری همه چیزارو گرون کردن که حتی شرم مون میشه بریم مغازه قیمت بپرسیم:) شدیم یه مشت جنازه متحرک...
کلمه تاسیان رو از ایران ما گرفتن؛
تاسیان نه مریم بود نه شیرین بود، تاسیان ایران بود و ملتش:))))
امضا: سِدی
وضعیت نامه: سوخته
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #707
214
- 💔 7