TGViewer
پست‌خانهٔ نیمه‌شب پست‌خانهٔ نیمه‌شب @midnight_post · 2.79K subscribers
Post #689 335
تاریخ: ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۲:۱۸
برای: پسر کوچولوم

این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…

هنوز فراموشت نکردم.
هنوز گاهی بهت فکر میکنم هنوزم دلم برات تنگ میشه؛
گاهی وقتا یاد بعضی از حرفامون میوفتم البته این منو عصبی می‌کنه، از خودم میپرسم چرا من باید این کارو میکرم چرا باید نادیده میگرفتم رفتار بد و حرفای دردناکش رو، بیشتر از این ناراحت میشم که چرا انقدر سعی کردم تورو تغییر بدم چرا فکر میکردم دوسم داری درحالی که هر روز بهم ثابت می‌کردی که برات هیچ اهمیتی ندارم، چطوری تونستی؟ وقتی اونقدر خواهش کردی که باهم باشیم.
تو منو وابسته خودت کردی:)
آره، کار راحتی بود برای تو تنها چیزی که خیلی خوب بلدش بودی
من فقط ی تجربه بودم از نظرت ولی من کسی بودم که تو رو دوسِتت داشت بیشتر از مامانت
تو میدونستی چقدر آسیب دیدم، میدونستی چقدر حالم بده ولی تو فقط بدترش می‌کردی؛ چجوری عذاب وجدان نداری؟ من واسه بدی که در حق خودم بخاطر تو کردم عذاب میکشم
گناهم چی بود؟! اعتماد کردن بهت؟ وابسته‌ات شدن؟ دوستت داشتن؟
تقصیر خودمه خیلی دوستت داشتم؛ من مامانت بودم مگه نه؟ مراقبت بودم حتی ی وقت مریض نشی.
سعی می‌کردم تو خوب باشی، با اینکه خودم از هم پاشیده بودم.
یادته چقدر بهت دلداری میدادم؟ تو تاریک ترین شبای زندگی‌ات.
تو همیشه کسی بودی که درمورد رابطه‌مون میترسید و سریع جا میزد و همین باعث شد که هی به جدایی نزدیکتر بشیم.
یادت هست چقدر اشکمو درمیاوردی ولی بازم باهات می‌موندم؟
تو چی؟
به بدترین شکل ممکن منو کُشتی.
چجوری دلت برا حرفام تنگ نمیشه چجوری دلت برای موهام، لبام تنگ نمیشه؟ یادته میگفتی عاشقشونی؟
میدونم حالت خوب نیست میدونم حالت حتی شاید از من بدتر باشه ولی من از درون ذره ذره سوختم.
چون فقط ازت یچیز خواستم اونم موندنت کنارم ولی تو رفتی.
تمام سعیمو کردم که تو رو تغییر بدم ولی هیچوقت نمیشه ذات آدم رو تغییر داد.
چطوری تونستی بگی از اولش هم حسی بینمون نبوده؟
آره تو هیچ حسی نداشتی، میدونم.
ولی تو از دل من خبر داشتی؟ هه
اما حالا خوشحالم که تموم شد، خوشحالم که دیگه نیستی، خوشحالم که نمیبینمت.
ازت متنفرم به همون اندازه‌ای که دوست داشتم.
دیگه نمیخوام برگردی، هیچ‌وقت برنگرد.


امضا: 𝓕𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓱
وضعیت نامه: مچاله
تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
  • 😢 2
  • 💔 2
  • ❤ 1
More from @midnight_post
  1. Oct 12, 2026آخرین پاکت امشب هم به راه افتاد… چراغ‌های پست‌خانه خاموش شدند؛ اما نامه‌هایی که هنوز در را…
  2. Oct 12, 2026تاریخ: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۲۱ برای: آنكه نبايد این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… نمی‌دان…
  3. Oct 12, 2026تاریخ: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۱۵ برای: هر‌شخصی‌که‌بخونه. از نفس افتادم. احتمالا حتی به ذهنم…
  4. Oct 12, 2026تاریخ: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۱۱ برای: برای طاقچه قلبم ادم اشتباه باعث میشه از یه سبک موسیقی…
  5. Oct 12, 2026تاریخ: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۰۰ برای: غریبه آشنا اینکه بودنت بعد از یک سال هنوز هم در کنج د…
  6. Oct 12, 2026تاریخ: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۵۲ برای: حمید رضا من برات خیلی تلاش کردم، خیلی جنگیدم، خیلی صب…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →