تاریخ: ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۳۰
برای: آنه _ دخترک خیالپرداز
آنهی عزیزم، مرسی بابت حرفهای قشنگت و دل مهربونت. از خدا میخوام همیشه به قلب مهربونت نور بتابه و همیشه شاد باشی.
آنه قشنگم، شاید روزی خدا برای منم ساخت، زندگی من رو تراپیست هم نمیتونه حل کنه، امتحانش کردم. این درد با ریشههای وجودم عجین شده، رفیق همیشگیمه. نمیدونم چی لازم دارم تا درست بشه، اما میدونم بهوقتِ خودش، آغوشی که باید میبود، نبود؛ شاید روزی پیدا بشه و من آروم بگیرم.
امیدوارم تو و دل مهربونت همیشگی باشید و پایدار، جانِ دلم.
امضا: اِبهام
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #686
212
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۰۸:۳۸ برای: اِبهام ابهام عزیز ایکاش توانایی این رو داشتم که کاری بکنم تا حتی شده کمی از اون امید رو بهت برگردونم ایکاش میتونستم کنارت بشیم و بخشی از اون بار رو به دوش بکشم تا بتونی لحظهای دوباره با امید چشمات رو باز کنی و به…
- 💔 1