تاریخ: ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۵۵
برای: دختر ایران زمین
نیکای عزیز؛
میخواندی
از دلی که میان رفتن و ماندن سرگردان بود؛
بیخبر از آنکه روزی خودت
در واپسین مرز رفتن، ناتمام خواهی ماند.
و نامت،
مثل نوری بهجامانده از یک ستاره،
که در دورترین تاریکی آسمان هنوز میدرخشد.
و راستی، نیکای عزیز؛
هنوز در این خاک؛
هر دختری که گیسوانش را
به ضیافت باد میسپارد،
گویی پارهای از رویای توست
که از آن سوی خاموشی
به یادمان بازمیگردد؛
و چه تلخ و شگفت است؛
آن ترانه
هنوز از حنجرهی شهر میگذرد،
اما صدایت
جایی میان خاک و سپیده
جا مانده است.
امضا: S
وضعیت نامه: نمناک
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #682
208
- 🕊 13