تاریخ: ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۱۴
برای: برای صدرا
برای صدرا
صدرا تو واقعا با تموم وجود عشقیو که میتونست ی ادم بده رو داشتی ولی همیشه کم بودی
بیشتر وقتا نبودی
میدونی من مجبورم برای ادامه این زندگی کوفتی بچسپم ب همونی ک خودت میدونی
تو از اوضاع زندگی من خبرداری
میدونی شرایطمو ولی هیچ وقت توام نتونستی بجنگی برای من
دیدی جنگیدن منم فایده نداره
من تموم زندگیمو جنگیدم خودت شاهد بودی با چ چیزایی دست و پنجه نرم کردم خودت میدونی
هیچ وقت توام بهم دلگرمی ندادی اینو یادت نره تو هیچ وقتم کامل برای من نبودی پیشم نبودی
خودم داغونم خودم خسته ولی این ادم بهم دلگرمی میده دوسم داره امید میده بهم وجودش وجود منو معنادار کرده بهم اهمیت میده
و مهم تر از همه تو نبردایی ک دارم باهام میجنگه و تو تیم منه
دقیقا اون شخصیه ک هیچ وقت تو نبودی
همه اینارو گفتم تا هیچ
فک نکنی همه چی تقصیر من بود
اتفاقا من بی تقصیر ترینم
من بی پناه ترین و تنهاترین و خسته ترینم
امضا: ماه ناز
وضعیت نامه: سوخته
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #670
191
- 💔 6
- ❤ 1