تاریخ: ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۸:۳۸
برای: اِبهام
ابهام عزیز
ایکاش توانایی این رو داشتم که کاری بکنم تا حتی شده کمی از اون امید رو بهت برگردونم ایکاش میتونستم کنارت بشیم و بخشی از اون بار رو به دوش بکشم تا بتونی لحظهای دوباره با امید چشمات رو باز کنی و به این جهان برگردی. اما متاسفانه توانایی های محدودی دارم
ولی فکر میکنم شاید یک تراپیست کسی باشد که بتواند کمکت کند که حتی شده کمی راحتتر این بار را بکشی و از این ناامیدی رهایی یابی
در نهایت امیدارم خیلی زود لبخند های واقعی رو صورت قشنگت نقش ببندد 🫶🏻
امضا: آنه _ دخترک خیالپرداز
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #658
145
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۲۳:۴۶ برای: آنه _ دخترک خیالپرداز درود، آنهی عزیزم. اول از همه مچکرم بابت نامهی زیبایت و بابت تمام حرفهای قشنگی که زدی. اما باید بگم به همین سادگیها نیست و نبوده. گاهی آدمهایی هستند که نجاتدهندهشون خودِشون نیستن، چون…