TGViewer
پست‌خانهٔ نیمه‌شب پست‌خانهٔ نیمه‌شب @midnight_post · 2.77K subscribers
Post #627 139
پست‌خانهٔ نیمه‌شب تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۱۶:۲۴ برای: هاشم ممنونم ازت اره با مشاور حرف زدم و درحال حاضر تحت نظر روانشاس و روان‌پزشک هستم امضا: لیلیث وضعیت نامه: تاخورده تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
تاریخ: ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۰۹
برای: لیلیث

این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…

سلام لیلیث
شبت به خیر
خوبی؟
خیلی خوبه که داری روانتو درمان می‌کنی.
خب چیزهایی که اتفاق افتاده اند، هیچوقت از ذهنمون برای همیشه پاک نمی‌شن مگه اینکه فراموشی بگیریم🙃 هیچوقت هم تغییر نمی‌کنن... ولی اینکه ما چطور بهش نگاه می‌کنیم تغییر می‌کنه و این خیلی خوبه.
کم کم می‌تونیم از فکرای اشتباهی که در موردش داریم رها بشیم. مثلا فکر نکنیم که ارزش ما با اون اتفاق کم شده و احساس بدی در مورد خودمون نداشته باشیم. یا مثلاً اینکه از همه نترسیم و حالمون کنار بقیه هم بد نباشه. البته می‌دونم اینا اصلا ساده نیست ولی کم کم خیلی بهتر میشه.
حالا تو ۱۸ سالته و رفته رفته زمان و مسیر بهبودی که توش هستی بهت کمک می‌کنه تا از پس رنج های اون تجربه بگذری.
تو نامه ت گفتی اون آدم هنوز میاد تو جمع هایی که تو هم میری. خب خانواده ی تو چطور اجازه می‌دن این اتفاق بیافته؟ نمی‌دونن چقدر تو اذیت می‌شی از دیدن اون موجود کثیف؟ اصلأ خودشون چطور می‌تونن تحملش کنن؟
می‌دونی لیلیث! این خیلی بده که ما ایرانیا دیگه تو تعارف و رودربایستی، قدرت احترام به خودمون و اطرافیانمونو از دست می‌دیم. تو جاهای دیگه بدون تعارف از اون آدم شکایت می‌شد و مجبور می‌شد جلوی چشم قربانی، جزای کارشو بده ولی اینجا احتمالا خانواده ی تو بخاطر آبرو یا تعارف خیلی هم برخورد سختی نکردن باهاش. فکر می‌کنم حد اقل الان نباید اجازه بدن جایی که شما، یعنی تو و خانواده ت، هستید، اون آدم هم بیاد...
اگه اینو به پدر و مادرت نگفتی حتما بگو. این حد اقل توجهیه که باید به تو بشه.
اگه به هر دلیلی نشد که حضور اون آدم تو جمع ها رو ممنوع کنن، فکر می‌کنم بهتره دست کم تو دیگه جایی که اون هست نری که هیچوقت نبینیش. تو این حقو داری که بگی من جایی که اون آدم باشه نمیام و نری.
و دلم می‌خواد اینو بهت بگم که کار خوبی کردی که در موردش حرف زدی. همین نشون می‌ده که تو آدم قوی ای هستی و داری واسه گذشتن از این رنج تلاش می‌کنی. تو یه دختر فوق العاده ای 💚
همه ی ما هم باید ازت تشکر کنیم که اینجا رو جای امنی دیدی و باهامون حرف زدی😊
امیدوارم خدا همیشه و هر لحظه مواظبت باشه و کمکت کنه که هر چی زودتر زخمات بهتر بشن.
و امیدوارم اونقدر چیزای خوب برات اتفاق بیافته که اون خاطرات تلخ تو ذهنت خیلی کمرنگ و محو بشن.
💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚


امضا: هاشم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
More from @midnight_post
  1. Oct 13, 2026آخرین پاکت امشب هم به راه افتاد… چراغ‌های پست‌خانه خاموش شدند؛ اما نامه‌هایی که هنوز در را…
  2. Oct 13, 2026تاریخ: ۲۲ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۲۱ برای: مروارید مروارید عزیز نمیگویم میدانم چه کشیدی چون پذیر…
  3. Oct 13, 2026تاریخ: ۲۲ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۲۰ برای: هر‌شخصی‌که‌بخونه. این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است……
  4. Oct 13, 2026تاریخ: ۲۲ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۱۴ برای: برای او عزیز من عزیزترین من عزیزترین غریبه‌ی شیرین من…
  5. Oct 13, 2026تاریخ: ۲۲ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۵۷ برای: برای طاقچه قلبم من هرشب میخواهم زود بخوابم،اما متاسفا…
  6. Oct 13, 2026تاریخ: ۲۲ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۴۸ برای: برای:milad سلام. من هیچوقت نمیتونستم یک هفته بدون این…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →