ساعت: ۰۲:۲۹
برای: کسی که روزی آنقدر حوصله داشته باشد که انبوه نامه هایم را بخواند
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
این نامه دوم منه به تویی که حوصله نامه داری و البته انقدری برام مهم بودی که بزارم این ها رو بخونی .
نمیدونم تاحالا شده چیزی بخوای و نشه؟
من یبار ، این یبار بییییییشتر از همیشه ، یه چیزی رو خواستم ...
خدا همه چیزی بهم داد ، جز اون یکی ...
میدونی؟ من هنوز بهش فکر میکنم .
هنوز میگم اگه داشتمش چی میشد؟
حسرت گاهی میاد غوغا میکنه توی کنج ویرونه دلم .
ولی با اینحال من ازش گذشتم .
دل به چیزای دیگه بستم ، میدونی چرا؟
چون زندگی داره میگذره ..
من باهاش پیش برم یا نه اون اهمیتی نمیده !
زندگی اهمیتی نمیده من عجله دارم و منتظرم که زودتر بگذره ...
و همچنین اهمیتی نمیده حسم چیه و چرا میخوام که دیرتر بگذره ...
اون داره میره .
فکر نکنی مبادا قبول کردنش راحت بود!
اصلا و ابدا!!
سخت ترین بود برام تا اینجا ..
ولی... ولی ... ولی
فکر بهش رو گذاشتمش برای شب های بیخوابی و راه جدید و دلبستگی جدید پیدا کردم .
این امیده اسمش؟
شاید .
ولی من ادم معتقدیم . مهم نیست بقیه و یا حتی تویی که ممکنه اینو بخونی درموردم چی فکر میکنی .
من فکر میکنم این پلن نهایی خدا برام نیست .
یجورایی میسپرم دست خودش . بهت یه پیشنهاد درگوشی بکنم؟؟
توهم بسپر !
من هربار سپردم قشنگ تر از اونی شد که فکر میکردم .
میدونی؟ الان غمگینم . از روی خوشی و حال خوب اینارو نمیگم . انگیزه ام نیست اینا نه برای من ، نه برای تو !
فقط دوباره به اون چیزی که میخواستم و نشد فکر کردم ، و به خدا گفتم این هم میسپرم به تو ، تو درستش کن .
احتمالا چند وقت بعد که کهنه شد این نامه تازه اشکی ام، حتی یادم نیاد بخاطر چی این رو نوشتم ولی خب باز نوشتم .
پی نوشت : پی نوشت این نامه یه آهنگه ، پلی کن و دوباره نامه ام رو بخون چون شب سختی که گذروندم با این آهنگ بود . اهنگ امشب همه غم های عالم را خبر کن سپیده رئیس سادات
امضا: لاجوردِ نیلگون
وضعیت نامه: نمناک
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب