تاریخ: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۲۷
برای: مو هویجی
راستش منم همین مشکل دارم عزیزم
مشکل اینکه من میدونم الان با چه جور آدمی طرفم و میدونم شخصیتش در ضدیت با شخصیت منه و ولی نمیتونم از فکرم بیرونش کنم. بعضی موقع ها با خودم تصور می کنم بغلش میکنم و با هم میگیم و میخندیم انگار یک دنیای جدا باهاش توی تخیلاتم ساختم و داره این منو نابود میکنه واقعا ولی نمیدونم چجوری ازش خلاص شدم به خودم میام میبینم دارم باز بهش فکر میکنم.
امضا: نیهان
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #592
170
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۲۳:۳۵ برای: نیهان سلام نیهان اره تجربه کردم همین دیروز و خب وقتی فهمیدم که احساسم یه طرفس از هم پاشیدم و هعب خودمو کشتم ولی نمردم و سعی کردم احساسمو بکشم اگه دوسش داری و واقعا بدون اون نمیتونی هرجور که شده بدستش بیار نه به عنوان…