تاریخ: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۲۲
برای: نیهان
درد عشق دردیست فرای تصور
من عاشقِ معشوقی بودم
احساسات ... برای من چون موج های دریا پر تلاطم و برای او ... مانند سکوت یک خانه ی خالی بود
در نهایت پس از گذشت چهار سال از او جدا شدم
من کسی بودم که او را انتخاب کردم و خواستم با تمام ریز و درشت شخصیتش بازهم دوستش داشته باشم ، و این کار را هم کردم . آن سال ها بسیار مرا شکننده کرد ..
در نهایت انتخاب کردم که بروم چون رفتنم میتوانست بهانه ی خوبی برای او باشد و همچنین برای اینکه دوباره خودم را به یاد بیاورم :)
امضا: خورشیدِمآه
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #591
148
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۲۲:۳۳ برای: اهالی پست خانه سلام خدمت اعضای پست خانه میخواستم راجب یک مسئله راهنماییم کنین ایا تا به حال عشق یک طرفه رو تجربه کردین؟ و اگر کردید ایا اعتراف کردین یا نکردید؟ و اینکه چطور با این درد کنار اومدید و ازش عبور کردید؟ …