تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۰۶
برای: لیلیث
سلام لیلیث
امیدوارم خوب باشی
من نمیدونم جریان زندگیتو
پیام اخرتو فقط دیدم
خواستم بهت بگم
که اول از همه امیدوارم هرچه زودتر با رنج های زندگیت کنار بیای
هیچ چیز مهم تر از این نیست که به این مفهوم برسی
زندگی با رنجه
تنها باید یاد بگیری که چجوری با رنج ((((زندگی))))) کنی
این نکته را میخواستم به عنوان دانشجوی روانشناسی بهت بگم:
حتما حواست باشه که به روانپزشکت گوشزد کنی
که میزان دوز قرص هات بالا نباشه
اگر روانشناس و روانپزشکت برای تجویز داروت در ارتباط باشن که چه بهتر
چون روانپزشکت بهتر میفهمه که چه دوزی برای تجویز کنه
میتونی از روانشناست بپرسی و به روانپزشکت بگی
چرا که توی اتاق درمان اضطراب نقش مهمی داره
و اگر دوز بالا مصرف کنی اضطرابت میخوابه و روانشناست نمیتونه اعماق وجودتو در بیاره
امضا: قهوه تلخ و شکلات
وضعیت نامه: جوهرآلود
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #589
168
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۱۶:۲۴ برای: هاشم ممنونم ازت اره با مشاور حرف زدم و درحال حاضر تحت نظر روانشاس و روانپزشک هستم امضا: لیلیث وضعیت نامه: تاخورده تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
- 👍 1