تاریخ: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۰۷
برای: سِپیم، غریب آشنا
تو غریبه هستی اما درست مثل اسمت غریب اشنایی طوری درد مرا بر زبان اوردی که باورش برای خودم سخت است.
آنقدر به دلم نشست که میتوانم در شبانه روزم ساعتی سه دور بخوانمش.
از تو سپاسگزارم ای غریبهای که مرا از نزدیک ترین کسانم بهتر شناختی.🫠💛
امضا: چایی
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #547
169
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۲۳:۵۴ برای: چایی بیا ای همدرد تا برایت بگویم از دلم که دارد غمها برایت بگویم گاه نیکی، پاسخی ناجوانمردانه دارد نه درو کند گندم، آن که جو کارَد دنیایی عشق گر کنی صرف گردو فرقی ندارد آنگاه که درخت هست هُلو! آن که نیکیاش میکنی…
- ❤ 1
- 🕊 1