تاریخ: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۲۲:۵۲
برای: لیلیث
سلام
امیدوارم حالت خوب باشه
دیشب که نامه ت رو خوندم اصلا دلم نمیخواست به این فکر کنم که چنین اتفاقی برات افتاده باشه.
وقتی گفتی سایه های روی دیوار و دایی مادربزرگت... گفتم شاید یه شبه یا روح بوده که تو رو ترسونده و اذیت کرده...
خیلی متأسفم. خیلی متأسفم. خیلی خیلی متأسفم از این اتفاق بد که تو اون سن کم برات افتاده و سال ها ادامه پیدا کرده...
تا حالا با یه مشاور خوب درباره ش حرف زدی؟
امضا: هاشم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #530
206
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۱۰:۲۴ برای: هاشم روح سرگردان ؟ نه اون روح نبود دایی مادر بزرگم زنده بود و هنوز هم زنده اس بله حدود ۹۰ سال سن داره اون به من تعرض کرد،برای تقریبا ۳ سال پشت سر هم ادم مورد اعتماد فامیل بود هر وقت دورهمی داشتیم اونم بود من تنها…
- 💔 1