ساعت: ۰۱:۵۳
برای: هوریا
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
سلام
امیدوارم خوب باشید
دیشب میخواستم براتون یه نامه ی دیگه بنویسم که خیلی دیر بود گذاشتم برای امشب. امشب هم خیلی دیر شد ولی من بیدارم...
نمیدونم شما چند سالتونه، حرفاتون آگاهانه و بالغانه ست و بوی سی و چند سالگی میده ولی اینکه هنوز در مورد عشق محتاطید بوی حداکثر بیست و دو سه سالگی.
خانم بیست و دو سه ساله ای که زود به بلوغ فکری رسیده و نگاه عاقلانه ای به زندگی داره. اگه این باشه خیلی زیباست و تبریک میگم چون من بعد از اینکه همیشه خیلی احساسی و هیجانی زندگی کرده ام، به این نتیجه رسیده ام که برای آدم هیچ چیز بهتر و قشنگ تر از خرد و خردمندانه رفتار کردن نیست.
عشق خیلی قشنگه ولی واقعا وادی پر خطریه و بیشتر وقت ها همون زندگی سوزه. ولی خرد مسیر خوب سالم بودن و سالم زندگی کردنه. مسیر رشد کردن و آرام و مطمئن زیستن.
من امروز برای هر کس که میتونه در برابر توفان های هیجان و احساس، آرام و با طمأنینه رفتار کنه، احترام خیلی زیادی قائلم.
نمیدونم شما در این لحظه در رابطه ای هستید و احساسات مبهمی دارید، یا از یه رابطه ی تمام شده حرف میزنید یا اصلأ تا حالا در رابطه ی جدی ای نبوده اید!! ولی احساس میکنم آدمی هستید که احتمالا دارید خوب زندگی میکنید، کار و هدف و راه مشخصی دارید و بی عشق یا با عشق راه خودتونو میرید. نمیدونم، این فقط چیزیه که من در موردتون تو ذهن خودم تصور کردم.
اگه اینطور باشه بازم تبریک میگم و امیدوارم هیچوقت عشقی رو که باعث ویرانی بشه، تجربه نکنید.
اگه دوست داشتید در مورد خودتون بیشتر بگید.
امضا: هاشم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب