TGViewer
پست‌خانهٔ نیمه‌شب پست‌خانهٔ نیمه‌شب @midnight_post · 2.77K subscribers
Post #1320 131
پست‌خانهٔ نیمه‌شب تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۱۸:۱۴ برای: خودم سلام،امروز بابا مجبورم کرد که بیا برو نماز بخون بعد اون حین من فقط داشتم میخندیدم و بعد بابام داشت میگف اره مثلن بری دانشگاه همه میگن این چه دین و ایمونی داره ؟؟؟بعد مامان برداشت گف انقدر ریشخند نکن برو بخون حدیث…
تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۳۱
برای: حدیث

این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…

سلام، امیدوارم حالت خوب باشه.
راستش، من اکثر نامه‌های پست‌خونه رو می‌خونم. شاید همدردی کنم، اما یه چیزی جلوم رو می‌گیره که دخالت نکنم و چیزی در جواب نامه‌ای که مقصدش من نیست، ننویسم. اما نامه‌ای که از شما خوندم، این‌طوری بود که تصویری از قبلِ خودم رو دیدم؛ درست قبل از اینکه انتخاب کنم دیگه از طرد شدن و دوری نترسم و اجازه بدم هرکسی که منو دوست نداره، فقط دوستم نداشته باشه. و همین تا جایی که الان، اگر نارضایتی خانواده رو از خودم می‌بینم، اگر بدونم حقی از کسی ضایع نکردم، هیچ عذابی نمی‌کشم و اهمیتی نمی‌دم.

خواستم بگم اگر به خاطر ترس از دست دادن اون‌هایی که با وانمود کردن نگه داشتی زندگی کنی، هیچ‌وقت نمی‌فهمی خود واقعی‌ات چی می‌خواد و همیشه ته ذهنت علامت سؤال «من کی‌ام؟ چی می‌خوام؟» می‌مونه.

من بعد از مدت‌ها زندگی توی یه خانواده‌ی مذهبی می‌دونم نداشتن حق انتخاب عقاید یعنی چی، اما اینم می‌دونم وقتی چیزی رو قبول می‌کنم که درکی ازش دریافت نکردم، تا همیشه عذابم می‌ده.

لازم نیست درباره‌ش با کسی دعوا کنی و اصرار کنی دیگران متوجه بشن تو چی می‌خوای. همین که خودت بفهمی چی می‌خوای، چطور حالت خوبه، تمام ماجراست.

من خانواده‌م رو سرزنش نمی‌کنم، چرا که اونا هم زمانی توسط یه سری آدم آسیب دیدن و کسی نبوده کمکشون کنه. اما الان زندگی و جامعه فرق کرده. هر انسانی می‌تونه خوب و بد رو تشخیص بده، خودش یاد بگیره و بفهمه. ما می‌تونیم درک کنیم و نذاریم بعضی رفتارها و حرف‌ها به روحمون نفوذ کنه و مجبور بشیم قبولش کنیم.

خلاصه که امیدوارم درست منظورم رو رسونده باشم و خیلی پیچیده نگفته باشم. در حد نصیحت کردن نیستم؛ فقط تجربه‌ای بود که انتقال دادم و عذر می‌خوام بابت پرحرفی‌ام. امیدوارم همیشه بتونی خودتو پیدا کنی و وجودت پر از آرامش باشه.


امضا: اِبهام
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
  • ❤ 2
More from @midnight_post
  1. Oct 17, 2026آخرین پاکت امشب هم به راه افتاد… چراغ‌های پست‌خانه خاموش شدند؛ اما نامه‌هایی که هنوز در را…
  2. Oct 17, 2026تاریخ: ۲۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۴۱ برای: برای عزیزکرده:) برای عزیزکرده می دونی عزیزکرده ...خیل…
  3. Oct 17, 2026تاریخ: ۲۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۳۵ برای: دایی جان ناپلئون منم امشب دلم برای خودم سوخت. خیلی سو…
  4. Oct 17, 2026تاریخ: ۲۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۰۷ برای: برای پنجاهو و یکی من سلام رفیق سه ساله و همدم ۶ماهه م…
  5. Oct 17, 2026تاریخ: ۲۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۵۹ برای: مهجور چه احساس قشنگ و جالبی ، بین تمامی نامه ها وایب…
  6. Oct 17, 2026تاریخ: ۲۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۵۴ برای: منِ‌واقعی این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… امشب برا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →