تاریخ: ۲۲ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۳:۰۰
برای: نفس
من ترجیح میدهم در قصهی کسی، دوستِ بدی باشم تا تشویقکنندهی اشتباهاتش؛ ترجیح میدهم بهخاطر حقیقتی که تلخ است سرزنش شوم، تا برای دلخوشیِ لحظهای، چشم بر چیزی ببندم که میدانم روزی درد خواهد شد.
رفاقت برای من کف زدن بهازای هر تصمیم نیست؛ گاهی یعنی ایستادن روبهروی کسی که دوستش داری و گفتنِ حرفی که دوست ندارد بشنود.
اگر بهای دلسوزی، بد جلوه کردن در روایت دیگریست، بگذار همان دوستِ بد بمانم؛ من برای خوب به نظر رسیدن، وجدانم را ساکت نمیکنم.
امضا: ياس
وضعیت نامه: مچاله
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1229
178
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۲۳:۰۴ برای: Yas . Fafa این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… امروز حالم بدجور گرفتهست… نشستهم و دارم به اتفاقی که بینتون افتاد فکر میکنم. تو سرم مدام صدای شایع میپیچه که میگفت: «نمیارزید به این همه پایین و بالا، به این که ببازم…
- 👍 2