تاریخ: ۲۱ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۱۷
برای: غریبه های آشنا؟ شاید؟
امشب از اون شباست که به شدت ناراحتم و هیچی نمیتونه خوشحالم کنه و الان بخاطر اینم ناراحتم که هیچی نمیتونه خوشحالم کنه
شده بعضی وقتا زندگیتون اینقدر بد بگذره که به خودتون بیایید و ببینید همه روزاتون شبیه هم شده؟
دیگه اون ذوق و شوق قبل رو ندارید و همش تو تختین؟
شده برای اینکه از دنیای واقعی فرار کنین تا چیزی یا کسی اذیتتون نکنه فقط بخوابین و دلتون بخواد خواب ببینید، چون خب اونجا زندگی بهتری دارید؟
متاسفم که امشب پر از حس بد و منفیم و اتفاق جالب و قشنگی نیفتاد تا بیام تعریف کنم و حس خوبشو بهتون انتقال بدم
فقط حس یوزلس بودن امشب داشت روانیم میکرد و خواستم بدونم زندگی بقیه چطور داره میگذره و آیا اصلا این فکرا از ذهنشون رد میشه؟
امضا: گیسو
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1213
134
- 👍 5
- ❤ 2
- 🕊 1