تاریخ: ۲۱ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۷:۱۹
برای: دنی
باران که میبارد، دلم می گیرد از اینکه دلتنگت میشوم اما دستم به جایی بند نیست اما من تمام روزهای بارانی را بی تو قدم زده ام و خاطراتم را برای باران تعریف کرده ام تا شاید وقتی که قطرات باران به پنجره اتاقت میخورند پیغام مرا به تو برسانند که وقت هایی که به تو فکر میکنم اسمان هم از این غم برقش را بر سینه ام میزد و غم مرا مانند قطرات باران همه جا پخش میکند تا ببارم و بتوانم یک بار دیگر تو را ببینم
امضا: زری
وضعیت نامه: جوهرآلود
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1205
158
- ❤ 1