به غرب که نگاه میکنیم محافظهکاری(کنسرواتیسم) شاخهی تناوری از درختِ اندیشه و عمل است. بنیادها و اصولِ جاافتادهای دارد. در بسیاری از مباحث قابل دفاعترین مواضع را از این اردوگاه سراغ داریم. با این حال هر ایرانیِ علاقهمند به اندیشه و سنتِ محافظهکاری در غرب یک روز با این پرسش مواجه میشود:
در وضعِ کنونیِ ما، یعنی مای ایرانی، چطور میتوان محافظهکار بود؟ این پرسش برای ما بیشتر صبغهای کانتی دارد تا تکنیکی و تاکتیکی. پرسش این است که اصلا چه چیزهایی داریم که بخواهیم حفظ کنیم و چه چیزهایی را میتوان حفظ کرد و این پرسشِ دشواری است. چون در نیم قرنِ گذشته ما یک ارتجاعِ عمیق را تجربه کردهایم که ما را تا آستانهی ورشکستگیِ سرزمینی برده است. لذا هر رویکردی به سنت نخست باید از خود اعادهی حیثیت کرده و نسبتِ خود را با این ارتجاعِ شیفتهی قدرت و تکنولوژیِ جدید معلوم سازد. خصوصا این که نسبتِ جمهوری اسلامی با مظاهرِ قدرتِ جدید منحصر به موشک و اتم و سایبرنتیک نیست بلکه در حوزهی رسانهای و تبلیغاتی و جنگِ نرم هم دریافتِ هوشمندانه و پیوندِ وثیقی با چپِ نو -به عنوانِ روحِ حاکم و غالب بر فضاهای اندیشگی در غربِ امروز- پیدا کرده، فرصتهای خود را به خوبی میشناسد و از نقاطِ ضعف و سستی در کشورهای دنیای آزاد بهره میبرد.
در واقع جمهوری اسلامی یک دارک-سایدِ حی و حاضر از رجوع به امکاناتِ سنت مینماید که میتواند اعتبارِ هر نوع بازگشت به سنت و حفظِ ارزشمندیهای آن را از پیش خدشهدار کند. پیوندی که این رژیم با اسلام و تشیع دارد هر محققی را که بخواهد نظیرِ محافظهکارانِ کلاسیک و امروزیِ غرب به مذهبِ جامعه رجوع کند و عناصرِ الهامبخش و پیونددهنده و مفیدِ آن را بشناساند، از پیش در یک فضای نزدیک به بازندگی قرار میدهد و کار را بسیار نفسگیر میکند.
در چنین وضع و حالی به گمانِ من باید بر موضعگیریهای انتقادیِ سنتِ محافظهکاری در غرب بیشتر متمرکز شد و بحث را به جای حوزهی کلیات و نظریه بر روی موضوعاتِ مشخص مانندِ نظریهی تربیت، هویت، تعهدِ سیاسی، بالانسِ عقلانیت و احساسات، ضرورتِ حزم و خطراتِ بنیادبرافکنیهای غیرِ ضروری و حتی بحثهای انضمامیتر مثلِ سقطِ جنین، حقوقِ خانواده، گیاهخواری و ... جلو برد.
گنجینهی غنیِ محافظهکاری در غرب در جامعهی امروزیِ ما برای متوازن کردنِ گسست از وضعِ قدیم بسیار کارآمد و لازم است. محافظهکاری دعوتی به بازاندیشی و پرهیز از دورانداختنها و انکارها و برساختنهای عجولانه و احساسی است و خدا میداند که چقدر این روحیه در ماهها و سالهای آینده به دادِ ایران خواهد رسید! به تار و پودِ آشکار شده و مندرسِ گلیمِ جمهوری اسلامی نگاه کنید: به زودی به کسانی نیاز داریم که بتوانند جامعه را از یک واکنشِ پاندولی که تر و خشک را با هم بسوزاند، حفظ کنند.
#محافظهکاری #ایران
Post #307
174
- 👍 13