اشعار محمد پورمرادی
مجموعه غزل "نامه نخوان"
مجموعه غزل "این هم از حال عاشقی دیگر"
مجموعه غزل"در حوالیِ عینکِ من"
Post #327
407
ابتدای بهار عاشق شد...
در نخستین قرار عاشق شد
پرسه می زد تمام گل ها را
اولِ لاله زار عاشق شد!
ریل ها را یکی یکی رد کرد
تا بیاید قطار،عاشق شد
پیش از این حال و روز خوبی داشت
از بدِ روزگار عاشق شد
آنقدر شور زد دلش ترکید!
شاخه شاخه انار عاشق شد!
زنِ افسانه ها نیامد و آه!
مردِ چشمانتظار، عاشق شد
عشق،تقدیرِ منزوی ها بود!
طفلکی شهریار، عاشق شد...
صخره،سرسخت ماند و سرسنگین!
عوضش آبشار عاشق شد!
سفره اش رنگی و دلش خوش باد
هرکه در هر کنار عاشق شد!
#محمد_پورمرادی
@mastabe
در نخستین قرار عاشق شد
پرسه می زد تمام گل ها را
اولِ لاله زار عاشق شد!
ریل ها را یکی یکی رد کرد
تا بیاید قطار،عاشق شد
پیش از این حال و روز خوبی داشت
از بدِ روزگار عاشق شد
آنقدر شور زد دلش ترکید!
شاخه شاخه انار عاشق شد!
زنِ افسانه ها نیامد و آه!
مردِ چشمانتظار، عاشق شد
عشق،تقدیرِ منزوی ها بود!
طفلکی شهریار، عاشق شد...
صخره،سرسخت ماند و سرسنگین!
عوضش آبشار عاشق شد!
سفره اش رنگی و دلش خوش باد
هرکه در هر کنار عاشق شد!
#محمد_پورمرادی
@mastabe
- ❤ 11
- 👍 2
- 👏 2

