به اندک دوستان شاعر:
دیدنی بود،برگ و بار نداشت..!
هیچ جا حرفش اعتبار نداشت..
سبز می دید کل دنیا را...
گرچه در خانه اش بهار نداشت...
حسرتش قدر نانپنیری بود
هوس صید خاویار نداشت...
در سرش حرف های نابی داشت
حرف هایی که روزگار نداشت..
روز و شب کار می نوشت اما
آخرِ برج اضافه کار نداشت...
جز کمی اختیار وزن و عروض
از خودش دیگر اختیار نداشت...
گاه گاهی به جبر قافیه ها
واژه ای غیر زهرمار نداشت...
سال ها از هجومِ تنهایی
لحظه ای فرصت فرار نداشت..
کاش سمت غزل نمی آمد
کاش دیوان شهریار نداشت....
#محمد_پورمرادی
@mastabe
Post #315
394
- ❤ 6
- 👏 2
- 👍 1
- 🔥 1