گفتم که از حکومتِ پاییز خسته ام..
از روزهای تلخِ غم انگیز خسته ام..
از رنجِ کهنه ای به بلندای آرزو
از عمر-این ودیعه ی ناچیز-خسته ام...
مثل عقاب در قفسِ کنج باغ وحش
مثل مترسک سر جالیز خسته ام...
دیگر حریف بازیِ دنیا نمی شوم
ای کاشکی شرایط تعویض...خسته ام!
هرچند سال هاست که پرهیز می کنم
این روزها از این همه پرهیز خسته ام!
رحمی بکن به حالِ من ای بغضِ بی دلیل!
ای خنجر به سینه گلاویز! خسته ام..
گل های زرد و پرپر و پژمرده و چروک
مثل تمام باغچه من نیز خسته ام!!
#محمد_پورمرادی
@mastabe
Post #318
641
- ❤ 7