جنگی که هیچکس نمیتواند تمامش کند
آزاده مدنی
این جنگ قرار نیست تمام شود؛ دستکم تا وقتی که عقبنشینی برای هر دو طرف، از ادامهٔ جنگ خطرناکتر باشد.
سالهاست آمریکا میخواهد ایران را مهار کند؛ اما نه توانسته جمهوری اسلامی را از میان بردارد و نه توانسته برنامههای موشکی و هستهای ایران را بهطور کامل متوقف کند.
ایران هم، با وجود همهٔ فشارها، نتوانسته آمریکا را از منطقه بیرون براند.
پس چرا ادامه میدهند؟
چون مسئله فقط قدرت نیست؛ مسئله ترس از لحظهای است که دیگری بفهمد شما ضعیف شدهاید.
علی واعظ در مقالهٔ خود، مخاصمهٔ ایران و آمریکا را نه بهعنوان مجموعهای از بحرانهای مقطعی، بلکه بهعنوان یک جنگ فرسایشیِ بدون برنده بررسی میکند؛ جنگی که در آن هر دو طرف هزینه میدهند، اما هزینهٔ عقبنشینی را از هزینهٔ ادامهٔ درگیری بزرگتر میدانند.
آمریکا تلاش میکند با تحریم، فشار اقتصادی و قدرت نظامی، تهران را مهار کند؛ اما تا حد امکان از جنگی تمامعیار فاصله میگیرد.
ایران نیز فشار اقتصادی و اجتماعی را تحمل میکند و همزمان تلاش میکند ظرفیت نظامی و امنیتی خود را حفظ کند.
در چنین وضعیتی، حتی آتشبس هم لزوماً خبر خوبی نیست.
چرا؟
چون هر طرف ممکن است آتشبس را نه مقدمهٔ صلح، بلکه فرصتی برای بازسازی توان طرف مقابل ببیند.
اینجاست که دیپلماسی به بنبست میرسد.
اختلاف فقط بر سر تحریم، برنامهٔ هستهای یا تنگهٔ هرمز نیست. مشکل عمیقتر است: دو طرف حتی به یک اقدام واحد، معنای یکسانی نمیدهند.
آنچه ایران «تلاش برای توافق» میبیند، ممکن است از نگاه آمریکا «نتیجهٔ فشار» باشد؛ و آنچه آمریکا «امتیاز برای تغییر رفتار» میداند، ممکن است از نگاه ایران مقدمهای برای فشارهای بعدی تلقی شود.
اما این جنگ فقط آمریکا و ایران را تغییر نداده است.
در داخل ایران، تداوم بحران به تقویت نقش نهادهای نظامی و امنیتی و امنیتیتر شدن ساختار قدرت انجامیده است. در آن سوی خلیج فارس نیز کشورهای عربی با یک تناقض دشوار روبهرو شدهاند:
هم به حمایت امنیتی آمریکا نیاز دارند و هم نمیخواهند به اولین قربانی جنگ ایران و آمریکا تبدیل شوند.
برای همین، کشورهای خلیج فارس همزمان به سمت گفتوگو با تهران، تقویت پدافند، مقاومسازی زیرساختها و ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات انرژی حرکت کردهاند.
و در پشت این صحنه، چین و روسیه نیز با حمایت اقتصادی، اطلاعاتی و ایجاد مسیرهای ارتباطی، امکان انزوای کامل ایران را دشوارتر کردهاند.
اما آیا این وضعیت بالاخره منفجر خواهد شد؟
مقاله احتمال یک تشدید ناگهانی و تمامعیار را در شرایط عادی بالا نمیداند؛ چون جنگ بزرگ برای هر دو طرف هزینهای بسیار سنگین دارد. با این حال، تلفات گستردهٔ نیروهای آمریکایی، آسیب جدی به زیرساختهای انرژی خلیج فارس یا یک خطای محاسباتی میتواند همین تعادل شکننده را برهم بزند.
شاید بنابراین آینده نه صلح باشد و نه جنگ.
بلکه چیزی میان این دو:
مذاکره در کنار تهدید،
آتشبس در کنار بازسازی،
و جنگ در کنار دیپلماسی.
و این شاید ترسناکترین بخش ماجرا باشد:
گاهی جنگها نه با پیروزی یک طرف، بلکه با عادی شدنِ شکستِ همهٔ طرفها ادامه پیدا میکنند.
برای اینکه ببینیم این بنبست چگونه شکل گرفته، چه تغییری در ساختار قدرت ایران ایجاد کرده، کشورهای خلیج فارس چگونه خود را با آن تطبیق دادهاند و چه چیزی میتواند این تعادل را برهم بزند، اصل مقالهٔ علی واعظ را بخوانید.
لینک مقاله به انگلیسی:
https://www.foreignaffairs.com/iran/new-forever-war-america-ali-vaez
لینک ترجمه فارسی:
https://lornews.wordpress.com/2026/09/29/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7/
🌀| @MarpichChannel
Post #7743
151