فرونسیس کریمخان در تمام کنشهای سیاسی و دیپلماتیک او مثل آفتاب میدرخشید. در برخورد با استعمارگران نوظهور بریتانیایی و مأموران آزمند کمپانی هند شرقی در خلیج فارس، کریمخان هرگز مرعوب هیمنهی خارجی نشد و فریب ترفندهای بازرگانان زیرک را نخورد. او دستِ دیپلماسی استعماری را پیش از آنکه ضربهای بزنند خواند؛ نه با تعصب کور مذهبی پلهای تجارت را ویران کرد و کشور را به انزوای فقیرانه کشاند، و نه سر سوزنی از استقلال و کرامت خاکش کوتاه آمد. او برای بوشهر رونق اقتصادی آورد و امنیت راهها را تضمین کرد چون میدانست رگ حیات جامعه در اقتصاد سالم و دادوستد است، نه در تکرار شعارهای توخالی کاتبان و درباریان. در حوزهی اجتماعی و شهری نیز، شیراز او تجسم مدارایی شگفتانگیز شد؛ شهری که در آن اقلیتهای مذهبی، از یهودی و زرتشتی تا ارامنه و صاحبان مسالک گوناگون، بدون ترس از تکفیر و تحقیر، در امنیتی بیسابقه زیستند. او تیغ برّانِ فتواهای تفرقهافکنانه را کند کرد، دست متعصبان را از سر گردهی مردم کوتاه ساخت و ثابت نمود که حفظ حرمت انسان بسیار بالاتر از وسواسهای خشک شریعتپناهی است.
اینجاست که تهی بودن دعوی انحصاریِ «اهل سواد» آشکار میشود. کسانی که به کریمخان برچسب بیسواد میزنند، در واقع عقلانیت ریشهدار و تاریخی او را تاب نمیآورند؛ عقلانیتی که از دل یک گفتمان بسیار کهنتر، باطنیتر و پیوندخورده با جانِ زمین و فرهنگ مدارامحور زاگرس تغذیه میکرد. آن سوادی که در دربارها و حوزهها مدعیِ انحصارِ حقیقت بود، در عمل ثمرهای جز تاریکاندیشی، توجیه استبداد و بازتولید فقر نداشت؛ اما فرونسیس سیاسی کریمخان توانست در میان طوفانی از غارت و آشوب، امنترین، شادترین و عادلانهترین دورهی زیست ایرانیان را در آن سده رقم بزند. سواد واقعی هرگز در تواناییِ نوشتن سیاق یا از بر خوانی عبارات مطوّل کتب مدرسی نبوده و نیست؛ سواد راستین، قدرت تشخیص حقیقت در بزنگاه عمل، فهم مقتضیات هستی انسانی و مهار پلیدی به نفع زندگی است. از این منظر، کریمخان زند یکی از اصیلترین، تیزبینترین و باسوادترین شخصیتهای تاریخ سیاسی ماست، در حالی که بسیاری از مدعیان پر سر و صدای قلم و محراب، در تمام عمرشان از الفبای فهم انسان و مقتضیات سیاست بیبهره بودند.
Post #6766
849